نقش نسبت های مرسوم و نوین نقدینگی در تصمیم گیری های مالی
صفحه 157-175
فرخ برزیده
چکیده مدت زمان مدیدی است که نسبت های مرسوم مانند نسبت جاری و سریع (آنی) به عنوان معیاری جهت توانایی مالی شرکت جهت بازپرداخت بدهی ها مورد استفاده قرار میگیرد. وجود نقصان و کاستی در نسبتهای مذکور همواره مورد تاکید تحلیلگران و علی الخصوص در بازار سرمایه بوده است. در دهه های اخیر نسبت های شاخص فراگیر نقدینگی، شاخص نقدینگی، دوره تبدیل نقد و لامبا ارائه گردیده است. در این مقاله مجزا از معرفی نسبت های نوین نقدینگی، هم بستگی آنان نیز با نسبت های مرسوم آزمون شده است. برای نیل به این هدف تمامی شرکت های فعال در سازمان بورس اوراق بهادار تهران در صنعت سیمان انتخاب و نسبت های مورد نظر برای یک دوره 5 ساله 1379-1383 محاسبه و همبستگی آنان توسط نرم افزار SPSS محاسبه گردید. نتایج این تحقیق موید این نکته است که نسبتهای مورد نظر اگرچه از نظر آماری هم بستگی نزدیکی با نسبتهای مرسوم دارند ولی دارای تفاوت هایی نیز میباشند که باید در تصمیم گیری توسط استفاده کنندگان مورد توجه قرار گیرند. مضافا نسبت های جدید دربرگیرنده اطلاعات متفاوت تری نسبت به نسبتهای مرسوم هستند و میتوانند راهنمای استفاده کنندگان در اتخاذ تصمیمات مالی باشند.
اثر «نمودارهای رنگی» در ارائه «اطلاعات مالی پیچیده» برای انواع تصمیمات مالی
صفحه 177-207
محسن خوش طینت، مهتاب روح نیا
چکیده مسئولیت حسابداران رفتاری فراتر از اندازه گیری، طبقه بندی و تلخیص ساده داده ها جهت تهیه گزارش های مالی به منظور استفاده دیگران بوده و هدف اصلی از تهیه گزارش های حسابداری متاثرکردن رفتارها در جهت برانگیختن اقدامات مطلوب است. از این رو، موضوعاتی نظیر توسعه ارتباط، افزایش دقت قضاوت و پردازش اطلاعات توسط انسان و تسهیل امر تصمیم گیری مالی مورد توجه بسیاری از محققان حسابداری قرار گرفته و موجب شده تا مطالعاتی در جهت بهبود مجموعه اطلاعات ارائه شده برای استفاده از داده های مالی طراحی و اجرا گردد. این مطالعه به منظور بررسی تاثیرات استفاده از نمایش ارزشمند نمودارهای رنگی با در نظر گرفتن این موضوع که به کارگیری اشکال گرافیکی، با عنوان یکی از روشهای نمایش داده های مالی، ابزار موثر وآشنایی است، صورت گرفت. بررسی ها نشان دادند که فاکتورهایی نظیر جنسیت، ویژگیهای فردی، فرهنگی و روانشناسی افراد، پیچیدگی و نوع تصمیم گیری، همگی بر موثر بودن استفاده از رنگها دخالت دارند. بنابراین تحقیق حاضر به اثرات استفاده از نمودارهای رنگی برای نمایش داده ها و اطلاعات حسابداری در شرایط رویارویی با اطلاعات پیچیده در مقابل ساده و همچنین در مورد دقت تصمیم گیری خانم ها در مقایسه با آقایان میپردازد تا با استفاده از یافته های تحقیق و پژوهش های صورت گرفته، امکان دستیابی به مقصود نهایی که همان تهیه اطلاعات با بیشترین درجه انطباق با موضوع، محیط تصمیم گیری و ویژگیهای تصمیم گیرندگان است از سوی تهیه کنندگان اطلاعاتی با ایجاد سیستم و نرم افزارهای اطلاعاتی مناسب، فراهم آید. نوع تصمیم گیری در این تحقیق به صورت پیش بینی تداوم فعالیت شرکتها از سوی آزمودنی ها، به کمک اطلاعات فراهم شده به شکل نسبت های مالی و در قالب نمودارهای ستونی میباشد. نتایج به دست آمده از این تحقیق حاکی از آن است که نمایش اطلاعات مالی شرکتها به صورت نمودارهای رنگی، در زمانی که پیچیدگی اطلاعات زیاد بود، موجب کاهش خطاهای تصمیم گیری و افزایش دقت پیش بینی افراد شرکت کننده در مطالعه شد. همچنین نتایج نشان دادند که خانم ها بیشتر از آقایان از منافع تفکیک و ساختاربندی اطلاعاتی به کمک رنگها، در قضاوتهای خود بهره برده و در مقایسه با زمان استفاده از اطلاعات غیررنگی دچار خطاهای کمتری شده اند.
مقایسه دقت پیش بینی سود توسط مدیریت با سری های زمانی باکس-جنکینز
صفحه 209-225
سید مجید شریعت پناهی، قاسم قاسمی
چکیده در این تحقیق تلاش محقق بر این است که برای پیش بینی EPS شرکتها، مشهورترین روش های پیش بینی را در مقایسه با پیش بینی های مدیریت در بودجه شرکتها مورد مقایسه قرار دهد. بدین منظور از بین روش های گوناگون پیش بینی، مشهورترین آنها (روش باکس-جنکینز) انتخاب و برمبنای روشهای اقتصاد سنجی، مدل مناسب برازش میشود. بدیهی است براساس روشهای صحت سنجی و آزمونهای اقتصاد سنجی، مدل فوق بایستی تایید گردد. در این حالت مدلی مناسب برای پیش بینی به دست آمده است. سپس به وسیله آزمون مجموع رتبه ای ویلکاکسون، پیش بینی مدل در کنار پیش بینی مدیریت قرار گرفته و با محاسبه انحراف آنها از EPS واقعی، به لحاظ نزدیکی به واقعیت، مورد قضاوت قرار میگیرد. نتایج حاصل از این تحقیق گویای آن است که EPS اعلام شده توسط مدیریت در بودجه شرکتها از پیش بینی EPS به وسیله مدلهای سری باکس-جنکینز به مراتب به واقعیت نزدیکتر میباشد. به بیان روشن تر، EPS اعلام شده در بودجه شرکتها توسط مدیران، همچنان از دقتی فراتر از بهترین مدل های پیش بینی سری های زمانی برخوردار می باشد.
رابطه تجربی متغیرهای حسابداری و بازار با بازده سهام
صفحه 227-246
علی رحمانی، الناز تجویدی
چکیده شناسایی متغیرهای موثر بر بازدهی و قیمت سهام، با توجه به گسترش بازار سرمایه از اهمیت بسیاری برخوردار است. برای پیش بینی بازده مدل های مختلفی مثل مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای، مدل بازار، تئوری قیمت گذاری آربیتاژ و مدل عاملی وجود دارد. طبق مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای، بتا تنها متغیری است که میتواند بازدهی را پیش بینی کند. پژوهش هایی که در زمینه توان پیش بینی این مدل و نیز استفاده از سایر متغیرها انجام شده است، حاکی از آن است که متغیرهای دیگری وجود دارند که بهتر از بتا توان پیش بینی بازدهی را دارند. برخی از این متغیرها شامل اندازه، نسبت های بدهی به حقوق صاحبان سهام، ارزش دفتری به ارزش بازار سهام، سود به قیمت و فروش به قیمت هر سهم میباشد. در این پژوهش توان متغیرهای مذکور و همچنین بتا در پیش بینی بازدهی سهام آزمون شد تا متغیرهایی که بهتر از بتا توان پیش بینی بازدهی سهام را در بازار بورس تهران دارند، شناسایی شوند. متغیرهای مستقل در قالب مدل های یک متغیره با متغیر وابسته بازدهی برای هر یک از سالهای 76 تا 82 آزمون شدند. همچنین مدل های چند متغیره نیز به دو صورت مقطعی ادغامی و سالانه انجام شدند. نتایج آزمون مقطعی نشان داد که مدل در کلیه مقاطع از نظر آماری معنادار است، و توان تبیین آن نسبت به مدل های تک متغیره، در تمام سالها بیشتر است. در آزمون های یک متغیره، بین نسبت فروش به قیمت هرسهم و سود به قیمت در چهار سال متوالی ارتباط معنادار با بازدهی مشاهده شد. اندازه بر حسب (ارزش بازار سهام)، در چهارسال متوالی با بازدهی ارتباط معنادار داشت. بین اندازه به عنوان لگاریتم جمع دارایی ها با بازدهی در چهار سال متوالی ارتباطی مشاهده نشد و نتایج مرتبط به نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام ثبات نداشت. همچنین بین بتا و بازدهی سهام، به گونه ای که مدل CAPM پیش بینی میکند، ارتباط پایداری پیش بینی نشد و نتایج در طول سالهای مختلف، متفاوت بود. بین نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام با بازدهی هیچ ارتباطی مشاهده نشد. با توجه به تاثیر احتمالی مدلهای آماری بر نتایج، آزمون های تکمیلی برمبنای تشکیل پرتفوی براساس هریک از متغیرهای بتا و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام تشکیل شد. با توجه به مقدار هریک ازمتغیرها سه پرتفوی تشکیل شد. نتایج حاصل از این آزمون نشان داد که طی سالهای 1379، 81 و 82، پرتفوی ها با بتای بالا بازدهی بیشتری نسبت به پرتفوی ها با بتای پایین داشتند. در مورد پرتفوی های تشکیل شده برمبنای ارزش دفتری به ارزش بازار سهام، نتایج با مدل رگرسیون سازگاری داشت.
