کلیدواژه‌ها = مدیریت سود
بورس اوراق بهادار

ناهمگونی دانش مدیران و لحن گزارش‌های توضیحی: نقش میانجی مدیریت سود

دوره 22، شماره 86، تابستان 1404، صفحه 177-220

https://doi.org/10.22054/qjma.2025.83390.2645

مهدی ثقفی، اعظم پوریوسف، فاطمه دستگردی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ناهمگونی دانش اعضای هیئت‌مدیره بر لحن خوش‌بینانه گزارش‍های توضیحی مدیران و همچنین بررسی نقش میانجی مدیریت سود بر این رابطه می‍باشد. در حقیقت این انتظار وجود دارد که تمایز در ویژگی‍های تیم مدیریتی شرکت، مبنایی بر تأثیرگذاری بر کیفیت گزارش‍های مالی (کمی) و توضیحی (کیفی) شرکت‍ها باشد. به‌منظور آزمون فرضیه‍های پژوهش از داده‍های پنل 125 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار در بازه‍ای 9 ساله (سال‍های 1393 الی 1401) استفاده گردیده است. برآورد مدل‍های پژوهش به روش رگرسیون چند متغیره نشان می‌دهد، ناهمگونی دانش مدیران بر لحن خوش‌بینانه گزارش‌های توضیحی و مدیریت سود تأثیر مثبت و معناداری دارد، همچنین مدیریت سود تأثیر مثبت و معناداری بر لحن خوش‌بینانه گزارش‌های توضیحی مدیران دارد. درنهایت مدیریت سود می‍تواند نقشی میانجی بر ارتباط بین ناهمگونی دانش مدیران و لحن خوش‌بینانه گزارش‌های توضیحی مدیران داشته باشد. نتایج پژوهش حاضر ضمن ارائه دیدگاهی متفاوت نسبت به نقش تیم مدیریت اجرایی در شرکت، اطلاعات مفیدی در جهت غنای ادبیات موجود در زمینه نقش رهبری استراتژیک مدیران ارشد و ارائه افشای گزارش‍های سالانه هیئت‌مدیره ارائه می‍نماید. این موضوع، منجر به بهینه‍سازی ساختار تیم مدیریت ارشد گردیده و به شرکت‍ها در تصمیم‍گیری بهتر به‌منظور بهبود عملکرد خود کمک خواهد کرد.

شاخص سودآوری

تأثیر انتخابات ریاست‌جمهوری بر مدیریت سود با نقش تعدیل‌کنندگی ساختار مالکیت

دوره 22، شماره 85، بهار 1404، صفحه 171-206

https://doi.org/10.22054/qjma.2025.82668.2627

رضا ملک، حسین فخاری

چکیده چکیده

تأثیر عامل سیاست و نظارت سیاسی بر بازار سرمایه سبب شده تا سهم زیادی از پژوهش‌های حسابداری و مالی با مباحث سیاسی مرتبط باشد. به همین جهت پژوهش حاضر درصدد بوده است تا تأثیر انتخابات ریاست‌جمهوری بر مدیریت سود تعهدی و واقعی را با درنظرگیری نقش تعدیل‌کنندگی "ساختار مالکیت" به دلیل اهمیت آن مورد بررسی قرار دهد. به این منظور اطلاعات مربوط به 122 شرکت پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران به روش حذف سیستماتیک طی سال‌های 1384- 1401 انتخاب شده و به روش همبستگی - رگرسیونی چندگانه مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته‌است. یافته‌ها نشان داده است، انتخابات ریاست‌جمهوری تأثیر منفی و معناداری بر میزان مدیریت سود تعهدی و واقعی شرکت‌ها دارد. همچنین با تفکیک صنایع بر اساس ویژگی سیاسی نشان داده شد که در سال‌های انتخابات ریاست‌جمهوری، صنایع سیاسی از طریق مدیریت سود تعهدی و صنایع غیرسیاسی از طریق مدیریت سود واقعی اقدام به مدیریت سود می‌نمایند. همچنین یافته‌ها نشان داده است که ساختار مالکیت (میزان مالکیت نهادهای سرمایه‌گذار) نقش تعدیل‌گری در اثر انتخابات ریاست‌جمهوری بر مدیریت سود تعهدی و واقعی ندارد. این یافته‌هانشان می‌دهد که در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری به دلیل افزایش حساسیت و نظارت ارکان مختلف اجتماعی و سیاسی بر عملکرد مدیران "هزینۀ سیاسی" افزایش می‌یابد که این افزایش موجب کاهش مدیریت سود (تعهدی و واقعی) در شرکت‌ها می‌شود.

شاخص سودآوری

نقش تعدیلگری محافظه‌کاری بر ارتباط بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود

دوره 21، شماره 83، پاییز 1403، صفحه 121-162

https://doi.org/10.22054/qjma.2024.79187.2555

هانیه حکمت، وحید حیدرزاده خلیفه کندی، راضیه قربانی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیلگری محافظه‎کاری بر ارتباط میان کیفیت حسابرسی و مدیریت سود است. پژوهش حاضر از نظر روش تحلیلی و از نوع همبستگی است. همچنین این تحقیق بر‌اساس ماهیت و ویژگی داده‌هایی که برای تجزیه و تحلیل فرضیه‌ها استفاده می‌شوند از نوع تحقیقات کمی محسوب می‌شود. به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها، نخست از روش کتابخانه‌ای و سپس از آمارهای ارائه‌شده توسط سازمان بورس اوراق بهادار تهران استفاده ‌شده است. یافته های بدست آمده از الگوی رگرسیونی بر نمونه‌ای متشکل از 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره 8 ساله 1394 تا 1401 نشان می‌دهد که کیفیت حسابرسی ارتباط معکوس و معنادار را با مدیریت سود دارد. از سوی دیگر مشخص گردید محافظه‎کاری بر ارتباط میان کیفیت حسابرسی و مدیریت سود اثر گذار است. نتیجه‎گیری می‎شود محافظه‎کاری با شناسایی نمودن به موقع زیان‎ها و ایجاد تاخیر در شناسایی سود، منجر به کاهش یافتن مدیریت سود می‎گردد. از آنجا که کیفیت حسابرسی سبب کاهش یافتن عدم تقارن اطلاعاتی گردیده این امر سبب می‌گردد دستکاری سود از طریق مدیریت سود کاهش یابد. در همین ارتباط، محافظه‎کاری نقش مهمی را در محدود کردن گزارشگری فرصت طلبانه مدیران ایفا می‎نماید. همچنین، محافظه‎کاری سبب کاهش یافتن انگیزه‎های شرکت برای مدیریت سود می‎گردد که این امر سبب کاهش سوگیری‎های ناشی از فرصت طلبی در حسابداری شده و آن را کاهش می‌دهد. پس انتظار بر این است که محافظه‌کاری نقش تعدیل‌کننده‌ای را بر ارتباط بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود ایفا کند، یافته‎‌های پژوهش نیز در تایید این انتظارات است.

شاخص سودآوری

گزارش تفسیری مدیریت و مدیریت سود: با تاکید بر نقش مدیران زن

دوره 21، شماره 82، تابستان 1403، صفحه 137-166

https://doi.org/10.22054/qjma.2024.77352.2523

اعظم ولی زاده لاریجانی، فرزانه یوسفی اصل، فاطمه شیرزادی، نیلوفر زمانی

چکیده رعایت مسئولیت‍های اجتماعی و زیست‍محیطی از ملزومات عصر رقابتی کنونی است و فشار رقابتی شرکت‍ها در این شرایط، هزینه‍هایی را بر شرکت‍ها تحمیل می‍کند که می‍تواند عملکرد مالی شرکت را تحت تأثیر قرار دهد. در این پژوهش نقش تعدیلی قدرت رقابت در رابطه بین مسئولیت­های اجتماعی و زیست­محیطی با عملکرد مالی شرکت‍ها بررسی شده است. نمونه آماری این پژوهش شرکت‍های پذیرفته‍شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه 1395 تا 1400 است. با غربالگری منظم شرکت‍ها، 108 شرکت به‍عنوان نمونه انتخاب شده است. پس از بررسی فرض‍های کلاسیک رگرسیون، الگوی داده‍های تابلویی با اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج نشان داد عملکرد اجتماعی با عملکرد مالی رابطه مثبت دارد و قدرت رقابت بر رابطه بین عملکرد اجتماعی با عملکرد مالی نقش تعدیلی منفی دارد. عملکرد زیست‍محیطی با عملکرد مالی رابطه مثبت دارد و قدرت رقابت بر این رابطه، نقش تعدیلی منفی دارد. با توجه به ضرایب به‍دست‍آمده، بُعد اجتماعی شرکت نسبت به بُعد زیست‍محیطی، در افزایش عملکرد مؤثرتر است.

حسابداری وجنبه های مختلف مالی

بررسی رابطۀ بین مسئولیت‌پذیری اجتماعی و مدیریت سود بانک‌ها با تأکید بر نقش تعدیلی قدرت مدیرعامل

دوره 20، شماره 77، بهار 1402، صفحه 183-218

https://doi.org/10.22054/qjma.2023.72015.2438

سامان محمدی، زهرا اوریایی، علی نادری

چکیده با توجه به تأثیر قدرت مدیرعامل بر عملکرد بانک، مدیران عامل می‌توانند در انجام مسئولیت‌پذیری اجتماعی و در مدیریت سود نقش داشته باشند و در حوزه گزارشگری مالی، باوجود پیامدهای متفاوت اعمال مدیریت سود در بانک‌ها و اثرات آن روی صنایع دیگر و اقتصاد کلان، بانک‌ها بیشتر از سازمان‌های غیرمالی به شیوه‌های مدیریت سود تمایل دارند. علاوه بر این، به دلیل عدم شفافیت و عدم تقارن اطلاعاتی، بانک‌ها ملزم به ارائه بازخورد به جامعه بیش از سایر صنایع هستند. براین اساس، پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر قدرت مدیرعامل بر رابطۀ بین مسئولیت‌پذیری اجتماعی و مدیریت سود بانک‌ها صورت گرفته است. بدین منظور نمونه پژوهش شامل 16 بانک پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران در بازه زمانی سال 1395 تا 1400 برای آزمون فرضیه‌های پژوهش مورداستفاده قرار گرفت. یافته‌های حاصل از آزمون فرضیه‌های پژوهش نشان دادند که مسئولیت‌پذیری اجتماعی بر مدیریت سود بانک‌ها تأثیر منفی و معناداری دارند. این بدان معناست که افزایش مسئولیت‌پذیری اجتماعی موجب کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و کاهش عدم شفافیت اطلاعات مالی و درنتیجه کاهش مدیریت سود بانک‌ها می‌شوند. همچنین یافته‌های پژوهش نشان دادند، قدرت مدیرعامل در تعدیل رابطۀ مسئولیت‌پذیری اجتماعی و مدیریت سود بانک‌ها نقشی ندارد.

حسابداری مالی

بررسی تأثیر محدودیت‌های حاکم بر استراتژی‌های مدیریت سود بر به‌کارگیری استراتژی تغییر طبقه‌بندی سود

دوره 19، شماره 75، پاییز 1401، صفحه 203-236

https://doi.org/10.22054/qjma.2022.67557.2375

محسن ایمنی، سیدمحمد مشعشعی

چکیده در ادبیات نظری حسابداری، دو استراتژی مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و دستکاری فعالیت‌های واقعی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است؛ اما در پژوهش حاضر با توجه به محدودیت‌های موجود برای این دو استراتژی، سومین نوع الگوی مدیریت سود یعنی تغییر طبقه‌بندی مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر محدودیت‌های حاکم بر استراتژی‌های مدیریت سود بر به‌کارگیری استراتژی تغییر طبقه‌بندی سود در بازار سرمایه ایران است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1392 الی 1400 است و 114 شرکت به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شده است (1026 مشاهده). به منظور آزمون فرضیه‌های پژوهش از مدل‌ رگرسیون لوجیت استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که سلامت مالی، سهامداران نهادی، اندازه موسسه حسابرسی و سهم بازار بر تغییر در طبقه‌بندی سود تأثیر منفی و معناداری دارد. همچنین چرخه عملیاتی بر تغییر در طبقه‌بندی سود تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ و دوره تصدی آن تأثیر معناداری بر تغییر طبقه‌بندی سود ندارد. آزمون‌های اضافی نشان داد شرکت‌های بزرگ‌تر انگیزه بیشتری برای انجام تغییر طبقه‌بندی (شکلی از مدیریت سود) در مقایسه با شرکت‌های کوچک دارند، زیرا هزینه‌های سیاسی بیشتری دارند. با توجه به نتایج بدست آمده توصیه می‌شود که به رویکرد تغییر طبقه‌بندی نیز در بررسی مدیریت سود در بازار سرمایه ایران توجه شود.

گزارش های حسابداری

بررسی رابطه بین خودشیفتگی مدیران و لحن خوش‌بینانه گزارشگری مالی: نقش تعدیلی مدیریت سود

دوره 18، شماره 72، زمستان 1400، صفحه 169-192

https://doi.org/10.22054/qjma.2021.59285.2237

الناز اکبرلو، مهدی زینالی، مهدی علی نژاد ساروکلایی، رسول برادران حسن زاده

چکیده مدیران خودشیفته با شاخصه‌های رفتاری خودخواهی، سلطه‌جویی و خودبرتربینی، اهمیتی برای قوانین و مقررات قائل نبوده و به شکل فرصت‌طلبانه در قالب مدیریت ادراک اقدام به استفاده از واژگان مثبت به شکل لحن خوش‌بینانه در گزارش‌های توضیحی حسابداری می‌کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین خودشیفتگی مدیران و لحن خوش‌بینانه گزارشگری مالی با نقش تعدیلی مدیریت سود است. برای اندازه‌گیری خودشیفتگی از دو معیار اندازه امضای مدیران و نسبت پاداش مدیران بر کل حقوق و دستمزد سالانه کارکنان و برای اندازه‌گیری لحن خوش‌بینانه از روش فراوانی واژگان استفاده شد. نمونه پژوهش حاضر شامل 115 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای سال‌های 1390 تا 1397 می‌باشد. برای آزمون فرضیه‌های پژوهش از روش رگرسیون حداقل مربعات معمولی استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد، بین خودشیفتگی مدیران و لحن خوش‌بینانه گزارشگری مالی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به عبارتی مدیران خودشیفته به گزارش‌های مالی تنظیم یافته با لحنِ خوش‌بینانه، به چشم فرصتی برای فرونشاندن اشتهایِ سیری‌ناپذیر خود برای ارتقاء شخصیِ خودشان نگاه می‌کنند. مدیریت سود اثر تعدیلی مثبت بر رابطه بین خودشیفتگی مدیران و لحن خوش‌بینانه گزارشگری مالی دارد.

ارتباطات سیاسی، معاملات با اشخاص وابسته و مدیریت سود در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران

دوره 16، شماره 63، پاییز 1398، صفحه 129-155

https://doi.org/10.22054/qjma.2019.10649

محمدرضا عباس زاده، جواد رجبعلی زاده، مصطفی قناد

چکیده معاملات با اشخاص وابسته می تواند موجب تسهیل در نیل به اهداف در شرکت های دارای ارتباطات سیاسی شود. از طرفی، معاملات با اشخاص وابسته در شرکت های دارای ارتباطات سیاسی به جهت وجود افراد ذی نفوذ، می تواند منجر به سوء استفاده از منابع شرکت و در نتیجه مدیریت سود گردد. بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر، در وهلۀ اول، بررسی ارتباط بین روابط سیاسی و معاملات با اشخاص وابسته و در وهلۀ دوم، تأثیر ارتباطات سیاسی بر رابطۀ بین معاملات با اشخاص وابسته و مدیریت سود میباشد. در این نوشتار جهت اندازه گیری متغیر ارتباطات سیاسی از تحلیل
عاملی پنج متغیر ارزش بازار سهام، ارزش دفتری داراییها، مالیات بر درآمد، تعداد کارکنان و بیمۀ پرداختی استفاده
گردیده است. همچنین به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از اطلاعات مالیِ 120 شرکت پذیرفته شده در بورس
اوراق بهادار تهران در بازۀ زمانی 1389 تا 1396 استفاده شده و تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از الگوی رگرسیون چندمتغیره و داده های ترکیبی صورت پذیرفته است. نتایج پژوهش حاکی از وجود ارتباط مثبت و معنادار بین
ارتباطات سیاسی و معاملات با اشخاص وابسته میباشد. افزون براین، رابطه معناداری میان معاملات با اشخاص وابسته و
مدیریت سود یافت نشد؛ اما با افزودن متغیر تعدیلگر ارتباطات سیاسی، وجود رابطۀ مثبت و معنادار بین معاملات با
اشخاص وابسته و مدیریت سود تأیید گردید

مدیریت سود و قیمت‌گذاری ریسک در صنعت بانکداری: شواهدی از ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول

دوره 15، شماره 60، زمستان 1397، صفحه 1-32

https://doi.org/10.22054/qjma.2019.9950

احمد بدری، علی ابراهیم‌نژاد، علی طهماسبی ترشیزی

چکیده سود خالص یکی از مهم‌ترین اقلامی است که بر مبنای روش‌ تعهدی حسابداری محاسبه شده و می‌تواند در معرض دستکاری مدیران و قضاوت تحلیلگران باشد. تحقیقات نشان می‌دهد مدیران تمایل دارند با استفاده از اقلام تعهدی، سودهای گزارش‌شده را با اهداف گوناگون از جمله کاهش نوسانات قیمت سهم، هموار کنند. پژوهش حاضر به دنبال یافتن شواهدی مبنی بر مدیریت سود در صنعت بانکداری ایران با استفاده از ذخیره (هزینه) مطالبات مشکوک‌الوصول به‌عنوان مهم‌ترین قلم تعهدی گزارشگری مالی بانک‌ها، در بازه زمانی 10 ساله 1385 تا 1394 است. بر پایه پیشینه پژوهشی انتظار می‌رود بانک‌های با عملکرد واقعی قوی (ضعیف) و پیش‌بینی عملکرد ضعیف (قوی) اقدام به ذخیره (مصرف) سود آتی، با کاهش (افزایش) سود واقعی از طریق ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول - به‌ویژه، ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول خاص - کنند. به‌منظور ارزیابی اثر عملکرد جاری و آتی بر ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول خاص از جمله نیاز به تأمین مالی خارجی، در دسترس‌بودن سایر روش‌های مدیریت سود نظیر شناسایی سود و زیان غیرعملیاتی و پایش نهادهای ناظر در ارتباط با الزامات سرمایه‌ای و ارتباط ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول خاص با ریسک از رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که مدیران در صورت عملکرد جاری قوی (سود بالا) اقدام به ذخیره سود کرده و در صورت عملکرد جاری ضعیف (سود پایین)، اقدام به مصرف سود آینده می‌کنند. نتایج همچنین نشان می‌دهد، ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول خاص با نوسان قیمتی سهام بانک‌ها رابطه معنادار منفی دارد

حق انتخاب حسابرس و مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی بر اساس نظریه انتخاب گلاسر

دوره 15، شماره 60، زمستان 1397، صفحه 103-123

https://doi.org/10.22054/qjma.2019.9954

افشین احمدی لویه، هاشم نیکومرام، فریدون رهنمای رودپشتی، بهمن بنی مهد

چکیده در پژوهش حاضر برای نخستین بار به تعیین تاثیر حق انتخاب حسابرس بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی بر اساس نظریه انتخاب گلاسر پرداخته شده است. یافته های حاصل از بررسی های تجربی انجام شده با استفاده از رگرسیون حداقل مربعات معمولی بر روی نمونه ای متشکل از 173 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1386 الی 1395 (1730 سال – شرکت) نشان می دهد که مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی برای شرکتهای دارای حق انتخاب حسابرس، بطور معناداری بیشتر از شرکتهای فاقد حق انتخاب حسابرس می باشد.  نتایج پژوهش حاضر برای نخستین بار نشان می دهد که فرایند انتخاب حسابرس در ایران از یک رویکرد فرصت طلبانه تبعیت می کند و این در حالی است که در پژوهشهای قبلی چنین نتیجه ای گزارش نشده است. بنابراین یافته های پژوهش حاضر می تواند به سهامداران شرکتها و سازمان بورس اوراق بهادار کشور در حوزه قانون گذاری، به منظور مقابله با رفتارهای فرصت طلبانه مدیران همچون دستکاری اقلام تعهدی در شرکتهای دارای حق انتخاب حسابرس ، کمک کند.

جایگاه پدیده تغییر طبقه بندی در مدیریت سود

دوره 15، شماره 57، بهار 1397، صفحه 1-23

https://doi.org/10.22054/qjma.2018.8911

علی ثقفی، مظفر جمالیان‌پور

چکیده تغییر طبقه‌بندی یکی از راهکارهای جدید برای مدیریت سود است که اخیرا به عنوان موضوعی در حوزه پژوهش‌های حسابداری مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش به بررسی چگونگی اندازه‌گیری و وجود آن در بازار سرمایه ایران پرداخته شده است. نتایج پژوهش بر روی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1381 لغایت 1393 نشان داد که شرکت‌ها از تغییر طبقه‌بندی به عنوان یک ابزار مدیریت سود استفاده کرده‌اند. به علاوه پژوهش به بررسی این موضوع پرداخت که تعامل میان روش‌های مختلف مدیریت سود چگونه است و به این نتیجه رسید که شرکتها به ترتیب از مدیریت رویدادهای واقعی، مدیریت اقلام تعهدی و تغییر طبقه‌بندی استفاده می‌کنند. به بیان دیگر شرکت‌ها با توجه به میزان استفاده از دو روش مدیریت سود (رویداد واقعی و اقلام تعهدی) اقدام به تعیین میزان تغییر طبقه‌بندی کرده‌اند. افزون بر این، نتایج پژوهش نشان داد که بحران مالی در میزان استفاده و چگونگی استفاده از تکنیک‌های مدیریت سود نقش بسزایی دارد..

کیفیت حسابرسی و ارزش گذاری بالای حقوق صاحبان سهام

دوره 13، شماره 52، زمستان 1395، صفحه 111-140

https://doi.org/10.22054/qjma.2017.7739

نظام الدین رحیمیان، محمدتقی تقوی فرد، سپیده جوادی صوفیانی

چکیده نقش اصلی گزارشگری مالی، انتقال اثربخش اطلاعات مالی به افراد برون سازمانی به روشی معتبر و به موقع است.
برای انجام این مهم، مدیران از فرصتهایی برای قضاوت در گزارشگری مالی برخوردار شده اند. هدف پژوهش
حاضر، بررسی تاثیر کیفیت حسابرسی بر انگیزه های مرتبط با تغییر اقلام تعهدی در شرکتهای با ارزش گذاری بالای
1392- حقوق صاحبان سهام است. برای انجام این پژوهش، نمونه ای متشکل از 184 شرکت در طی دوره زمانی 1388
مورد بررسی قرار گرفت. در فرایند پژوهش، از نسبت قیمت بازار به سود قبل از اقلام غیر مترقبه و عملیات متوقف
شده، به عنوان معیار ارزش گذاری بیش از حد سهام و برای بررسی تاثیر ارزش گذاری بیش از حد بر مدیریت سود
واقعی، از تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش داده های ترکیبی استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه اول نشان می
دهد که بین اندازه موسسه حسابرسی و اقلام تعهدی اختیاری شرکتهای با ارزش گذاری بالای حقوق صاحبان سهام،
رابطه معنا داری وجود ندارد. همچنین نتایج آزمون فرضیه دوم حاکی از این است که بین دوره تصدی حسابرس و
اقلام تعهدی اختیاری شرکتهای با ارزش گذاری بالای حقوق صاحبان سهام، رابطه معناداری وجود دارد و انگیزه های
مربوط به تغییر اقلام تعهدی در شرکتهای با ارزش گذاری بالای حقوق صاحبان در مدیران شرکتها کاهش می یابد

تاثیر مدیریت سود بر عملکرد مدل های ارزشگذاری مبتنی بر سود حسابداری

دوره 13، شماره 50، تابستان 1395، صفحه 185-203

https://doi.org/10.22054/qjma.2016.7063

عباس افلاطونی

چکیده برخی مدل های ارزشگذاری که برای محاسبه ارزش ذاتی سهام به کار می روند از سود حسابداری و برخی دیگر از جریان وجو ه نق د ب ه عنوا ن درو نداد استفاده می کنند. شواهد تجربی نشان می دهد که عملکرد مدل های مبتنی بر سود به طور معمول بالاتر از مدل های غیر مبتنی بر سود است. به علاوه، شواهد تجربی بیان می کند مدیریت سود که با استفاده از اقلام تعهدی و یا دستکاری فعالیت های واقعی صورت می گیرد، موجب تغییراتی در کیفیت سود حسابداری می شود و استفاده از سود های مدیریت شده در مدل های ارزشگذاری مبتنی بر سود، نتایج نادرستی به دنبال دارد. در مرحله اول این پژوهش که روی 116 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1382 تا پایان 1392 انجام شده، عملکرد مدل های سود باقیمانده و جریان وجوه نقد تنزیل شده در تخمین ارزش بازار سهام مقایسه گردیده است. در مرحله دوم، عملکرد مدل های ذکر شده در شرکت های مشکوک و غیر مشکوک به مدیریت سود مقایسه شده و برای کنترل تاثیر برخی متغیر ها روی نتایج، تحلیل رگر سیون نیز به کار رفته است. با اینکه در کل نمونهآماری، نتایج بیانگر عملکرد بالاتر مدل سود باقیمانده نسبت به مدل جریان وجوه نقد تنزیل شده است، یافته های پژوهش نشان می دهد که در شرکت های مشکوک به مدیریت سود، عملکرد مدل سود باقیمانده به صورت معناداری کمتر از مدل جریان وجوه نقد تنزیل شده است.

تاثیر مدیریت سود بر عملکرد مدل‌های ارزشگذاری مبتنی بر سود حسابداری

دوره 13، شماره 50، تابستان 1395

https://doi.org/10.22054/qjma.2020.2491.1110

عباس افلاطونی

چکیده برخی مدل‌های ارزشگذاری که برای محاسبه ارزش ذاتی سهام به کار می‌روند از سود حسابداری و برخی دیگر از جریان‌ وجوه نقد به عنوان درو‌نداد استفاده می‌کنند. شواهد تجربی نشان می‌دهد که عملکرد مدل‌های مبتنی بر سود به طور معمول بالاتر از مدل‌های غیر‌مبتنی بر سود است. به‌علاوه، شواهد تجربی بیان می‌کند مدیریت سود که با استفاده از اقلام تعهدی و یا دستکاری فعالیت‌های واقعی صورت می‌گیرد، موجب تغییراتی در کیفیت سود حسابداری می‌شود و استفاده از سود‌های مدیریت شده در مدل‌های ارزشگذاری مبتنی بر سود، نتایج نادرستی به دنبال دارد.
در مرحله اول این پژوهش که روی 116 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1382 تا پایان 1392 انجام شده، عملکرد مدل‌های سود باقیمانده و جریان وجوه نقد تنزیل شده در تخمین ارزش بازار سهام مقایسه گردیده است. در مرحله دوم، عملکرد مدل‌های ذکر شده در شرکت‌های مشکوک و غیر‌مشکوک به مدیریت سود مقایسه شده و برای کنترل تاثیر برخی متغیر‌ها روی نتایج، تحلیل رگر‌سیون نیز به کار رفته است. با اینکه در کل نمونه آماری، نتایج بیانگر عملکرد بالاتر مدل سود باقیمانده نسبت به مدل جریان وجوه نقد تنزیل شده است، یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در شرکت‌های مشکوک به مدیریت سود، عملکرد مدل سود باقیمانده به صورت معناداری کمتر از مدل جریان وجوه نقد تنزیل شده است.

مدیریت سود و تأثیر کیفیت سود بر سودآوری آتی شرکت های ورشکسته بورس اوراق بهادار تهران

دوره 11، شماره 41، بهار 1392، صفحه 37-58

احمد احمدپور، معصومه شهسواری

چکیده این پژوهش به بررسی نحوه اعمال اختیارات مدیریت در گزارشگری سودآوری آتی و تأثیر کیفیت
سود در شرکت های ورشکسته بورس اوراق بهادار تهران، بین سال های 8315 تا پایان 8309 می پردازد.
اقلام تعهدی اختیاری، به عنوان شاخص سنجش مدیریت سود در نظر گرفته شده است. هم چنین در این
تحقیق تأثیر چهار ویژگی سود مبتنی بر داده های حسابداری شامل کیفیت اقلام تعهدی، پایداری، قابلیت
پیش بینی و هموار بودن )به طور جداگانه( بر سودآوری آتی بررسی شده است. نتایج برآورد مدل با
تکنیک داده های تابلویی نامتوازن برای 55 شرکت مشمول آستانه ورشکستگی مدل آلتمن، حاکی از
این است که شرکت های مذکور ترکیب نامتناسب داشته و اقدام به مدیریت سودافزایشی کردهاند. این
نتایج از نظریه فرصت طلبانه بودن مدیریت سود حمایت کرده و نشان میدهد در گزارشگری سودآوری
آتی شرکت های ورشکسته، مدیریت سود بیشتر از کیفیت سود بکار گرفته شده است.


اثر مدیریت سود بر مربوط بودن اطلاعات صورتهای مالی

دوره 8، شماره 31، پاییز 1389، صفحه 33-60

ویدا مجتهدزاده، سمانه صادقی عسکری

چکیده این تحقیق به بررسی اثر مدیریت سود بر مربوط بودن اطلاعات صورتهای مالی با در نظر گرفتن اقلام تعهدی اختیاری کوتاه مدت و بلند مدت میپردازد. چارچوب مورد استفاده، مدل السون (1995) است؛ همچنین از مدل جونز (1991)، به عنوان مبنایی برای ایجاد دو مدل جداگانه به منظور تخمین اقلام تعهدی اختیاری کوتاه مدت و بلند مدت استفاده شده است. دراین راستا 10 فرضیه طراحی شد و با به کارگیری اطلاعات 100 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سالهای 1383 تا 1387، بعد از محاسبه آماره های توصیفی متغیرهای پژوهش، از ضریب همبستگی پیرسون و ضریب تعیین به منظور توصیف و بررسی رابطه بین متغیرها استفاده شد. نتایج نشان داد که سود و ارزش دفتری اطلاعاتی مربوط در رابطه با ارزش شرکت است. همچنین مدیریت سود در سطح کل اقلام تعهدی اختیاری، اقلام تعهدی اختیاری کوتاه مدت و اقلام تعهدی اختیاری بلند مدت مربوط بودن سود را کاهش میدهد؛ اما ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام فقط در صورت اعمال مدیریت سود از طریف اقلام تعهدی اختیاری بلند مدت، کاهش می یابد.

تاخیر اعلان سود و مدیریت سود

دوره 7، شماره 28، زمستان 1388، صفحه 115-141

https://doi.org/10.22054/qjma.2010.6948

علیرضا مهرآذین

چکیده در این تحقیق تاثیر متغیر اخبار بد بر متغیرهای سود عملیاتی و مدیریت سود مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا تحقیق حاضر به آزمون دو فرضیه زیر پرداخته است: شرکت هایی که سود خود را با تاخیر اعلان می کنند دارای اخبار بد مربوط به سود عملیاتی می باشند. فرضیه دوم: شرکت هایی که با تاخیر اعلان سود داشته اند به مدیریت سود در جهت افزایش سود اقدام می نمایند.

رابطه ی بین کیفیت پیش بینی سود با ضریب واکنش سود و تمرکز مالکیت

دوره 7، شماره 27، پاییز 1388، صفحه 109-126

https://doi.org/10.22054/qjma.2009.6941

فرخ برزیده

چکیده بسیاری از تغییرات قیمت سهام در بازار سرمایه تحت تاثیر اطلاعات مختلف و متنوعی است که از سوی شرکتها به بازار ارائه می شود. برخی از این اطلاعات منشاء پیش بینی و برآورد دارند از این رو در این تحقیق به مقایسه ضریب واکنش سود در شرکت هایی که پیش بینی سود توسط مدیریت خوش بینانه است با شرکت هایی که پیش بینی سود آنها بدبینانه است پرداخته شد تا مشخص شود که واکنش فعالان بازار نسبت به خوش بینانه و بدبینانه بودن پیش بینی مدیران از سود چگونه است. در ادامه تاثیر تعدیل پیش بینی سود توسط مدیریت بر ضریب سود بررسی شد و در نهایت نوع پیش بینی سود توسط مدیریت در شرکت های با تمرکز بالای مالکیت در مقایسه با تمرکز پایین مالکیت مورد آزمون قرار گرفت.

بررسی رابطه بین کیفیت حسابرسی با هزینه سرمایه سهام عادی و مدیریت سود

دوره 7، شماره 26، تابستان 1388، صفحه 79-100

https://doi.org/10.22054/qjma.2009.6933

غلامرضا کردستانی

چکیده در این تحقیق اثر کیفیت حسابرسی بر هزینه سرمایه سهام عادی و مدیریت سود مورد بررسی قرار گرفته است. حسابرسی اعتبار اطلاعات در دسترس سرمایه گذاران را افزایش می دهد. افزایش کیفیت اطلاعات ریسک اطلاعاتی را کاهش می دهد. کاهش ریسک اطلاعاتی نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران را کاهش می دهد. بنابراین حسابرسی با کیفیت بالاتر که منجر به افزایش کیفیت اطلاعات می شود هزینه سرمایه شرکت ها را کاهش می دهد.

بررسی تاثیر مدیریت سود، اندازه شرکت و نسبتهای سودآوری بر ساختار سرمایه

دوره 7، شماره 25، بهار 1388، صفحه 87-103

محمد علی آقایی، علی اکبر جوان، محمد ناظمی اردکانی، ابراهیم موسوی

چکیده از بحث برانگیزترین مسائل پیش روی شرکتها که در عین حال حیاتی ترین تصمیم در مورد بقای آنها به شمار میرود، تصمیم گیری در مورد ساختار سرمایه و تعیین عوامل موثر بر آن می باشد. از سوی دیگر مدیریت سود به عنوان یکی از عوامل موثر بر ساختار سرمایه در موضوعات راهبری شرکتی مطرح می باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر مدیریت سود، اندازه شرکت و نسبت های سودآوری بر ساختار سرمایه می باشد. جامعه آماری این تحقیق را شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1382 تا 1386 تشکیل میدهد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش مدل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. در این تحقیق نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام به عنوان متغیر وابسته و اقلام تعهدی اختیاری، بازده دارایی ها، بازده سرمایه و اندازه شرکت به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شده اند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که اقلام تعهدی اختیاری رابطه معناداری با نسبت بدهی دارد. همچنین بین اندازه شرکت و ساختار سرمایه رابطه ای معنادار و مثبت وجود دارد، ولی رابطه بین بازده دارایی ها و ساختار سرمایه تایید نگردید و در نهایت بین بازده سرمایه و ساختار سرمایه رابطه مثبت معنادار وجود دارد.

رابطه سازوکارهای حاکمیت شرکتی، نسبت بدهی ها، اندازه شرکت با مدیریت سود

دوره 6، شماره 24، زمستان 1387، صفحه 79-115

یحیی حساس یگانه، صابر شعری، سید حسین خسرونژاد

چکیده برای رفع بی اعتمادی ناشی از مفهوم خطر اخلاقی در بحث عدم تقارن اطلاعاتی، در بازارهای جهانی، مفهوم حاکمیت شرکتی مطرح شد. این فرض وجود دارد کهف حاکمیت شرکتی بیش از هرچیز حیات سالم بنگاه اقتصادی را در دراز مدت هدف قرار میدهد و از منافع سهامداران محافظت میکند. موسسه های مالی بین المللی نیز رویه های اصلاح شده شرکتی را طریقی برای تقویت توانایی رقابتی شرکتها برای دستیابی به سرمایه جهانی دانسته و آن را در ایجاد رونق اقتصادی وافزایش شغل موثر میدانند. در این تحقیق بعضی سازو کارهای حاکمیت شرکتی در بازار سرمایه ایران بررسی شده و وجود رابطه احتمالی میان این سازوکارها، نسبت بدهی ها و اندازه شرکت با مدیریت سود مورد مطالعه قرار گرفته است. بدین منظور از مدل تعدیل شده جونز (اقلام تعهدی اختیاری) برای محاسبه مدیریت سود استفاده گردیده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که بین سازوکارهای مختلف حاکمیت شرکتی شامل تعداد اعضای هیئت مدیره، تعداد و کفایت مدیران غیرموظف، تفکیک وظایف مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره یا عضویت وی در هیئت مدیره، ساختار مالکیت و وجود حسابرسی داخلی با مدیریت سود رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین با توجه به نتایج این تحقیق بین نسبت بدهی ها و اندازه شرکت با مدیریت سود رابطه معناداری مشاهده نگردید.

اثر مدیریت سود بر مربوط بودن معیارهای سود و ارزش دفتری در تعیین ارزش شرکت: مقایسه اقلام تعهدی اختیاری کوتاه مدت و بلند مدت

دوره 6، شماره 23، پاییز 1387، صفحه 1-18

محمد عرب مازاریزدی، محمود مصطفی زاده

چکیده این پژوهش شواهدی را در رابطه با اثر مدیریت سود بر مربوط بودن معیارهای سود و ارزش دفتری در تعیین ارزش شرکت با مقایسه اقلام تعهدری اختیاری کوتاه مدت و بلندمدت فراهم میکند. طبق نتایج تحقیق، مدیریت سود، مربوط بودن سود را کاهش و مربوط بودن ارزش دفتری را افزایش میدهد و علاوه بر این، مدیریت سود علاوه بر اقلام تعهدی اختیاری بلند مدت، اثر بیشتری بر مربوط بودن سود و ارزش دفتری در مقایسه با مدیریت سود با استفاده از اقلام تعهدی اختیاری کوتاه مدت دارد.

ارزیابی متغیرهای موثر بر اعتبار پیش بینی سود توسط مدیریت

دوره 5، شماره 19، پاییز 1386، صفحه 21-49

محسن خوش طینت، مرتضی اکبری

چکیده بسیاری از تغییرات قیمت سهام در بازار سرمایه تحت تاثیر اطلاعات مختلف و متنوعی است که از سوی شرکتها به بازار ارائه میشود. برخی از این اطلاعات منشاء پیش بینی و برآورد دارند، لذا صحت و سقم (اعتبار) این پیش بینی ها مورد سوال خواهد بود. یک مشکل با اهمیت که غالب مدیران شرکتها با آن روبرو هستند این است که اعتبار پیش بینی آنها از سود، در بازار سرمایه، تحت تاثیر چه فاکتورها و متغیرهایی میباشد و چگونه میتوانند این اعتبار را افزایش دهند. در این مقاله به طور تجربی، فاکتورهای شناسایی شده در تحقیقات و مطالعات خارج از کشور، بر روی بورس اوراق بهادار تهران مورد ارزیابی قرار گرفته است. فرضیات تحقیق مبتنی بر ارزیابی پنج فاکتور شامل نوع خبر (مثبت یا منفی بودن)، انحراف در پیش بینی (اعتبار مدیران)، افق زمانی پیش بینی، اندازه شرکتها و وجود یا عدم وجود تعدیل در پیش بینی میباشد. با در نظر گرفتن واکنش قیمت سهام در زمان اعلام پیش بینی سود به وسیله مدیریت به عنوان متغیر وابسته نتایج تحقیق نشان میدهد که اولا اعلام اخبار منفی (سود پیش بینی شده کمتر از گذشته) نسبت به خبر مثبت واکنش بیشتری در قیمت سهام ایجاد مینماید، به عبارت دیگر میزان باور و اعتبار خبر منفی نزد کارگزاران بازار نسبت به خبر مثبت بیشتر است. ثانیا، اندازه شرکتها در میزان باور و قبول سود پیش بینی شده، نزد سرمایه گذاران دارای تاثیر بیشتری است. ثالثا، صحت و تحقق پیش بینی های گذشته بر روی باور پیش بینی های آینده موثر است. رابعا پیش بینی های میان مدت نسبت به پیش بینی های سالانه، واکنش بیشتری را در قیمت سهام ایجاد مینماید و نهایتا اینکه وجود یا عدم وجود تعدیل در پیش بینی ها بر روی باور و اعتبار پیش بینی های بعدی تاثیرگذار نیست. به طور کلی تحقیق حاضر افزایش آگاهی نسبت به اینکه چگونه مدیران میتوانند انتظارات خود از سودهای آتی را با بازار مرتبط سازند موجب میگردد.

تاثیر حاکمیت شرکتی بر کاهش مدیریت سود

دوره 5، شماره 17، بهار 1386، صفحه 151-171

یحیی حساس یگانه، نرگس یزدانیان

چکیده این تحقیق در پی یافتن پاسخی به این پرسش است که تاثیر برخی از سازو کارهای حاکمیت شرکتی بر مدیریت سود در ایران چگونه است؟ از جمله اصول حاکمیت شرکتی که در این تحقیق تاثیر آنها  بر کاهش مدیریت سود مورد بررسی قرار گرفته است عبارت است از مالکیت سرمایه گذاران نهادی، وجود مدیران غیرموظف (غیر اجرایی) در ترکیب هیئت مدیره، عدم وجود مدیرعامل شرکت به عنوان رییس یا نایب رییس هیئت مدیره، وجود حسابرسان داخلی. در این تحقیق از اقلام تعهدی اختیاری با استفاده از مدل تعدیل شده جونز به عنوان شاخصی برای تعیین مدیریت سود در شرکتها استفاده گردیده است. بدین منظور  اطلاعات 177 شرکت طی سالهای 1382 الی 1384 به کار گرفته شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد زمانیکه درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی در شرکتها بیش از 45 درصدباشد، مدیریت سود کاهش میابد. علاوه بر این یافته های پژوهش حاکی از این است که بین وجود مدیران غیرموظف در ترکیب هیئت مدیره، عدم وجود مدیرعامل شرکت به عنوان رییس یا نایب رییس هیئت مدیره، وجود حسابرسان داخلی در شرکتها در ایران و مدیریت سود رابطه معناداری وجود ندارد.  

رابطه بین مدیریت سود و کیفیت افشاء

دوره 5، شماره 17، بهار 1386، صفحه 173-212

حمید بداغی، حمیدرضا بزاززاده

چکیده بخش زیادی از ادبیات مرتبط با مدیریت سود، معطوف به چرایی، چگونگی و تبعات مدیریت سود بوده است و بررسی راهکارهایی جهت کنترل و مهار کردن این عمل، کمتر مورد توجه محققین بوده است. تحقیق حاضر افشاء بیشتر و کاملتر اطلاعات را به عنوان راهکارهایی جهت کاهش مدیریت سود مورد توجه قرار داده است. در این تحقیق، کیفیت افشاء با استفاده از چک لیستی متشکل از 235 قلم افشاء اجباری (مطابق با استانداردهای حسابداری ایران) و مدیریت سود با استفاده از مدل اصلاح شده جونز براساس اقلام تعهدی اختیاری، اندازه گیری شده اند و نهایتا برای آزمون فرضیه تحقیق مورد استفاده قرار گرفته اند. آزمون فرضیه تحقیق به دو صورت مقطعی برای هر یک از سالهای 1382 تا 1384 و تجمعی سه ساله انجام شده است. نتایج حاصل از آزمون های به عمل آمده در این تحقیق در بررسی مقطعی سال به سال، تنها برای سال 1384 حاکی ازتایید فرضیه و وجود رابطه منفی و معنادار بین کیفیت افشا و مدیریت سود میباشد. و در مجموع سه سال نیز نتایج نشان دهنده عدم وجود رابطه معنادار است.