جمیل ابراهیمی؛ حسین عامری؛ اسماعیل امیری
چکیده
اعتبار تجاری بهعنوان یکی از ابزارهای در دسترس برای تأمین مالی، بهویژه برای شرکتهای دارای محدودیت مالی، نقش پررنگی ایفا میکند. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر محدودیت مالی بر رابطه بین انحراف استراتژیک و اعتبار تجاری است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، در دسته پژوهشهای توصیفی – همبستگی قرار میگیرد و دادهها ...
بیشتر
اعتبار تجاری بهعنوان یکی از ابزارهای در دسترس برای تأمین مالی، بهویژه برای شرکتهای دارای محدودیت مالی، نقش پررنگی ایفا میکند. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر محدودیت مالی بر رابطه بین انحراف استراتژیک و اعتبار تجاری است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، در دسته پژوهشهای توصیفی – همبستگی قرار میگیرد و دادهها با استفاده از روش رگرسیونی مورد تحلیل قرار گرفتهاند. جامعه آماری شامل 124 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1395 تا 1403 (معادل 1116 مشاهده سال-شرکت) بوده است. یافتهها نشان دادند که میان انحراف استراتژیک و استفاده از اعتبار تجاری به عنوان ابزاری برای تأمین مالی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد که این رابطه در میان شرکتهای با محدودیتهای مالی شدید و در شرایط بحرانی ریسک ورشکستگی قویتر است، اما در شرکتهایی که وضعیت مالی باثباتتری دارند و در محدوده امن هستند، این اثر ضعیفتر مشاهده شده است. تحلیلهای حساسیت متعددی شامل تغییر شیوه اندازهگیری متغیر مستقل (تهیه شاخص انحراف استراتژیک با استفاده از روش تجزیه و تحلیل مؤلفه اصلی)، حذف متغیرهای کنترلی، حذف اثرات سال و صنعت، و نیز آزمون مدل با در نظر گرفتن متغیر تعدیلگر در گروههای مختلف بر حسب محدودیت مالی انجام شد که در تمام موارد، نتایج اصلی تأیید شده است. نتایج نشان دادند که انحراف استراتژیک میتواند بهطور مستقیم بر سیاستهای اعتباری شرکتها اثر بگذارد و هر چه این انحراف بیشتر باشد، وابستگی شرکت به اعتبار تجاری نیز افزایش مییابد و محدودیت مالی نیز میتواند باعث تعدیل این رابطه شود.
حمیده اثنی عشری؛ محمد صدرا مرادنیا؛ سینا اثنی عشری
چکیده
با توجه به اینکه تعداد استناداتی که یک پژوهش به سایر پژوهشها میدهد، به عنوان یکی از معیارهای اعتبار علمی آن تلقی میشود، ممکن است پژوهشگران به تعداد استنادات، بیش از ارتباط موضوعی آن به پژوهش خود توجه نمایند؛ از این رو، این پژوهش قصد دارد تا به تحلیل شباهت موضوعی ارجاعات پژوهشهای داخلی با موضوع محوری پژوهش بپردازد تا میزان مربوط ...
بیشتر
با توجه به اینکه تعداد استناداتی که یک پژوهش به سایر پژوهشها میدهد، به عنوان یکی از معیارهای اعتبار علمی آن تلقی میشود، ممکن است پژوهشگران به تعداد استنادات، بیش از ارتباط موضوعی آن به پژوهش خود توجه نمایند؛ از این رو، این پژوهش قصد دارد تا به تحلیل شباهت موضوعی ارجاعات پژوهشهای داخلی با موضوع محوری پژوهش بپردازد تا میزان مربوط بودن استنادات مورد استفاده به موضوع پژوهش در پژوهشهای داخلی مشخص گردد. به منظور دستیابی به این هدف از پردازش زبان طبیعی به عنوان یکی از مهمترین رهیافتهای کار با داده متنی در یادگیری ماشین استفاده شده است. پس از استخراج اطلاعات مقالات نشریات وزارت علوم طی سالهای 1393 لغایت 1402 توسط روش خزش وب، شباهت موضوعی میان استنادات خارجی پژوهشهای داخلی با موضوع محوری پژوهش با استفاده از مدل آل ام پی نت بدست آمد. نتایج حاکی از آن بود که چسبندگی موضوعی میان استنادات و موضوع محوری پژوهش به طور کلی در نشریات ایرانی در سطح خوب قرار دارد. همچنین ارجاعات پژوهشگران ایرانی عمدتاً به منابع منتشر شده در نشریات چارکهای نخست و دوم بوده لذا معتبر هستند. افزون بر آن، پر استنادترین منابع در پژوهشهای حوزه حسابداری و حسابرسی ایران شناسایی شدند. روششناسی نوین و نتایج این پژوهش میتواند کمک شایانی به ارزیابی شیوه ارجاعدهی کند و نشریات را در ارزیابی دقیقتر استنادات یاری رساند تا از تمرکز صرف بر تعداد استناد بکاهند و میزان ارتباط استنادات را با موضوع محوری پژوهش را نیز به عنوان شاخصی جهت ارزیابی شیوه ارجاعدهی استفاده نمایند.
مهدی علی بالائی
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر ساخت امپراتوری مدیریتی با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر محدودیتهای مالی و اعتماد به نفس بیش از حد مدیرعامل انجام شد. جامعه آماری شامل شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه پژوهش شامل دادههای ۱۰۵ شرکت طی دوره ۹ ساله ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۱ است که با روش حذف سیستماتیک انتخاب ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر ساخت امپراتوری مدیریتی با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر محدودیتهای مالی و اعتماد به نفس بیش از حد مدیرعامل انجام شد. جامعه آماری شامل شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه پژوهش شامل دادههای ۱۰۵ شرکت طی دوره ۹ ساله ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۱ است که با روش حذف سیستماتیک انتخاب شد. دادهها با استفاده از مدلهای رگرسیون چندگانه و روش دادههای ترکیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مسئولیت اجتماعی شرکت تأثیر منفی بر ساخت امپراتوری مدیریتی دارد و این اثر تحت محدودیتهای مالی و اعتماد به نفس بیش از حد مدیرعامل تقویت میشود. یافتهها حاکی از آن است که اگر مدیرعامل به فعالیتهای مسئولیت اجتماعی شرکت توجه کند، امکان بهبود عملکرد مالی شرکت فراهم میشود، در غیر این صورت سهامداران باید مدیران عامل با سابقه ساخت امپراتوری تخریبکننده ارزش را کنترل کرده و سطح افشای مسئولیت اجتماعی شرکت را افزایش دهند. این پژوهش چارچوب نظری مناسبی برای درک رابطه بین مسئولیت اجتماعی و ایجاد امپراتوری توسط مدیران ارائه میکند و نشان میدهد گنجاندن متغیرهای محدودیتهای مالی و اعتماد به نفس بیش از حد میتواند ذینفعان و سهامداران را در اعمال نظارت مؤثر بر فعالیتهای مدیرعامل یاری نماید.
مرتضی عدلزاده
چکیده
افشای مسائل عمده حسابرسی از سال 1401 با هدف ارتقای ارزش اطلاعاتی گزارش حسابرس ضرورت یافته است لیکن شواهد پژوهشی در خصوص پیامدهای آن محدود است. از جمله پیامدهای این موضوع، اثرگذاری آن بر ادارک حسابرس از مسئولیتپذیری و نیز تصمیمگیری درخصوص تعدیلات مورد نیاز در صورتهای مالی است. بدینمنظور از یک آزمایش دوسویه بینگروهی با طرح (2×2) ...
بیشتر
افشای مسائل عمده حسابرسی از سال 1401 با هدف ارتقای ارزش اطلاعاتی گزارش حسابرس ضرورت یافته است لیکن شواهد پژوهشی در خصوص پیامدهای آن محدود است. از جمله پیامدهای این موضوع، اثرگذاری آن بر ادارک حسابرس از مسئولیتپذیری و نیز تصمیمگیری درخصوص تعدیلات مورد نیاز در صورتهای مالی است. بدینمنظور از یک آزمایش دوسویه بینگروهی با طرح (2×2) بهره گرفته شد. مشارکتکنندگان در این پژوهش شامل 120 نفر از شرکا، مدیران و حسابرسان ارشد شاغل در مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی بود. بدینمنظور سناریویی از یک شرکت فرضی در اختیار مشارکتکنندگان قرار گرفت و متغیرهای مستقل پژوهش در چهار سطح دستکاری شد: 1) افشا (عدم افشای) مسائل عمده حسابرسی و 2)یادداشت توضیحی عادی (بسطیافته) مدیریت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که هم افشای مسائل عمده حسابرسی و هم یادداشت بسطیافته مدیریت سبب کاهش احساس مسئولیتپذیری حسابرس میشود و این اثر کاهنده در تعامل افشای مسائل عمده و یادداشت بسطیافته حداکثر میشود. این امر حاکی از پیامدهای ناخواسته افشای مسائل عمده بر احساس مسئولیتپذیری حسابرس است. از سوی دیگر نتایج نشان داد که افشای مسائل عمده و یادداشت بسطیافته، سبب افزایش تعدیلات مورد انتظار حسابرسان برای شناسایی زیان کاهش ارزش گردیده که حاکی از رفتار محافظهکارانهتر از سوی حسابرسان است. نتایج پژوهش در خصوص پیامدهای گسترش افشا بر ادارک حسابرس از مسئولیتپذیری و تصمیمگیری و قضاوت حسابرس از تصمیمات تعدیل صورتهای مالی، میتواند از سوی مراجع استاندارگذار و نظارتی و نیز از سوی حسابرسان مورد توجه قرار گیرد.
رضا ایرانبخش؛ حسن ولیان؛ محمدرضا عبدلی؛ مریم شهری
چکیده
مطالعۀ حاضر در پی ارائه چارچوب پارادایمی از شناخت علل تا پیامدهای ایجاد ساختار هیئتمدیره پلکانی در شکستن سنگربندی حاکمیتی بود. ماهیت روششناسی این مطالعه ترکیبی است، بطوریکه در بخش کیفی ابتدا از طریق رویکرد اشتراوس و کوربین (1998) در نظریه داده بنیاد، تلاش شد تا طی مصاحبههای صورت گرفته و کدگذاریهای سه مرحلهای، ابعاد قابل پدیداری ...
بیشتر
مطالعۀ حاضر در پی ارائه چارچوب پارادایمی از شناخت علل تا پیامدهای ایجاد ساختار هیئتمدیره پلکانی در شکستن سنگربندی حاکمیتی بود. ماهیت روششناسی این مطالعه ترکیبی است، بطوریکه در بخش کیفی ابتدا از طریق رویکرد اشتراوس و کوربین (1998) در نظریه داده بنیاد، تلاش شد تا طی مصاحبههای صورت گرفته و کدگذاریهای سه مرحلهای، ابعاد قابل پدیداری در پنج بعد الگوی پارادایمی شناسایی شوند. سپس باهدف بسط معیارهای شناسایی شده به بستر شرکتهای بازار سرمایه جهت اطمینان از قابلیت پیادهسازی الگوی ارائه شده، از دو مبنای تحلیل بارعاملی اکتشافی و بارعاملی تأییدی بهره برده شد. یافتههای پژوهش در بخش کیفی طی 12 مصاحبۀ صورت گرفت، حکایت از شناسایی 60 مضمون گزارهای؛ 12 مولفۀ محوری و 6 مقولۀ ساختاری دارد که در نهایت منتج به ارائه الگوی پارادایمی پژوهش گردید. به علاوه در بخش کمی نیز قابلیت تعمیمپذیری ابعاد برآمده از بخش کیفی از طریق برازش مطلوبیت ساختاری رپ پیالاس در فرآیند حداقل مربعات جزئی (PLS) تأیید شد. یافتههای پژوهش نشان داد، با اجرای ساختاربندیهای هیئتمدیره به صورت پلکانی در بورس اوراق بهادار، میتوان انتظار داشت تعارضهای ناشی از سنگربندیهای حاکمیتی شرکتهای بازار سرمایه تقلیل یابد، چراکه سنگربندی حاکمیتی به دلیل انحصارگراییهای صاحبان قدرت در رأس هرم ساختاری شرکتها میتواند بدون وجود محدودیتهایی در انتصاب اعضای هیئتمدیره، به بروز فساد و تحریفهای مالی در سطح بازار سرمایه منتج گردد.
ابوذر پارسایی؛ سعید مرادپور؛ محمدحسین رنجبر؛ مرتضی باوقار
چکیده
این مقاله با هدف ارائه الگویی از عوامل فردی و سطح کلان مؤثر بر کیفیت حسابداری مالیاتی انجام شده است. از نظر جهتگیریهای پژوهشی، این مقاله از نوع ترکیبی از مطالعات کاربردی و توسعهای است. در این پژوهش از 19 نفر از متخصصان به عنوان نمونه مطالعه استفاده شد. جهت انجام این پژوهش، در ابتدا با رویکرد تحلیل محتوا تعداد 59 شاخص در قالب دو مؤلفه ...
بیشتر
این مقاله با هدف ارائه الگویی از عوامل فردی و سطح کلان مؤثر بر کیفیت حسابداری مالیاتی انجام شده است. از نظر جهتگیریهای پژوهشی، این مقاله از نوع ترکیبی از مطالعات کاربردی و توسعهای است. در این پژوهش از 19 نفر از متخصصان به عنوان نمونه مطالعه استفاده شد. جهت انجام این پژوهش، در ابتدا با رویکرد تحلیل محتوا تعداد 59 شاخص در قالب دو مؤلفه عوامل فردی و عوامل سطح کلان شناسایی شدند. در بخش دوم، با نظرسنجی از متخصصان و روش غربالگری فازی، شاخصهای مهم و اثرگذار تعیین شدند؛ در این مرحله تعداد 38 شاخص انتخاب شدند. نتایج تحلیلهای صورت گرفته در روش الگوسازی ساختاری-تفسیری بیانگر آن بود که شاخصهای عوامل فردی و عوامل سطح کلان، به ترتیب، در پنج و یک سطح قرار گرفتهاند. همچنین، نتایج کسب شده از روش تحلیل شبکهای فازی بیانگر آن است که از دید متخصصان در مورد عوامل فردی، شاخص «جنسیت مدیر مالی» و در مورد عوامل سطح کلان، شاخص «سطح فساد» مهمترین شاخصها بودهاند.
سید محمدامین فیاضی؛ مهدی نیک روش؛ مجید فرحانی زاده
چکیده
این پژوهش با توجه به نقش فزاینده ویژگیهای رفتاری مدیران در تصمیمات مالی و اهمیت ساختار مالکیت در شکلدهی به پیامدهای این ویژگیها، به بررسی اثر بیشاطمینانی مدیرعامل بر تابآوری شرکتی و نقش تعدیلی تمرکز مالکیت پرداخت. هدف اصلی پژوهش، آزمون اثر بیشاطمینانی مدیرعامل بر تابآوری شرکتی و همچنین بررسی نقش تعدیلگری تمرکز مالکیت ...
بیشتر
این پژوهش با توجه به نقش فزاینده ویژگیهای رفتاری مدیران در تصمیمات مالی و اهمیت ساختار مالکیت در شکلدهی به پیامدهای این ویژگیها، به بررسی اثر بیشاطمینانی مدیرعامل بر تابآوری شرکتی و نقش تعدیلی تمرکز مالکیت پرداخت. هدف اصلی پژوهش، آزمون اثر بیشاطمینانی مدیرعامل بر تابآوری شرکتی و همچنین بررسی نقش تعدیلگری تمرکز مالکیت در این رابطه بود. پژوهش از نوع کاربردی و از نظر روش توصیفی–علی مبتنی بر دادههای آرشیوی انجام شد. جامعه آماری شامل شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران برای سالهای 1394 تا 1403 بود که پس از اعمال معیارهای غربالگری، تعداد 206 شرکت معادل 2,060 مشاهده سال-شرکت به عنوان نمونه نهایی انتخاب شد. بیشاطمینانی مدیریت با استفاده از سه سنجه مبتنی بر الگوهای سرمایهگذاری اندازهگیری و از طریق تحلیل عاملی به یک متغیر ترکیبی تبدیل شد. تمرکز مالکیت بر اساس درصد مالکیت سهامداران عمده سنجیده شد و تابآوری با استفاده از شدت سقوط قیمت سهام اندازهگیری گردید. آزمون فرضیهها با استفاده از مدلهای رگرسیونی دادههای تابلویی با کنترل اثرات سال و صنعت انجام شد. یافتهها نشان داد که بیشاطمینانی مدیریت بهتنهایی اثر معناداری بر تابآوری شرکتی نداشت، اما اثر تعاملی تمرکز مالکیت و بیشاطمینانی مدیرعامل معنادار بود. نتایج بیانگر آن بود که اثرگذاری بیشاطمینانی مدیرعامل بر تابآوری شرکتی، وابسته به سطح تمرکز مالکیت بوده و این سازوکار مالکیتی میتواند نحوه بروز پیامدهای رفتاری مدیریت را شکل دهد.
ساسان حبیبی؛ رضوان حجازی؛ نظام الدین رحیمیان؛ مرتضی اسدی؛ لیلا زمانی
چکیده
گزارشگری مسائل عمده حسابرسی بهعنوان یکی از تحولات کلیدی استانداردهای حسابرسی نوین، با هدف افزایش شفافیت گزارشهای مالی و بهبود ارتباط حسابرسان با ذینفعان مطرح شده. در ایران، علیرغم الزام اجرای استاندارد بینالمللی حسابرسی 701، فقدان یک چارچوب بومی و منسجم که بتواند پیچیدگیهای اقتصادی، فرهنگی و حرفهای مؤثر بر فرآیند گزارشگری ...
بیشتر
گزارشگری مسائل عمده حسابرسی بهعنوان یکی از تحولات کلیدی استانداردهای حسابرسی نوین، با هدف افزایش شفافیت گزارشهای مالی و بهبود ارتباط حسابرسان با ذینفعان مطرح شده. در ایران، علیرغم الزام اجرای استاندارد بینالمللی حسابرسی 701، فقدان یک چارچوب بومی و منسجم که بتواند پیچیدگیهای اقتصادی، فرهنگی و حرفهای مؤثر بر فرآیند گزارشگری مسائل عمده را درک و تبیین کند، بهوضوح احساس میشود. این خلأ، اجرای مؤثر این استاندارد را با چالشهای عملیاتی و قضاوتی مواجه ساخته و ضرورت تدوین الگویی جامع مبتنی بر نظرات کنشگران اصلی (حسابرسان) را ایجاب مینماید. لذا پژوهش حاضر با هدف تبیین و ارائه الگوی گزارشگری مسائل عمده حسابرسی از دیدگاه حسابرسان در ایران و شناسایی متغیرهای کلیدی آن بارویکردی آمیخته از نظریه داده بنیاد بهعنوان فاز کیفی و مدلسازی معادلات ساختاری در فاز کمی انجام شد. جامعه آماری فاز کیفی شامل 17 نفر خبرگان و فاز کمی با گردآوری پرسشنامه معتبر مورد آزمون شد. یافتههای کیفی نشان داد که عواملی نظیر آموزش تخصصی، تجربه، چالشهای اقتصادی (مانند تحریم و تورم)، و فناوریهای نوین (مانند هوش مصنوعی و بلاکچین) از عوامل کلیدی مؤثر بر تصمیمگیری حسابرس در زمینه مسائل عمده هستند. و کیفیت گزارشگری مالی و تعامل با ذینفعان بهعنوان سازههای میانجی و اعتبار حرفهای حسابرس و اعتماد سرمایهگذاران بهعنوان پیامدهای اصلی الگوی پیشنهادی شناسایی شدند. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری، معنادار بودن مثبت و مستقیم تأثیر متغیرهارا نشان داد. این پژوهش ضمن پر کردن خلأ نظری موجود، چارچوبی عملی برای نهادهای نظارتی و مؤسسات حسابرسی جهت بهبود گزارشگری مسائل عمده حسابرسی در ایران فراهم میسازد
ایمان زارع؛ خدیجه ربیعی؛ پریسا نوبخت
چکیده
بدهی داخلی مدیر اجرایی تأخیر در تعدیل قیمت را کاهش میدهد که پیامد آن کارایی قیمت سهام خواهد بود. با توجه به نقش مهم نقدشوندگی سهام بر کارایی قیمت، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش نقدشوندگی سهام بر رابطه بین بدهی داخلی مدیر اجرایی و کارایی قیمت سهام است. قلمرو مکانی تحقیق شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی سال ...
بیشتر
بدهی داخلی مدیر اجرایی تأخیر در تعدیل قیمت را کاهش میدهد که پیامد آن کارایی قیمت سهام خواهد بود. با توجه به نقش مهم نقدشوندگی سهام بر کارایی قیمت، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش نقدشوندگی سهام بر رابطه بین بدهی داخلی مدیر اجرایی و کارایی قیمت سهام است. قلمرو مکانی تحقیق شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی سال های بین 1397 تا 1403 بوده است. گردآوری اطلاعات در بخش ادبیات پژوهش از روش کتابخانهای و در بخش دادههای پژوهش با مراجعه به دادههای صورتهای مالی و یادداشتهای توضیحی شرکتهای نمونه صورت گرفت. بر اساس روش حذف سیستماتیک 147 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب و به منظور توصیف و تلخیص دادهها از آمارتوصیفی و استنباطی بهره گرفته شده و به منظور تحلیل داده ها ابتدا پیش آزمونهای ناهمسانی واریانس، آزمون F لیمر، آزمون هاسمن و آزمون جارک – برا و آزمون رگرسیون چند متغیره برای تایید و رد فرضیه های تحقیق استفاده گردیده است. نتایج نشان داد بدهی داخلی مدیر اجرایی بر تاخیر قیمت سهام بهعنوان شاخص کلیدی کارایی قیمت سهام تاثیر منفی و معناداری دارد؛ به علاوه نقدشوندگی سهام بر تقویت رابطه بین بدهی داخلی مدیر اجرایی و کارایی قیمت سهام نقش تعدیلگری دارد. نتایج پژوهش درک چگونگی شکلگیری انگیزههای مدیریتی توسط بدهی داخلی را برای سیاستگذاران علاقهمند به افزایش کارایی قیمت سهام عمیقتر میکند که ضمن بهبود تولید اطلاعات، عدم تقارن اطلاعاتی در بازار را کاهش میدهد و در نهایت بر کارایی بازار سرمایه موثر خواهد بود.