تاثیر معیارهای کیفیت سود بر مازاد بازده سهام
صفحه 1-28
https://doi.org/10.22054/qjma.2016.4048
داریوش فروغی، نرگس حمیدیان، مینا محمدیان
چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر معیارهای کیفیت سود بر قدر مطلق مازاد بازده سهام و بررسی توانایی
هر یک از این معیارها در توضیح مازاد مذکور می باشد. بدین منظور در این پژوهش از هشت معیار کیفیت
سود در چهار دسته کلی شامل معیارهای سری زمانی (پایداری و قابلیت پیش بینی سود)، معیارهای
هموارسازی سود (نوسان سود یا اقلام تعهدی به نوسان جریان نقد عملیاتی)، معیارهای مبتنی بر اقلام
تعهدی (اقلام تعهدی غیرعادی و کیفیت اقلام تعهدی) و معیارهای مبتنی بر بازار (ضریب واکنش سود و
ارتباط ارزشی) استفاده شده است. نمونه پژوهش شامل 62 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار
تهران در دوره زمانی 1376 تا 1392 می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد از بین معیارهای کیفیت سود،
معیارهای مبتنی بر اقلام تعهدی و ارتباط ارزشی تاثیر منفی و معناداری بر قدر مطلق مازاد بازده سهام دارند.
معیارهای سری زمانی، معیار نوسان اقلام تعهدی به نوسان جریان نقد عملیاتی (هموارسازی) و ضریب
واکنش سود تاثیر معنادار ولی مثبت بر قدر مطلق مازاد بازده سهام دارند و معیار نوسان سود به نوسان جریان
نقدی (هموارسازی) تاثیر معناداری بر قدر مطلق مازاد بازده سهام ندارد. همچنین از بین معیارهای کیفیت
سود، معیارهای مبتنی بر اقلام تعهدی نسبت به سایر معیارها توانایی بیشتری در توضیح قدر مطلق مازاد بازده
سهام دارند
تأثیر بیش ارزشیابی سهام بر بازده غیر عادی و نوسان آنها در B طول زمان
صفحه 29-51
https://doi.org/10.22054/qjma.2016.4049
علی قاسمی، محمد رضا نیک بخت
چکیده پژوهش حاضر به بررسی تأثیر بیش ارزشیابی سهام بر بازده غیر عادی و نوسان آنها در طول زمان در
شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. جهت سنجش بیش ارزشیابی سهام،
پژوهش رودرزکروپف و همکاران ( 2005 ) و جهت سنجش بازده غیر عادی و نوسان آنها در طول زمان،
مدل سه عاملی فاما و فرنچ ( 1995 ) مبنای عمل بوده است. جامعه آماری مورد بررسی، مشتمل بر 64 شرکت
پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده که از طریق نمونهگیری به روش حذف سیستماتیک، برای
1384 انتخاب و آزمون های آماری لازم بر روی آنان صورت گرفت. نتایج - دوره زمانی ده ساله 1393
حاصله با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره، استفاده از داده های تابلویی و روش اثرات ثابت، بیانگر این
مطلب بود که بیش ارزشیابی سهام بر بازده غیر عادی و نوسان آنها در طول زمان تأثیر مثبت و معناداری
دارد. به عبارت دیگر، با افزایش ارزشیابی خلاف واقع و بیش از حد سهام در طول زمان، بازده غیر عادی و
نوسان آنها بصورت معناداری افزایش می یابد. لذا به مدیران واحدهای تجاری پیشنهاد می گردد با فراهم
آوردن زمینه های لازم در جهت ارزشیابی واقع بینانه سهام، تمهیدات لازم در جهت کاهش بازده غیر
عادی سهام و نوسان آنها را در طول زمان فراهم آورند
رابطه بین نوع مالکیت نهادی و کیفیت افشا در بورس اوراق بهادار تهران
صفحه 53-75
https://doi.org/10.22054/qjma.2016.4050
محمد حسین ستایش، مهدی ابراهیمی میمند
چکیده امروزه شرکت ها تلاش می کنند تا از راه افشای اطلاعات خود را به عنوان گزینه ای مناسب برای
سرمایه گذاری معرفی و ارزش سهام شان را بهبود دهند. این پژوهش به بررسی رابطه بین انواع مالکیت
نهادی شامل مالکیت نهادی اختصاصی، شبه شاخصی و گذرا با کیفیت افشا می پردازد. برای این منظور
داده های مربوط به 103 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای سال های بین 1386 تا 1391
618 سال- شرکت) جمع آوری شد و با استفاده از مدل رگرسیون لوجستیک مورد بررسی قرار گرفت. )
برای سنجش متغیر کیفیت افشا، از امتیاز شرکت ها در زمینه افشا و اطلاع رسانی که توسط سازمان بورس و
اوراق بهادار تعیین می شود، استفاده شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که انواع مالکان نهادی به
گونه ای متفاوت بر کیفیت افشا اثر می گذارند. نتایج بیانگر وجود رابطه مثبت و معنادار بین مالکیت نهادی
اختصاصی و کیفیت افشا و رابطه منفی و معنادار بین مالکیت نهادی گذرا و کیفیت افشا است؛ اما رابطه
معناداری بین کیفیت افشا و مالکیت نهادی شبه شاخصی مشاهده نشد
بررسی رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و قیمت گذاری نادرست B اقلام تعهدی
صفحه 77-104
https://doi.org/10.22054/qjma.2016.4051
غلامرضا کرمی، مریم فرج زاده
چکیده در پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین قیمت گذاری نادرست اقلام تعهدی و عدم تقارن اطلاعاتی در
بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. فرضیه این پژوهش آن است که بین سطح عدم تقارن
اطلاعاتی و قیمتگذاری نادرست اقلام تعهدی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد . برای بررسی
قیمت گذاری نادرست اقلام تعهدی از آزمون میشکین و برای آزمون ارتباط آن با عدم تقارن اطلاعاتی
ازروش پرتفوی بندی استفاده گردیده است. هم چنین برای اندازه گیری اقلام تعهدی از رویکرد
ترازنامه ای غیر مستقیم و برای سنجش عدم تقارن اطلاعاتی از اختلاف بین قیمت پیشنهادی خرید و فروش
نسبی سهام استفاده شده است. برای آزمون فرضیه تحقیق، اطلاعات 82 شرکت در طی 5 سال ( 1387 تا
1391 ) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که، به موازات افزایش در سطح عدم
تقارن اطلاعاتی، اختلاف بین ضرایب پیش بینی و ارزشیابی اقلام تعهدی در آزمون میشکین به طور
معناداری افزایش می یابد. در نتیجه با افزایش در سطح عدم تقارن اطلاعاتی، قیمت گذاری نادرست اقلام
تعهدی تشدید می شود
رابطه تاخیری تغییرات فروش با رفتار نامتقارن هزینه و اثر B تعدیلی نگرش مدیریت
صفحه 105-122
https://doi.org/10.22054/qjma.2016.4052
الناز تجویدی، حمیده اثنی عشری، احمد حاج نوروزی
چکیده تصمیمات مدیریت در خصوص هزینه ها همواره از مباحث مورد توجه بوده است. به طور سنتی در مدل های تحلیل
سود فرض برآن بود رفتار هزینه متقارن و وابسته به نوسانات تولید و فروش است؛ اگرچه تحقیقاتی که در دهه 90
انجام شد نشان داد چندان نمی توان به این فرض پایبند ماند. چنین نتایجی ضرورت پرداختن به چرایی مشاهده رفتار
نامتقارن هزینه را بسترساز شد. در این پژوهش، رابطه تغییرات فروش دوره گذشته با رفتار نامتقارن هزینه بررسی شد و
اثر نگرش مثبت و منفی مدیریت بر این رابطه مورد آزمون قرار گرفت. به منظور سنجش رفتار نامتقارن هزینه، به
پشتوانه ادبیات پژوهش، از رابطه همزمان تغییرات هزینه های فروش، اداری و عمومی با تغییرات فروش دوره جاری
استفاده شد؛ تغییرات فروش دو دوره گذشته نیز به عنوان شاخص سنجش نگرش مدیریت لحاظ شد. در این راستا
اطلاعات 105 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره 1383 الی 1392 با در نظر گرفتن برخی
ویژگی ها ( 1050 شرکت- سال) بررسی گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل رگرسیون ( حداقل مربعات
عادی)- روش اثرات ثابت بکار گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد هزینه رفتاری نامتقارن دارد؛ تغییرات فروش دوره
گذشته با کاهش ابهام پیش روی مدیریت با رفتار نامتقارن هزینه رابطه مثبت دارد؛ و نگرش مدیریت می تواند اثر
تغییرات فروش دوره گذشته را بر رفتار هزینه تعدیل کند؛ به این ترتیب که نگرش مثبت، رابطه مستقیم فروش دوره
گذشته بر رفتار نامتقارن هزینه را تقویت می کند و نگرش منفی موجب تقارن بیشتر رفتار هزینه در شرایط کاهش
فروش دوره گذشته می شود.
نقش محافظه کاری حسابداری در ارزش گذاری نامتقارن بازار B از اقلام غیرمستمر
صفحه 123-144
https://doi.org/10.22054/qjma.2016.4053
محمدحسین صفرزاده، احمد ثقفی پور
چکیده این تحقیق به بررسی تأثیر محافظه کاری حسابداری بر ارزیابی بازار از سودها و زیان های غیرمستمر در 126
شرکت نمونه طی بازه زمانی 1386 تا 1392 در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد . سوده ا و زیان های
غیرمستمر که تحت عنوان اقلام خاص نیز شناخته می شوند، ارزیابی نامتقارن چندگانه ای توسط بازار دارند که
در این تحقیق توسط ضریب واکنش سود اندازه گیری شده است. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد: 1. در
رابطه با قیمت گذاری سودها و زیان های غیرمستمر، یک عدم تقارن در بازار و جود دارد و 2. محافظه کاری
حسابداری را می توان به عنوان توضیحی برای این عدم تقارن معرفی کرد که بیانگر گرایش شرکتها در شناسایی
و گزارش به موقع تر زیان ها در مقایسه با سودها می باشد. یافته های فوق بیانگر بالاتر بودن ضریب واکنش سود
اقلام غیرمستمر منفی در مقایسه با اقلام غیرمستمر مثبت می باشد. دلیل این موضوع گزارش به هنگام تر زیان های
غیرمستمر در مقایسه با سودهای غیرمستمر می باشد. علاوه بر این، زمانی که سطح محافظه کاری افزایش
می یابد، عدم تقارن یادشده بزرگ تر می شود که نشان می دهد محتوای اطلاعاتی زیان های غیرمستمر به دلیل
افزایش سطح محافظه کاری از محتوای اطلاعاتی سودهای غیرمستمر بیشتر است.
0چسبندگی هزینه ها و عدم تقارن در مدل هزینه، حجم، سود
صفحه 145-164
https://doi.org/10.22054/qjma.2016.4054
یحیی کامیابی، اسماعیل توکل نیا
چکیده روابط موجود در تجزیه و تحلیل هزینه، حجم، سود، دلالت بر ارتباط خطی بین فروش، هزینه و سود دارد.
این در حالی است که مطالعات اخیر، رفتار غیرخطی مهمی برای هزینه و سود را مستند نمودهاند که
چسبندگی هزینهها یکی از مهمترین این موارد است. چسبندگی هزینهها مستلزم تغییرات مفهومی قابل
توجهی در مدل هزینه، حجم، سود است که به محدودیتهای مفهومی و تجربی این مدل اشاره دارد.
بنابراین، در این مطالعه با استفاده از دادههای 140 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی
سالهای 1385 تا 1392 ، مدل نامتقارن تجزیه و تحلیل هزینه، حجم، سود ارائه گردید که چسبندگی هزینه-
ها را وارد معادلات میکند. نتایج بررسیها نشان داد که در صورت استفاده از مدل اندرسون و همکاران
2003 ) و مقادیر کل درآمدها و هزینهها، با توجه به عدم تأثیرپذیری آنها از اقدامات مدیریت سود مربوط )
به تغییر طبقهبندی، مدل هزینه، حجم، سود استاندارد مستلزم تعدیل از بابت چسبندگی هزینهها است. به-
عبارت دیگر، با توجه به سطح فروش تحقق یافته، اگر سطح فروش نسبت به دوره قبل افزایش داشته، نسبت
به حالتیکه سطح فروش نسبت به دوره قبل کاهش یافته، سود بیشتر است
نقش محافظهکاری حسابداری در ارزشگذاری نامتقارن بازار از اقلام غیرمستمر
https://doi.org/10.22054/qjma.2020.3183.1133
محمدحسین صفرزاده، احمد ثقفی پور
چکیده این تحقیق به بررسی تأثیر محافظهکاری حسابداری بر ارزیابی بازار از سودها و زیانهای غیرمستمر در 126 شرکت نمونه طی بازه زمانی 1386 تا 1392 در بورس اوراق بهادار تهران میپردازد. سودها و زیانهای غیرمستمر که تحت عنوان اقلام خاص نیز شناخته میشوند، ارزیابی نامتقارن چندگانهای توسط بازار دارند که در این تحقیق توسط ضریب واکنش سود اندازهگیری شده است. یافتههای تحقیق حاضر نشان میدهد: 1. در رابطه با قیمتگذاری سودها و زیانهای غیرمستمر، یک عدم تقارن در بازار و جود دارد و 2. محافظهکاری حسابداری را میتوان بهعنوان توضیحی برای این عدم تقارن معرفی کرد که بیانگر گرایش شرکتها در شناسایی و گزارش بهموقعتر زیانها در مقایسه با سودها میباشد. یافتههای فوق بیانگر بالاتر بودن ضریب واکنش سود اقلام غیرمستمر منفی در مقایسه با اقلام غیرمستمر مثبت میباشد. دلیل این موضوع گزارش بههنگامتر زیانهای غیرمستمر در مقایسه با سودهای غیرمستمر میباشد. علاوه بر این، زمانی که سطح محافظهکاری افزایش مییابد، عدم تقارن یادشده بزرگتر میشود که نشان میدهد محتوای اطلاعاتی زیانهای غیرمستمر به دلیل افزایش سطح محافظهکاری از محتوای اطلاعاتی سودهای غیرمستمر بیشتر است.
رابطه تاخیری تغییرات فروش با رفتار نامتقارن هزینه و اثر تعدیلی نگرش مدیریت
https://doi.org/10.22054/qjma.2020.6312.1237
حمیده اثنی عشری، الناز تجویدی، احمد حاج نوروزی
چکیده تصمیمات مدیریت در خصوص هزینهها همواره از مباحث مورد توجه بوده است. به طور سنتی در مدلهای تحلیل سود فرض برآن بود رفتار هزینه متقارن و وابسته به نوسانات تولید و فروش است؛ اگرچه تحقیقاتی که در دهه 90 انجام شد نشان داد چندان نمیتوان به این فرض پایبند ماند. چنین نتایجی ضرورت پرداختن به چرایی مشاهده رفتار نامتقارن هزینه را بسترساز شد. در این پژوهش، رابطه تغییرات فروش دوره گذشته با رفتار نامتقارن هزینه بررسی شد و اثر نگرش مثبت و منفی مدیریت بر این رابطه مورد آزمون قرار گرفت. به منظور سنجش رفتار نامتقارن هزینه، به پشتوانه ادبیات پژوهش، از رابطه همزمان تغییرات هزینههای فروش، اداری و عمومی با تغییرات فروش دوره جاری استفاده شد؛ تغییرات فروش دو دوره گذشته نیز به عنوان شاخص سنجش نگرش مدیریت لحاظ شد. در این راستا اطلاعات 105 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره 1383 الی 1392 با در نظر گرفتن برخی ویژگیها (1050 شرکت- سال) بررسی گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها، تحلیل رگرسیون ( حداقل مربعات عادی)- روش اثرات ثابت بکار گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد هزینه رفتاری نامتقارن دارد؛ تغییرات فروش دوره گذشته با کاهش ابهام پیشروی مدیریت با رفتار نامتقارن هزینه رابطه مثبت دارد؛ و نگرش مدیریت میتواند اثر تغییرات فروش دوره گذشته را بر رفتار هزینه تعدیل کند؛ به این ترتیب که نگرش مثبت، رابطه مستقیم فروش دوره گذشته بر رفتار نامتقارن هزینه را تقویت میکند و نگرش منفی موجب تقارن بیشتر رفتار هزینه در شرایط کاهش فروش دوره گذشته میشود.
تأثیر بیش ارزشیابی سهام بر بازده غیر عادی و نوسان آنها در طول زمان
https://doi.org/10.22054/qjma.2020.7797.1277
علی قاسمی، محمد رضا نیک بخت
چکیده پژوهش حاضر به بررسی تأثیر بیش ارزشیابی سهام بر بازده غیر عادی و نوسان آنها در طول زمان در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میپردازد. جهت سنجش بیش ارزشیابی سهام، پژوهش رودرزکروپف و همکاران (2005) و جهت سنجش بازده غیر عادی و نوسان آنها در طول زمان، مدل سه عاملی فاما و فرنچ (1995) مبنای عمل بوده است. جامعه آماری مورد بررسی، مشتمل بر 64 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده که از طریق نمونهگیری به روش حذف سیستماتیک، برای دوره زمانی ده ساله 1393-1384 انتخاب و آزمونهای آماری لازم بر روی آنان صورت گرفت. نتایج حاصله با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره، استفاده از داده های تابلویی و روش اثرات ثابت، بیانگر این مطلب بود که بیش ارزشیابی سهام بر بازده غیر عادی و نوسان آنها در طول زمان تأثیر مثبت و معناداری دارد. به عبارت دیگر، با افزایش ارزشیابی خلاف واقع و بیش از حد سهام در طول زمان، بازده غیر عادی و نوسان آنها بصورت معناداری افزایش مییابد. لذا به مدیران واحدهای تجاری پیشنهاد می گردد با فراهم آوردن زمینه های لازم در جهت ارزشیابی واقع بینانه سهام، تهمیدات لازم در جهت کاهش بازده غیر عادی سهام و نوسان آنها را در طول زمان فراهم آورند.
