آزمون تجربی رفتار جمعی سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران
صفحه 1-27
محمد عرب مازار یزدی، احمد بدری، افشین عزیزیان
چکیده یکی از تورشهای رفتاری شناخته شده در مالی رفتاری، پدیدة رفتارجمعی است. این پدیدة رفتاری به معنای
صرفنظر کردن آگاهانه از اطلاعات و تحلیلهای شخصی توسط سرمایهگذاران و اقدام به تقلید و تبعیت از رفتار
دیگر سرمایهگذاران یا رفتار کل بازار میباشد. این پژوهش با استفاده از اطلاعات مبادلات سهام در بورس اوراق
بهادار تهران و با به کارگیری مدلهای مبتنی بر پراکندگی مقطعی بازده سهام شرکتها و مدل مبتنی بر بتا در
ساختار فضای حالت، پدیدة رفتار جمعی را به طور تجربی مورد آزمون قرار میدهد. دورة زمانی بررسی، از
ابتدای سال 4831 تا پایان سال 4831 با استفاده از مشاهدات هفتگی بازده و حجم مبادلات میباشد که در مجموع
شامل 24،442 مشاهده بوده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که سرمایهگذاران غالباً از استقلال عمل در اتخاذ
تصمیمات سرمایهگذاری برخوردار نبوده و تبعیت از تصمیمات دیگران را به اتخاذ رویکرد مستقل ترجیح
می دهند که به معنی تأیید پدیدة رفتار جمعی در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. افزون بر آن، ارزیابی توان
مقایسهای مدلهای مختلف نشان میدهد مدل مبتنی بر بتا در مقایسه با مدلهای مبتنی بر پراکندگی بازده از توان
توضیحدهندگی بالاتری در تبیین پدیدة رفتار جمعی برخوردار است.
مالی رفتاری، رفتار جمعی، پراکندگی مقطعی بازده، مدل فضای حالت، بورس اوراق بهادار
تهران.
بررسی ارتباط بین توان چانه زنی تأمین کنندگان و مشتریان شرکت با محافظه کاری حسابداری
صفحه 29-56
غلامرضا کردستانی، سعید غلامی روچه
چکیده
هدف این تحقیق، بررسی ارتباط بین توان چانه زنی تأمین کنندگان و مشتریان شرکت با محافظه کاری
حسابداری است. تأمین کنندگان و مشتریان برای حفظ منافع خود سعی می کنند شرکت ها را به اعمال سطح
محافظه کاری بالاتری در گزارشگری مالی ترغیب کنند؛ از طرفی، شرکت ها تمایل دارند در مقابل تقاضای
حسابداری محافظه کارانه از سوی تأمین کنندگان و مشتریان مقاومت کنند. در صورتی که شرکت ها از توان چانه
زنی بالاتری نسبت به تأمین کنندگان و مشتریان برخوردار باشند، در مقابل تقاضای حسابداری محافظه کارانه از
سوی آنان حساسیت کمتری نشان خواهند داد؛ در غیر اینصورت، شرکت ها ناگزیر هستند سیاست های
محافظه کارانه بیشتری را در گزارشگری مالی خود اعمال کنند. نتایج آزمون های تجربی با استفاده از طلاعات
مربوط به داده های 6281 سال شرکت طی دوره 6926 6931 حاکی از وجود رابطه مثبت و معنی دار میان - -
محافظه کاری حسابداری با توان چانه زنی تأمین کنندگان و مشتریان شرکت است. همچنین، طبق نتایج بدست
آمده مشخص گردید، وابستگی شرکت ها به مواد اولیه و دریافت خدمات پس از فروش با کیفیت تر از
تولیدکنندگان کالاهای بادوام باعث کاهش توان چانه زنی شرکت شده و افزایش سطح محافظه کاری در
گزارشگری مالی را در پی خواهد داشت؛ بعلاوه، اگر شرکت در صنعتی فعالیت کند که دارای موانع بالایی برای
ورود باشد، توان چانه زنی شرکت افزایش یافته و سطح محافظه کاری در گزارشگری مالی کاهش می یابد. به طور
کل نتایج مزبور بیانگر این است که تأمین کنندگان و مشتریانی که نسبت به شرکت از توان چانه زنی بالاتری
برخوردار هستند، این توانایی را دارند که شرایط مبادله را به شرکت تحمیل کنند و در این وضعیت، شرکت ها
نسبت به تقاضای حسابداری محافظه کارانه از جانب آنان حساسیت بیشتری نشان خواهند داد.
رابطه محافظه کاری و بازده غیرعادی کوتاه مدت سهام عرضه های عمومی اولیه با تاکید بر نقش مدل های عدم تقارن اطلاعاتی
صفحه 57-82
قاسم بولو، مهدی فلاح برندق
چکیده پژوهش حاضر به بررسی رابطه محافظه کاری و بازده غیرعادی کوتاه مدت سهام عرضه های عمومی اولیه در
بورس اوراق بهادار تهران و همچنین، تاثیر سطوح عدم تقارن اطلاعاتی موجود بین ذینفعان درگیر در فرایند
عرضه های عمومی اولیه بر رابطه فوق، می پردازد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل رگرسیون برای شرکت هایی که
در قلمرو زمانی 2831 تا 2832 در بورس اوراق بهادار تهران عرضه شده اند، نشان می دهد که رابطه بین محافظه
کاری و بازده غیرعادی کوتاه مدت سهام عرضه های عمومی اولیه معنادار و معکوس می باشد. به عبارت دیگر، با
افزایش میزان محافظه کاری، تایید پذیری اطلاعات ارائه شده افزایش یافته و با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین
ذینفعان درگیر در فرایند عرضه های عمومی اولیه، بازده غیرعادی کوتاه مدت این سهام کاهش می یابد. از طرف
دیگر، رابطه بین محافظه کاری و بازده غیرعادی کوتاه مدت در شرکت های با سطح بالای عدم تقارن اطلاعاتی
نسبت به شرکت های با سطح پایین عدم تقارن اطلاعاتی، قوی تر است.
نتایج تحقیق همچنین حکایت از این دارد که سهام عرضه های عمومی اولیه در بازه زمانی چهار هفته بعد از
23 درصد بازده اولیه غیرعادی )بازده تعدیل / 12 درصد بازده اولیه عادی و 22 / تاریخ عرضه، بطور متوسط 70
شده با پرتفوی بازار( ایجاد کرده اند؛ که مطابق مطالعات صورت گرفته در سایر کشورها، قیمت گذاری کمتر از
واقع این سهام در بورس اوراق بهادار تهران را تایید می کند.
بنیان های رفتاری سیاست تقسیم سود
صفحه 83-104
غلامرضا سلیمانی امیری، نرگس گودرزی
چکیده با توجه به اینکه میزان سود تقسیمی یکی از عوامل اثرگذار و نهایی در تصمیمگیری سرمایهگذاران میباشد،
سیاست تقسیم سود شرکتها به عنوان تعیینکننده میزان تقسیم سود، در میان عوامل موثر بر تصمیمگیری نقش
پررنگی در تصمیمات سرمایهگذاری افراد خواهد داشت. ویژگیهای رفتاری سرمایهگذاران به دلیل اثری که بر
تصمیم آنها میگذارد، بر سیاست تقسیم سود شرکتها نیز اثرگذار است. این ویژگیهای رفتاری دامنه گسترده-
ای را شامل می شود که در این پژوهش، تعدادی از آنها بررسی میگردد. در این پژوهش سعی بر آن است که با
اندازه گیری میزان صبوربودن و زیانگریزی سهامداران، رابطه این رفتارها با سیاست تقسیم سود بررسی شود.
داده های موردنیاز برای انجام تحقیق حاضر، از بانک های اطلاعاتی سازمان بورس و اوراق بهادار تهران برای 77
شرکت، در یک دوره 5 ساله از 6831 تا 6831 جمع آوری شد و رابطه بین متغیرها از طریق آزمون های ضریب
همبستگی و رگرسیون چندگانه بررسی شد. در نهایت رابطه معناداری میان صبور بودن و سیاست تقسیم سود بر
اساس شاخص تاریخ شروع پرداخت سود و شاخص میزان تعدیل سود یافت نشد. از سوی دیگر رابطه بین نسبت
تقسیم سود و شاخص رشد سود شرکت، معنادار اما معکوس میباشد. در نتیجه بر اساس معیار شاخص رشد سود
شرکت، رابطه معناداری بین سیاست تقسیم سود و زیانگریزی سهامداران وجود دارد. اما بر اساس شاخص
ریسک بازار رابطه معناداری میان زیانگریزی و سیاست تقسیم سود شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق
بهادار تهران یافت نشد.
سیاست تقسیم سود، مالی رفتاری، سهامداران صبور، سهامداران زیان گریز
چارچوب طراحی سبد سهام با استفاده از روش دیماتل و فرایند تحلیل شبکه ای
صفحه 105-124
فرخ برزیده، محمد تقی تقوی فرد، فاطمه زمانیان
چکیده معیارها ادبیات موجود را بررسی کرده و معیارهای موردنظر استخراج شدهاند. سپس به منظور رتبهبندی
معیارها از پرسشنامهای جهت تعیین روابط موجود میان معیارها استفاده میشود. این پرسشنامه توسط
مدیران صندوقهای سرمایهگذاری پاسخ داده شده است. به منظور تعیین این روابط از تکنیک دیماتل
استفاده شد. پس از اینکه روابط میان معیارها مشخص شد، با استفاده از روش فرایند تحلیل شبکهای
معیارها رتبه بندی و پس از آن 05 شرکت که از لحاظ نقدینگی جز 05 شرکت برتر بورس در طی
سال های 50 تا 58 بودهاند را انتخاب و معیارهای مورد مطالعه برای این شرکتها را محاسبه و بهوسیله
روش تاپسیس شرکتها را رتبهبندی نموده و با استفاده از 05 شرکت اول سبد سهامی تشکیل میشود.
بازدهی سبد سهام 05 سهمی پیشنهادی با میانگین بازدهی سبد 05 سهمی مقایسه و با استفاده از شاخص
شارپ نشان داده شد که مدل پیشنهادی به نحوی میتواند تکمیل کننده نظرات تصمیم گیرندگان در
طراحی سبد سهام مورد نظرشان باشد.
عدم اطمینان اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعاتی و فرصت های رشد
صفحه 125-145
مهدی مرادزاده فرد، مرتضی عدل زاده، مریم فرج زاده، صدیقه عظیمی
چکیده عدم اطمینان اطلاعاتی که سابقه ای طولانی در ادبیات مالی دارد به معنای ابهام پیرامون ارزش بنیادی
شرکت می باشد که ممکن است از دو منبع ناشی شود: یکی ویژگی های ذاتی کسب و کار یا صنعت و
دیگری رویه های افشای شرکت. منبع نخست را می توان به فرصت های رشد و منبع دوم را به عدم تقارن
اطلاعاتی مربوط دانست. از نظر سرمایه گذاران پیامدهای هر یک از دو منبع متفاوت می باشد. در این
پژوهش از پراکندگی پیش بینی سود هر سهم توسط شرکت به عنوان معیار عدم اطمینان اطلاعاتی
استفاده شده است. از متغیرهای اثر قیمتی سهام و حجم گردش سهام نیز برای عملیاتی سازی عدم تقارن
اطلاعاتی استفاده شده است. متغیرهای نسبت مخارج سرمایه ای، ارزش بازار به ارزش دفتری، کیوتوبین
و عمر شرکت نیز معیارهای نشان دهنده فرصت های رشد می باشند. برای تجزیه و تحلیل نتایج از
رگرسیونی داده های پانل استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که عدم اطمینان
اطلاعاتی رابطه مستقیمی با عدم تقارن اطلاعاتی و فرصت های رشد دارد.
رابطه فرصت های سرمایه گذاری و سود با توجه به چرخه عمر شرکت ها
صفحه 147-166
مونا عابدنظری، ایرج نوروش، ابراهیم ابراهیمی
چکیده ارزش ذاتی هر شرکتی به تصمیمات مالی و سرمایه گذاری آن بستگی دارد. بازار به شرکت های دارای
فرصت های سرمایه گذاری متفاوت، واکنش متفاوتی نشان می دهد. عمر شرکتها و وضع کنونی آنها در
چرخه عمرشان، مجموعه فرصت های سرمایه گذاری پیش روی آنها را تحت تأثیر قرار می دهد. در این
تحقیق براساس نمونه ای از داده های شرکت های پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران طی سالهای
5831 تا 5831 رابطه فرصت های سرمایه گذاری و سود با توجه به چرخه عمر شرکت ها مورد بررسی
قرار گرفت.
نتایج نشان داد که فرصت های سرمایه گذاری با ضریب واکنش سود رابطه معنی داری دارد و توان
توضیحی رابطه فرصت های سرمایه گذاری با سود در شرکتهای دارای چرخه های عمر متفاوت، تفاوت
معنی داری دارد. همچنین در شرکتهایی که در دوره رشد چرخه عمر خود قرار دارند، ارتباط بین سود
و فرصتهای سرمایه گذاری قوی تر از شرکتهایی است که در دوره رکود قرار دارند
