<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات تجربی حسابداری مالی</title>
    <link>https://qjma.atu.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات تجربی حسابداری مالی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رابطه انحراف استراتژیک با اعتبار تجاری با توجه به نقش محدودیت مالی</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_20701.html</link>
      <description>اعتبار تجاری به‌عنوان یکی از ابزارهای در دسترس برای تأمین مالی، به‌ویژه برای شرکت‌های دارای محدودیت مالی، نقش پررنگی ایفا می‌کند. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر محدودیت مالی بر رابطه بین انحراف استراتژیک و اعتبار تجاری است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، در دسته پژوهش‌های توصیفی &amp;amp;ndash; همبستگی قرار می‌گیرد و داده‌ها با استفاده از روش رگرسیونی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. جامعه آماری شامل 124 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1395 تا 1403 (معادل 1116 مشاهده سال-شرکت) بوده است. یافته&amp;amp;lrm;ها نشان دادند که میان انحراف استراتژیک و استفاده از اعتبار تجاری به‌عنوان ابزاری برای تأمین مالی رابطه‌ مثبت و معنادار وجود دارد که این رابطه در میان شرکت‌های با محدودیت‌های مالی شدید و در شرایط بحرانی ریسک ورشکستگی قوی‌تر است، اما در شرکت‌هایی که وضعیت مالی باثبات‌تری دارند و در محدوده امن هستند، این اثر ضعیف‌تر مشاهده شده است. تحلیل‌های حساسیت متعددی شامل تغییر شیوه اندازه‌گیری متغیر مستقل (تهیه شاخص انحراف استراتژیک با استفاده از روش تجزیه‌وتحلیل مؤلفه اصلی)، حذف متغیرهای کنترلی، حذف اثرات سال و صنعت و نیز آزمون مدل با در نظر گرفتن متغیر تعدیل‌گر در گروه‌های مختلف برحسب محدودیت مالی انجام شد که در تمام موارد، نتایج اصلی تأیید شده است. نتایج نشان دادند که انحراف استراتژیک می‌تواند به‌طور مستقیم بر سیاست‌های اعتباری شرکت‌ها اثر بگذارد و هر چه این انحراف بیشتر باشد، وابستگی شرکت به اعتبار تجاری نیز افزایش می‌یابد و محدودیت مالی نیز می&amp;amp;lrm;تواند باعث تعدیل این رابطه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل استنادی پژوهش‌های حسابداری و حسابرسی در ایران: رویکرد متن‌کاوی</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_20807.html</link>
      <description>با توجه به اینکه تعداد استناداتی که یک پژوهش به سایر پژوهش‌ها می‌دهد، به‌عنوان یکی از معیارهای اعتبار علمی آن تلقی می‌شود، ممکن است پژوهشگران به تعداد استنادات، بیش از ارتباط موضوعی آن به پژوهش خود توجه نمایند؛ ازاین‌رو، این پژوهش قصد دارد تا به تحلیل شباهت موضوعی ارجاعات پژوهش‌های داخلی با موضوع محوری پژوهش بپردازد تا میزان مربوط بودن استنادات مورداستفاده به موضوع پژوهش در پژوهش‌های داخلی مشخص گردد. به‌منظور دستیابی به این هدف از پردازش زبان طبیعی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رهیافت‌های کار با داده متنی در یادگیری ماشین استفاده شده است. پس از استخراج اطلاعات مقالات نشریات وزارت علوم طی سال‌های 1393 لغایت 1402 توسط روش خزش وب، شباهت موضوعی میان استنادات خارجی پژوهش‌های داخلی با موضوع محوری پژوهش با استفاده از مدل آلام پی نت به دست آمد. نتایج حاکی از آن بود که چسبندگی موضوعی میان استنادات و موضوع محوری پژوهش به‌طورکلی در نشریات ایرانی در سطح خوب قرار دارد. همچنین ارجاعات پژوهشگران ایرانی عمدتاً به منابع منتشرشده در نشریات چارک‌های نخست و دوم بوده لذا معتبر هستند. افزون بر آن، پر استنادترین منابع در پژوهش‌های حوزه حسابداری و حسابرسی ایران شناسایی شدند. روش‌شناسی نوین و نتایج این پژوهش می‌تواند کمک شایانی به ارزیابی شیوه ارجاع‌دهی کند و نشریات را در ارزیابی دقیق‌تر استنادات یاری رساند تا از تمرکز صرف بر تعداد استناد بکاهند و میزان ارتباط استنادات را با موضوع محوری پژوهش را نیز به‌عنوان شاخصی جهت ارزیابی شیوه ارجاع‌دهی استفاده نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر گزارش مسائل عمده حسابرسی و افشای مدیریت بر تصمیم‌گیری و قضاوت حسابرس</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_20859.html</link>
      <description>افشای مسائل عمده حسابرسی از سال 1401 باهدف ارتقای ارزش اطلاعاتی گزارش حسابرس ضرورت یافته است لیکن شواهد پژوهشی در خصوص پیامدهای آن محدود است. ازجمله پیامدهای این موضوع، اثرگذاری آن بر ادراک حسابرس از مسئولیت‌پذیری و نیز تصمیم‌گیری درخصوص تعدیلات مورد نیاز در صورت‌های مالی است. بدین‌منظور از یک آزمایش دوسویه بین‌گروهی با طرح (2&amp;amp;times;2) بهره گرفته شد. مشارکت‌کنندگان در این پژوهش شامل 120 نفر از شرکا، مدیران و حسابرسان ارشد شاغل در مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی بود. بدین‌منظور سناریویی از یک شرکت فرضی در اختیار مشارکت‌کنندگان قرار گرفت و متغیرهای مستقل پژوهش در چهار سطح دستکاری شد: 1) افشا (عدم افشای) مسائل عمده حسابرسی و 2) یادداشت توضیحی عادی (بسط‌یافته) مدیریت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد که هم افشای مسائل عمده حسابرسی و هم یادداشت بسط‌یافته مدیریت سبب کاهش احساس مسئولیت‌پذیری حسابرس می‌شود و این اثر کاهنده در تعامل افشای مسائل عمده و یادداشت بسط‌یافته حداکثر می‌شود. این امر حاکی از پیامدهای ناخواسته افشای مسائل عمده بر احساس مسئولیت‌پذیری حسابرس است. از سوی دیگر نتایج نشان داد که افشای مسائل عمده و یادداشت بسط‌یافته، سبب افزایش تعدیلات مورد انتظار حسابرسان برای شناسایی زیان کاهش ارزش گردیده که حاکی از رفتار محافظه‌کارانه‌تر از سوی حسابرسان است. نتایج پژوهش در خصوص پیامدهای گسترش افشا بر ادراک حسابرس از مسئولیت‌پذیری و تصمیم‌گیری و قضاوت حسابرس از تصمیمات تعدیل صورت‌های مالی، می‌تواند از سوی مراجع استاندارگذار و نظارتی و نیز از سوی حسابرسان موردتوجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چارچوب‌بندی ساختار هیئت‌مدیره پلکانی در شکستن سنگربندی حاکمیتی</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_20895.html</link>
      <description>مطالعۀ حاضر در پی ارائه چارچوب پارادایمی از شناخت علل تا پیامدهای ایجاد ساختار هیئت‌مدیره پلکانی در شکستن سنگربندی حاکمیتی بود. ماهیت روش‌شناسی این مطالعه ترکیبی است، به‌طوری‌که در بخش کیفی ابتدا از طریق رویکرد اشتراوس و کوربین (1998) در نظریه داده بنیاد، تلاش شد تا طی مصاحبه‌های صورت گرفته و کدگذاری‌های سه مرحله‌ای، ابعاد قابل پدیداری در پنج بعد الگوی پارادایمی شناسایی شوند. سپس باهدف بسط معیارهای شناسایی‌شده به بستر شرکت‌های بازار سرمایه جهت اطمینان از قابلیت پیاده‌سازی الگوی ارائه‌شده، از دو مبنای تحلیل بارعاملی اکتشافی و بارعاملی تأییدی بهره برده شد. یافته‌های پژوهش در بخش کیفی طی 12 مصاحبۀ صورت گرفت، حکایت از شناسایی 60 مضمون گزاره‌ای؛ 12 مؤلفۀ محوری و 6 مقولۀ ساختاری دارد که درنهایت منتج به ارائه الگوی پارادایمی پژوهش گردید. به‌علاوه در بخش کمی نیز قابلیت تعمیم‌پذیری ابعاد برآمده از بخش کیفی از طریق برازش مطلوبیت ساختاری رپ پی‌ال‌اس در فرآیند حداقل مربعات جزئی ( ) تأیید شد. یافته‌های پژوهش نشان داد، با اجرای ساختاربندی‌های هیئت‌مدیره به‌صورت پلکانی در بورس اوراق بهادار، می‌توان انتظار داشت تعارض‌های ناشی از سنگربندی‌های حاکمیتی شرکت‌های بازار سرمایه تقلیل یابد، چراکه سنگربندی حاکمیتی به دلیل انحصارگرایی‌های صاحبان قدرت در رأس هرم ساختاری شرکت‌ها می‌تواند بدون وجود محدودیت‌هایی در انتصاب اعضای هیئت‌مدیره، به بروز فساد و تحریف‌های مالی در سطح بازار سرمایه منتج گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر بیش‌اطمینانی مدیرعامل بر تاب‌آوری شرکت با توجه به نقش تعدیلگر مالکیت متمرکز</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_20915.html</link>
      <description>این پژوهش با توجه به نقش فزاینده ویژگی‌های رفتاری مدیران در تصمیمات مالی و اهمیت ساختار مالکیت در شکل‌دهی به پیامدهای این ویژگی‌ها، به بررسی اثر بیش‌اطمینانی مدیرعامل بر تاب‌آوری شرکتی و نقش تعدیلی تمرکز مالکیت پرداخت. هدف اصلی پژوهش، آزمون اثر بیش‌اطمینانی مدیرعامل بر تاب‌آوری شرکتی و همچنین بررسی نقش تعدیل‌گری تمرکز مالکیت در این رابطه بود. پژوهش از نوع کاربردی و ازنظر روش توصیفی&amp;amp;ndash;علی مبتنی بر داده‌های آرشیوی انجام شد. جامعه آماری شامل شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران برای سال‌های 1394 تا 1403 بود که پس از اعمال معیارهای غربالگری، تعداد 206 شرکت معادل 2,060 مشاهده سال-شرکت به‌عنوان نمونه نهایی انتخاب شد. بیش‌اطمینانی مدیریت با استفاده از سه سنجه مبتنی بر الگوهای سرمایه‌گذاری اندازه‌گیری و از طریق تحلیل عاملی به یک متغیر ترکیبی تبدیل شد. تمرکز مالکیت بر اساس درصد مالکیت سهامداران عمده سنجیده شد و تاب‌آوری با استفاده از شدت سقوط قیمت سهام اندازه‌گیری گردید. آزمون فرضیه‌ها با استفاده از مدل‌های رگرسیونی داده‌های تابلویی با کنترل اثرات سال و صنعت انجام شد. یافته‌ها نشان داد که بیش‌اطمینانی مدیریت به‌تنهایی اثر معناداری بر تاب‌آوری شرکتی نداشت، اما اثر تعاملی تمرکز مالکیت و بیش‌اطمینانی مدیرعامل معنادار بود. نتایج بیانگر آن بود که اثرگذاری بیش‌اطمینانی مدیرعامل بر تاب‌آوری شرکتی، وابسته به سطح تمرکز مالکیت بوده و این سازوکار مالکیتی می‌تواند نحوه بروز پیامدهای رفتاری مدیریت را شکل دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگویی از عوامل فردی و سطح کلان مؤثر بر کیفیت حسابداری مالیاتی</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_20901.html</link>
      <description>این مقاله باهدف ارائه الگویی از عوامل فردی و سطح کلان مؤثر بر کیفیت حسابداری مالیاتی انجام شده است. ازنظر جهت‌گیری‌های پژوهشی، این مقاله از نوع ترکیبی از مطالعات کاربردی و توسعه&amp;amp;zwj;ای است. در این پژوهش از 19 نفر از متخصصان به‌عنوان نمونه مطالعه استفاده شد. جهت انجام این پژوهش، در ابتدا با رویکرد تحلیل محتوا تعداد 59 شاخص در قالب دو مؤلفه عوامل فردی و عوامل سطح کلان شناسایی شدند. در بخش دوم، با نظرسنجی از متخصصان و روش غربالگری فازی، شاخص&amp;amp;zwj;های مهم و اثرگذار تعیین شدند؛ در این مرحله تعداد 38 شاخص انتخاب شدند. نتایج تحلیل&amp;amp;zwj;های صورت گرفته در روش الگوسازی ساختاری-تفسیری بیانگر آن بود که شاخص&amp;amp;zwj;های عوامل فردی و عوامل سطح کلان، به ترتیب، در پنج و یک سطح قرار گرفته&amp;amp;zwj;اند. هم&amp;amp;zwj;چنین، نتایج کسب‌شده از روش تحلیل شبکه&amp;amp;zwj;ای فازی بیانگر آن است که از دید متخصصان در مورد عوامل فردی، شاخص &amp;amp;laquo;جنسیت مدیر مالی&amp;amp;raquo; و در مورد عوامل سطح کلان، شاخص &amp;amp;laquo;سطح فساد&amp;amp;raquo; مهم‌ترین شاخص&amp;amp;zwj;ها بوده&amp;amp;zwj;اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی گزارشگری مسائل عمده حسابرسی در ایران: رویکردی آمیخته مبتنی بر نظریه داده ‌بنیاد و مدلسازی معادلات ساختاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_20958.html</link>
      <description>گزارشگری مسائل عمده حسابرسی به‌عنوان یکی از تحولات کلیدی استانداردهای حسابرسی نوین، با هدف افزایش شفافیت گزارش‌های مالی و بهبود ارتباط حسابرسان با ذینفعان مطرح شده. در ایران، علیرغم الزام اجرای استاندارد بین‌المللی حسابرسی 701، فقدان یک چارچوب بومی و منسجم که بتواند پیچیدگی‌های اقتصادی، فرهنگی و حرفه‌ای مؤثر بر فرآیند گزارشگری مسائل عمده را درک و تبیین کند، به‌وضوح احساس می‌شود. این خلأ، اجرای مؤثر این استاندارد را با چالش‌های عملیاتی و قضاوتی مواجه ساخته و ضرورت تدوین الگویی جامع مبتنی بر نظرات کنشگران اصلی (حسابرسان) را ایجاب می‌نماید. لذا پژوهش حاضر با هدف تبیین و ارائه الگوی گزارشگری مسائل عمده حسابرسی از دیدگاه حسابرسان در ایران و شناسایی متغیرهای کلیدی آن بارویکردی آمیخته از نظریه داده ‌بنیاد به‌‌‌عنوان فاز کیفی و مدل‌سازی معادلات ساختاری در فاز کمی انجام شد. جامعه آماری فاز کیفی شامل 17 نفر خبرگان و فاز کمی با گردآوری پرسشنامه معتبر مورد آزمون شد. یافته‌های کیفی نشان داد که عواملی نظیر آموزش تخصصی، تجربه، چالش‌های اقتصادی (مانند تحریم و تورم)، و فناوری‌های نوین (مانند هوش مصنوعی و بلاکچین) از عوامل کلیدی مؤثر بر تصمیم‌گیری حسابرس در زمینه مسائل عمده هستند. و کیفیت گزارشگری مالی و تعامل با ذی‌نفعان به‌‌‌عنوان سازه‌های میانجی و اعتبار حرفه‌ای حسابرس و اعتماد سرمایه‌گذاران به‌‌‌عنوان پیامدهای اصلی الگوی پیشنهادی شناسایی شدند. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری، معنادار بودن مثبت و مستقیم تأثیر متغیرهارا نشان داد. این پژوهش ضمن پر کردن خلأ نظری موجود، چارچوبی عملی برای نهادهای نظارتی و مؤسسات حسابرسی جهت بهبود گزارشگری مسائل عمده حسابرسی در ایران فراهم می‌سازد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر ساخت امپراتوری مدیریتی: نقش تعدیل‌گر محدودیت‌های مالی و اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد مدیران</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_20849.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر ساخت امپراتوری مدیریتی با در نظر گرفتن نقش تعدیل‌گر محدودیت‌های مالی و اعتماد به نفس بیش از حد مدیرعامل انجام شد. جامعه آماری شامل شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه پژوهش شامل داده‌های ۱۰۵ شرکت طی دوره ۹ ساله ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۱ است که با روش حذف سیستماتیک انتخاب شد. داده‌ها با استفاده از مدل‌های رگرسیون چندگانه و روش داده‌های ترکیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مسئولیت اجتماعی شرکت تأثیر منفی بر ساخت امپراتوری مدیریتی دارد و این اثر تحت محدودیت‌های مالی و اعتماد به نفس بیش از حد مدیرعامل تقویت می‌شود. یافته‌ها حاکی از آن است که اگر مدیرعامل به فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی شرکت توجه کند، امکان بهبود عملکرد مالی شرکت فراهم می‌شود، در غیر این صورت سهامداران باید مدیران عامل با سابقه ساخت امپراتوری تخریب‌کننده ارزش را کنترل کرده و سطح افشای مسئولیت اجتماعی شرکت را افزایش دهند. این پژوهش چارچوب نظری مناسبی برای درک رابطه بین مسئولیت اجتماعی و ایجاد امپراتوری توسط مدیران ارائه می‌کند و نشان می‌دهد گنجاندن متغیرهای محدودیت‌های مالی و اعتماد به نفس بیش از حد می‌تواند ذینفعان و سهامداران را در اعمال نظارت مؤثر بر فعالیت‌های مدیرعامل یاری نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش نقدشوندگی سهام بر رابطه بین بدهی داخلی مدیر اجرایی و کارایی قیمت سهام</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_21029.html</link>
      <description>بدهی داخلی مدیر اجرایی تأخیر در تعدیل قیمت را کاهش می‌دهد که پیامد آن کارایی قیمت سهام خواهد بود. با توجه به نقش مهم نقدشوندگی سهام بر کارایی قیمت، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش نقدشوندگی سهام بر رابطه بین بدهی داخلی مدیر اجرایی و کارایی قیمت سهام است. قلمرو مکانی تحقیق شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی سال های بین 1397 تا 1403 بوده است. گردآوری اطلاعات در بخش ادبیات پژوهش از روش کتابخانه‌ای و در بخش داده‌های پژوهش با مراجعه به داده‌های صورت‌های مالی و یادداشت‌های توضیحی شرکت‌های نمونه صورت گرفت. بر اساس روش حذف سیستماتیک 147 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب و به منظور توصیف و تلخیص داده‌ها از آمارتوصیفی و استنباطی بهره گرفته شده و به منظور تحلیل داده ها ابتدا پیش آزمون‌های ناهمسانی واریانس، آزمون F لیمر، آزمون هاسمن و آزمون جارک &amp;amp;ndash; برا و آزمون رگرسیون چند متغیره برای تایید و رد فرضیه های تحقیق استفاده گردیده است. نتایج نشان داد بدهی داخلی مدیر اجرایی بر تاخیر قیمت سهام ‌به‌عنوان شاخص کلیدی کارایی قیمت سهام تاثیر منفی و معناداری دارد؛ به علاوه نقدشوندگی سهام بر تقویت رابطه بین بدهی داخلی مدیر اجرایی و کارایی قیمت سهام نقش تعدیل‌گری دارد. نتایج پژوهش درک چگونگی شکل‌گیری انگیزه‌های مدیریتی توسط بدهی داخلی را برای سیاست‌گذاران علاقه‌مند به افزایش کارایی قیمت سهام عمیق‌تر می‌کند که ضمن بهبود تولید اطلاعات، عدم تقارن اطلاعاتی در بازار را کاهش می‌دهد و در نهایت بر کارایی بازار سرمایه موثر خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش محافظه کاری شرطی در رابطه بین استراتژی تمایز و رهبری هزینه با ارزش شرکت</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_21058.html</link>
      <description>تمرکز بر استراتژی‌های رقابتی از عوامل مهم در ایجاد مزیت پایدار و افزایش ارزش شرکت‌ها است. در این میان، میزان محافظه‌کاری شرطی، می‌تواند برداشت سرمایه‌گذاران از عملکرد شرکت را تحت تأثیر قرار دهد. هدف این پژوهش، بررسی اثر تعدیل‌گر محافظه‌کاری شرطی بر رابطه بین استراتژی‌های رقابتی (تمایز و رهبری هزینه) و ارزش شرکت‌ها است. این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد کمی انجام شده و جامعه آماری آن شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ است. برای آزمون فرضیه‌ها از مدل‌های رگرسیونی چندمتغیره و روش داده‌های تابلویی استفاده شده است. نتایج نشان داد استراتژی تمایز با ارزش شرکت رابطه منفی و معناداری دارد؛ به‌گونه‌ای که هزینه‌های ناشی از تمایز در کوتاه‌مدت، ارزش بازار را کاهش می‌دهد. محافظه‌کاری شرطی نیز با ارزش شرکت رابطه منفی دارد و باعث می‌شود سود حسابداری کمتر شناسایی شود و در نتیجه ارزش بازار کاهش یابد. افزون بر این، محافظه‌کاری شرطی اثر منفی استراتژی تمایز بر ارزش شرکت را تشدید می‌کند. در مقابل، استراتژی رهبری هزینه رابطه مثبت و معناداری با ارزش شرکت دارد و محافظه‌کاری شرطی این رابطه را تقویت می‌نماید. یافته‌ها بیانگر آن است که هماهنگی بین استراتژی‌های رقابتی و سطح محافظه‌کاری در گزارشگری مالی می‌تواند بر درک بازار از عملکرد شرکت تأثیر گذاشته و در نهایت بر ارزش شرکت اثرگذار باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت سود مبتنی بر تغییر طبقه‌بندی و ریسک سقوط قیمت سهام</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_21090.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تأثیر مدیریت سود مبتنی بر تغییر طبقه‌بندی بر ریسک سقوط قیمت سهام پرداخته است. تغییر طبقه‌بندی با انتقال هزینه‌های عملیاتی به اقلام غیرعملیاتی، سود عملیاتی را بزرگ‌نمایی می‌کند بدون اینکه سود خالص تغییر کند، بنابراین ابزاری کم‌هزینه برای پنهان‌سازی اخبار منفی و افزایش احتمال سقوط قیمت سهام است. نمونه پژوهش شامل داده‌های مالی ۱۲۹ شرکت بورسی طی سال‌های ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۲ است. برای سنجش ریسک سقوط از دو شاخص چولگی منفی بازده سهام و نوسان پایین‌به‌بالا استفاده شد. نتایج نشان داد تغییر طبقه‌بندی با ریسک سقوط رابطه‌ای منفی و معنادار دارد. همچنین افزایش فاصله میان سود عملیاتی و سود خالص شدت این رابطه را کاهش می‌دهد. همچنین در این پژوهش صرف بررسی رابطه مستقیم بین تغییر طبقه‌بندی سود و ریسک سقوط قیمت سهام کافی تلقی نشد، زیرا شواهد نظری و تجربی نشان می‌دهد که اثر مدیریت سود بر واکنش بازار به‌شدت وابسته به شرایط اطلاعاتی و مالی شرکت است. بنابراین، برای دستیابی به درک عمیق‌تر از سازوکار این رابطه، متغیرهایی انتخاب شدند که می‌توانند شدت یا جهت اثر تغییر طبقه‌بندی بر ریسک سقوط را تعدیل کنند. بر این اساس نتایج نشان داد که نوسانات جریان نقدی و عدم تقارن اطلاعاتی تنها در روش چولگی منفی اثر مثبت بر ریسک سقوط داشته و رابطه اصلی را تضعیف می‌کنند، درحالی‌که ساختار سرمایه (اهرم مالی) نقش معناداری نداشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش اعتبار حسابرس به‌عنوان تعدیل‌کننده در رابطه میان اجتناب مالیاتی و مالکیت نهادی با تغییر حسابرس</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_21097.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی نقش اعتبار حسابرس به‌عنوان تعدیل‌کننده در رابطه میان اجتناب مالیاتی و مالکیت نهادی با تغییر حسابرس است. پژوهش حاضر کاربردی و از بعد روش‌شناسی، همبستگی از نوع علّی (پس رویدادی) میباشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونه‌گیری حذف سیستماتیک، 142 شرکت به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب‌شده و در دوره‌ زمانی 10 ساله بین سال‌های 1394 الی 1403 موردبررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌های پژوهش نشان داد که میان اجتناب مالیاتی با تغییر حسابرس رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد؛ اما میان اجتناب مالیاتی با مالکیت نهادی رابطه معناداری وجود ندارد. تعامل اعتبار حسابرس با اجتناب مالیاتی بر تغییر حسابرس تأثیر معکوس و معناداری دارد. درواقع اعتبار حسابرس بر رابطه میان اجتناب مالیاتی و تغییر حسابرس نقش تعدیل گری دارد؛ اما تعامل اعتبار حسابرس با مالکیت نهادی بر تغییر حسابرس تأثیرگذار نمی‌باشد. درواقع اعتبار حسابرس بر رابطه میان اجتناب مالیاتی و تغییر حسابرس نقش تعدیل گری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و راهبری بر ریسک سیستماتیک: نقش عوامل خاص شرکت</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_21153.html</link>
      <description>در چشم‌انداز اقتصادی جهان معاصر، اهمیت عملکرد زیست‌محیطی، اجتماعی و راهبری به دلیل تأثیر عمیق بر عملیات، رشد و عملکرد شرکت‌ها، به طور فزاینده‌ای مورد توجه قرار گرفته است. عملکرد ESG عناصر غیرمالی نظیر تغییرات اقلیمی و اخلاق شرکتی را مورد توجه قرار می‌دهد، از آنجایی که عناصر غیرمالی مذکور می‌توانند آسیب‌پذیری بازارها را تشدید نموده یا کاهش دهند، لذا عملکرد ESG می‌تواند بر ریسک تاثیر گذارد. از طرفی، اجرا و درک فعالیت‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و راهبری در انواع شرکت‌ها و میان سرمایه‌گذاران مختلف می‌تواند تفاوت قابل‌توجهی داشته باشد و بر این اساس بر درک ریسک سیستماتیک و نحوه مدیریت آن در بازارهای مالی تأثیر بگذارد، بنابراین در این زمینه توجه به عوامل خاص شرکت ضروری است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عملکرد زیست‌محیطی، اجتماعی و راهبری بر ریسک سیستماتیک شرکت‌ها با در نظر گرفتن نقش تعدیل‌کننده عوامل خاص شرکت است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و توصیفی بوده و مبتنی بر روش تحلیل رگرسیونی است. داده‌های 166 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1393 تا 1402 گردآوری شده و با استفاده از مدل‌های اقتصادسنجی و نرم‌افزار Eviews مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان داد که عملکرد ESG تأثیر منفی و معناداری بر ریسک سیستماتیک دارد، به این معنا که شرکت‌هایی با عملکرد بهتر در حوزهESG ، ریسک سیستماتیک کمتری تجربه می‌کنند. همچنین، اندازه شرکت، عمر شرکت و ارزش بازار تأثیر کاهشی ESG بر ریسک سیستماتیک را تقویت می‌کنند، در حالی که هزینه بدهی می‌تواند این تأثیر را تضعیف نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر پیچیدگی افشای مالی بر واکنش بازار سرمایه ایران: نقش تعدیل‌گری توجه در شبکه‌های اجتماعی</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_21231.html</link>
      <description>چکیدههدف این پژوهش بررسی تأثیر پیچیدگی افشای مالی بر واکنش بازار سرمایه ایران با تأکید بر نقش تعدیل‌گری توجه در شبکه‌های اجتماعی است. بر اساس چارچوب مالی رفتاری و نظریه‌های توجه محدود و هزینه‌های پردازش اطلاعات، انتظار می‌رود پیچیدگی افشا واکنش بازار را تضعیف کند، اما توجه ایجادشده در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند این رابطه را تعدیل نماید. برای آزمون این فرضیه‌ها، داده‌های ۱۲۸ شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ (۱۰۲۴ مشاهده شرکت-سال) با روش غربالگری سیستماتیک جمع‌آوری شد. پیچیدگی افشا با شاخص ترکیبی شامل طول گزارش (لگاریتم تعداد کلمات یادداشت‌های توضیحی)، چگالی اعداد (نسبت ارقام عددی به کلمات) و درجه ابهام (فراوانی کلمات مبهم) اندازه‌گیری گردید. توجه سرمایه‌گذاران با استفاده از داده‌های شبکه اجتماعی توئیتر فارسی و به‌کمک روش‌های پردازش زبان طبیعی (کتابخانه‌های Hazm و snscrape) کمی‌سازی شد. یافته‌های حاصل از رگرسیون داده‌های پانل با اثرات ثابت نشان داد که پیچیدگی افشا رابطه منفی و معناداری با بازده غیرعادی انباشته دارد؛ به‌گونه‌ای که یک انحراف معیار افزایش در پیچیدگی، بازده غیرعادی را ۱٫۴ درصد کاهش می‌دهد. همچنین، سطح توجه در توئیتر این رابطه منفی را به‌طور معناداری تضعیف می‌کند و در سطوح بالای توجه، اثر بازدارنده پیچیدگی تقریباً خنثی می‌شود. این یافته‌ها بر لزوم ساده‌سازی گزارش‌های مالی توسط تنظیم‌گران و بهره‌گیری شرکت‌ها از شبکه‌های اجتماعی برای جلب توجه سازنده تأکید می‌کند. نوآوری پژوهش در گذار از تحلیل مفهومی به آزمون تجربی با داده‌های کلان و تلفیق دو حوزه گزارش‌گری مالی و اقتصاد توجه دیجیتال است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مسئولیت دیجیتال شرکتی و عملکرد مالی: نقش میانجی‌ اعتبار سازمانی و تعدیل‌گر تحول دیجیتال کارکنان</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_21401.html</link>
      <description>در عصر دیجیتال، سازمان‌ها با چالش‌های متعددی در زمینه مسئولیت‌پذیری دیجیتال و تأثیر آن بر عملکرد مالی مواجه هستند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مسئولیت دیجیتال شرکتی بر عملکرد مالی با درنظر گرفتن نقش میانجی اعتبار سازمانی و نقش تعدیل‌گر تحول دیجیتال کارکنان در شرکت افق کوروش انجام شده است. پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان شرکت افق کوروش بوده و نمونه‌ای به حجم ۱۰۵ نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه استانداردی بوده که روایی آن به روش روایی محتوا و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. همچنین، برازش مدل ساختاری نیز قابل قبول بود. در تجزیه‌وتحلیل آماری، از رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که مسئولیت دیجیتال شرکتی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد مالی شرکت افق کوروش دارد. علاوه‌براین، نتایج نشان داد که اعتبار سازمانی نقش میانجی مثبت و معناداری در رابطه بین مسئولیت دیجیتال شرکتی و عملکرد مالی ایفا می‌کند. همچنین، تحول دیجیتال کارکنان به‌عنوان یک تعدیل‌گر، تأثیر مسئولیت دیجیتال بر عملکرد مالی را تقویت می‌کند. نتایج حاکی از آن است سازمان‌هایی که به اصول مسئولیت دیجیتال پایبند هستند و درعین‌حال اعتبار سازمانی خود را تقویت کرده و کارکنان خود را به مهارت‌های دیجیتال مجهز می‌کنند، می‌توانند عملکرد مالی بهتری را تجربه کنند. براساس این یافته‌ها، به مدیران توصیه می‌شود که با ارتقاء مسئولیت دیجیتال، بهبود اعتبار سازمانی و توسعه مهارت‌های دیجیتال کارکنان، عملکرد مالی سازمان را بهبود بخشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگویابی عوامل موثر بر پایداری در تصمیم‎گیری حسابرسان با استفاده از رویکرد ساختاری تفسیری (ISM)</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_21402.html</link>
      <description>تصمیم‌گیری حسابرسان مستقل، به دلیل ماهیت پیچیده، عدم قطعیت و تأثیرات گسترده آن بر اعتبار گزارشگری مالی و اعتماد سرمایه‌گذاران، همواره از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. این پژوهش با هدف شناسایی، تبیین و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر پایداری تصمیم‌گیری حسابرسان مستقل در ایران و همچنین ارائه چارچوبی جامع برای ارتقاء این فرآیند حیاتی، انجام شده است. روش تحقیق ترکیبی متشکل از تکنیک دلفی فازی و مدل‌سازی ساختاری-تفسیری (ISM) به کار گرفته شده است تا ضمن دستیابی به اجماع نظر در میان خبرگان، روابط علی و معلولی و سطوح مختلف اهمیت میان عوامل شناسایی‌شده، به تصویر کشیده شود. در فاز اول پژوهش، با بهره‌گیری از تکنیک دلفی فازی، فرآیند تحقیق برای ارائه متغیرها و کاهش پراکندگی آرا تا راند سوم پیگیری شد. جامعه خبرگان این مرحله شامل 10 نفر از متخصصان و صاحب‌نظران برجسته در حوزه حسابرسی، با سوابق علمی و حرفه‌ای بود. نتایج حاصل از راندهای دلفی نشان داد که دامنه امتیازات قطعی گویه‌ها در محدوده قابل قبولی قرار گرفته و تمامی 179 گویه مورد بررسی، از اهمیت و پایداری لازم در ذهن جامعه نخبگانی برخوردار بوده‌اند. با توجه به محدودیت دسترسی به آمار دقیق تمامی حسابرسان در سطح کشور و با در نظر گرفتن حداقل حجم نمونه مورد نیاز برای تحلیل‌های آماری معتبر، پرسشنامه‌ها در اختیار 300 نفر از حسابرسان قرار گرفت. در گام نهایی با استفاده از مدل‌سازی ساختاری-تفسیری (ISM) و تعاملات میان هشت عامل کلیدی شناسایی‌شده در الگوی پایداری تصمیم‌گیری حسابرسان مستقل ایران، مورد تحلیل قرار گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی اقتضایی پایداری عملکرد مالی مبتنی بر گزارش‌گری یکپارچه با تاکید بر نقش تعدیل‌گر مثلث محیط ریسک</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_21623.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین یک چارچوب اقتضایی برای پایداری عملکرد مالی مبتنی بر رویکرد گزارشگری یکپارچه و سنجش اثر تعدیلی &amp;amp;laquo;مثلث محیط ریسک&amp;amp;raquo; شامل محدودیت‌های مالی، مالکیت نهادی و رقابت در بازار محصول انجام شده است. روش تحقیق به‌صورت پژوهشی بنیادی-تجربی است و جامعه آماری متشکل از ۱۲۶ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که از طریق متدولوژی غربالگری سیستماتیک انتخاب شده‌اند. داده‌های مالی در افق زمانی ده ساله (۱۳۹۳-۱۴۰۲) استخراج گردید و به‌منظور آزمون فرضیات، مدل‌های رگرسیون خطی چندمتغیره و تحلیل داده‌های تابلویی با اثرات ثابت در نرم‌افزارهای ایویوز، استتا و اکسل تخمین زده شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که رویکرد گزارشگری یکپارچه تأثیری مثبت و معنادار بر پایداری عملکرد مالی اعمال می‌کند. در تحلیل متغیرهای تعدیل‌گر مشخص شد که محدودیت‌های مالی موجب تضعیف شدت این رابطه شده، در حالی که رقابت در بازار محصول به عنوان یک سازوکار نظارتی و انضباطی خارجی، اثر مثبت گزارشگری یکپارچه بر پایداری عملکرد مالی را تقویت می‌کند. با این حال، نقش تعدیل‌گر مالکیت نهادی از نظر آماری معنادار نبود. به‌طور کلی، نتایج موید آن است که کارآمدی گزارشگری یکپارچه در حفظ ثبات مالی، تابعی از متغیرهای محیطی سازمان است؛ به گونه‌ای که فشارهای رقابتی اثربخشی آن را ارتقا داده و تنگناهای مالی، ظرفیت آن را در بهبود عملکرد پایدار کاهش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چارچوب مفهومی جامع بهبود کیفیت گزارش حسابرسی داخلی</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_21627.html</link>
      <description>گزارش حسابرسی داخلی حلقه ارتباطی حیاتی میان واحد حسابرسی داخلی و ارکان حاکمیت شرکتی است. با وجود اهمیت راهبردی این گزارش در اثربخشی فرآیند حسابرسی و سلامت سازمان، تاکنون پژوهش نظام‌مندی که به شناسایی همه‌جانبه ابعاد و شاخص‌های کیفیت آن پرداخته باشد، انجام نشده بود. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی نظام‌مند برای تبیین ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های کیفیت گزارش حسابرسی داخلی در ایران صورت پذیرفت. این مطالعه توسعه‌ای-کاربردی بود و با روش مرور نظام‌مند ادبیات در بازه زمانی سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ انجام شد. پس از غربالگری با چارچوب اسپایدر، 51 مقاله واجد شرایط انتخاب و یافته‌ها با سنتز روایتی و تحلیل مضمون ترکیب شدند. یافته‌ها نشان داد ابعاد کیفیت گزارش حسابرسی داخلی شامل چهار بعد اصلی است: «ویژگی‌های کیفی انتقال»، «الزامات ساختاری»، «تطابق با ذی‏نفعان» و «ارزش اطلاعاتی و راهبردی». به‌کارگیری ابعاد و شاخص‌های شناسایی‌شده، ارزیابی نظام‌مند کیفیت گزارش‌ها را فراهم می‌آورد. همچنین چارچوب مفهومی پیشنهادی این پژوهش، می‌تواند به عنوان یک مبنای نظری اولیه برای تدوین استانداردهای ملی گزارشگری حسابرسی داخلی و طراحی ابزارهای اندازه‌گیری در پژوهش‌های آتی مورد استفاده قرار گیرد؛ هرچند پیش از هرگونه کاربرد عملیاتی، نیاز به اعتبارسنجی تجربی در سازمان‌های ایرانی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرهنگ سازمانی و کنترل داخلی</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_21634.html</link>
      <description>این پژوهش رابطه ابعاد فرهنگ سازمانی و کیفیت کنترل‌های داخلی را در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس تهران بررسی می‌کند. فرهنگ سازمانی با تکیه بر چارچوب ارزش‌های رقابتی و رویکرد تحلیل متن سنجیده شد و متغیر ضعف کنترل داخلی با استفاده از شواهد مندرج در گزارش حسابرس مستقل و بازرس قانونی استخراج گردید. این شواهد شامل بندهای مرتبط با عدم رعایت الزامات و بندهای شرطی بود که بر اساس معیارهای از پیش تعیین‌شده، ناشی از نارسایی‌های کنترلی تشخیص داده شدند. جامعه آماری شامل شرکت‌های غیرمالی بورس تهران در دوره ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲ است که پس از اعمال معیارهای غربالگری، ۱۲۹ شرکت به‌عنوان نمونه نهایی انتخاب شد. داده‌های متنی از گزارش فعالیت هیئت‌مدیره استخراج و پس از تبدیل به متن قابل جست‌وجو، فراوانی واژگان مرتبط با هر بعد فرهنگی محاسبه و بر تعداد کل واژگان گزارش نرمال‌سازی گردید. متغیر کنترل داخلی نیز بر اساس نوع اظهارنظر و بندهای گزارش حسابرس مستقل کدگذاری شد. برای آزمون فرضیه‌ها از رگرسیون‌های داده‌های تابلویی با کنترل متغیرهای شرکت و سال استفاده شد. نتایج نشان می‌دهد فرهنگ همکاری‌گرا با احتمال ضعف کنترل داخلی رابطه مثبت و معنادار دارد، درحالی‌که سایر ابعاد فرهنگی رابطه پایدار و معناداری نشان نمی‌دهند. این یافته‌ها شواهدی درباره نقش فرهنگ بازنمایی شده در گزارش‌ها در توضیح تفاوت کیفیت کنترل داخلی ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آزادی اقتصادی و سرعت تعدیل اهرم</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_21671.html</link>
      <description>سرعت تعدیل اهرم یکی از مفاهیم مهم در ادبیات ساختار سرمایه است که موردتوجه پژوهشگران قرار گرفته است. بااین‌حال، نقش آزادی اقتصادی و مؤلفه‌های آن در توضیح سرعت تعدیل اهرم، موضوعی است که در پژوهش‌های داخلی مدنظر قرار نگرفته است. ازاین‌رو، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آزادی اقتصادی و مؤلفه‌های آن بر سرعت تعدیل اهرم است. در این راستا، از داده‌های 127 شرکت (معادل 2813 سال ـ شرکت) پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1403-1381 استفاده شده است. برای برازش مدل‌ها از برآوردگر گشتاورهای تعمیم‌یافته سیستمی استفاده گردیده و اثرات سال‌ها و صنایع نیز کنترل شده‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که شاخص کلی آزادی اقتصادی اثر مثبت و معناداری بر سرعت تعدیل اهرم دارد. همچنین نتایج مربوط به مؤلفه‌های آزادی اقتصادی حاکی از آن است که به‌جز اندازه دولت، سایر مؤلفه‌ها شامل ساختار قانونی و امنیت حق مالکیت، دسترسی به نقدینگی سالم، آزادی تجارت بین‌المللی و قوانین مالی، بازار کار و تجارت اثر مثبت و معناداری بر سرعت تعدیل اهرم دارند. در مجموع، یافته‌ها بیانگر آن است که بهبود آزادی اقتصادی از طریق کاهش اصطکاک‌های نهادی و هزینه‌های تعدیل، موجب افزایش سرعت حرکت شرکت‌ها به سمت اهرم هدف می‌شود. نتایج آزمون‌های تکمیلی با استفاده از معیارهای جایگزین برای اهرم و شاخص آزادی اقتصادی، با نتایج اصلی پژوهش همخوانی دارد و با پیش‌بینی‌های مطرح در نظریه موازنه همسو است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر ویژگی‌های شخصیتی و توانایی مدیران بر ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری</title>
      <link>https://qjma.atu.ac.ir/article_21770.html</link>
      <description>این پژوهش به دنبال بررسی تاثیر توانایی مدیران و دو ویژگی شخصیتی مدیران شامل بیش اطمینانی و خودشیفتگی بر ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری است تا بتواند رهنمودهایی را در این زمینه برای سرمایه گذاران و دست‌اندرکاران حرفه حسابداری فراهم کند.در این پژوهش، ارتباط ارزشی از طریق رگرسیون قیمت سهام بر سود خالص و ارزش دفتری (مدل اولسون) عملیاتی‌سازی شده تا میزان توانایی اطلاعات حسابداری در تبیین قیمت بازار سنجیده شود. همچنین ویژگی‌های شخصیتی مدیران با استفاده از معیارهای نیابتی (نظیر اندازه امضا برای خودشیفتگی) سنجیده شده‌اند. با توجه به بافت اقتصادی ایران، محدودیت‌هایی نظیر تورم دورقمی و اثر آن بر صورت‌های مالی تاریخی بر تفسیر متغیرها تأثیرگذار است که در تحلیل نهایی لحاظ شده است.نتایج آزمون قرضیه‌های پژوهش با استفاده از الگوهای رگرسیونی خطی چندمتغیره حاکی از تائید هر سه فرضیه در سطح خطای 5 درصد است. نتایج آزمون فرضیه اول نشان داد که تاثیر مثبت توانایی مدیران برارتباط ارزشی اطلاعات را در سطح 95 درصد تائید می شود. همچنین نتایج آزمون فرضیه دوم نیز بیانگر آن است که ویژگی شخصیتی خود شیفتگی مدیران شرکت‌ها بر ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری دارای تاثیر منفی و معنی دار است. علاوه بر این، نتایج آزمون فرضیه سوم این پژوهش هم حاکی از این بود که تاثیر منفی ویژگی شخصیتی بیش‌اطمینانی مدیران بر ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری در سطح خطای 5 درصد مورد تائید قرار می‌گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
