داراییهای نامشهود در شرکتهای بورسی و تأثیر آن بر ارتباط ارزشی سود
صفحه 1-23
علی رحمانی، غریبه اسماعیلی
چکیده اقتصاد دانشبنیان، شیوه ارزشیابی شرکتها را تغییر داده است. شکاف عمده بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکتها، انگیزه تحقیقات گستردهای در مورد ارزش تبیین نشده یا ذخیره نهانی است. مطالعات تجربی در بازارهای پیشرفته نشان میدهد، داراییهای نامشهود، راهبردی و بااهمیت هستند. در حال حاضر در ایران، مطالعات اندکی در مورد داراییهای نامشهود انجامشده است. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط داراییهای نامشهود باارزش بازار شرکتها در بورس تهران است. نمونه متشکل از 1468 مشاهده (شرکت ـسال) از شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1385 الی 1390 است و فرضیهها با استفاده از مدل شناسایی ترازنامهای لاندسمن آزمون شده است. یافتههای پژوهش حاکی ازارتباط ارزشی داراییهای نامشهود در طی دوره مذکور است. ایجاد این داراییها نیزروندی رو به رشد دارد. نکته قابلتوجه آن است که هنوز داراییهای مشهود در تعیین ارزش بازار شرکتهای بورس تهران نقش اساسی دارد، هرچند که این داراییها روندی کاهشی را در تبیین ارزش بازار شرکتها دارند.
کارآیی و صرفه اقتصادی تحلیل پانلی در بررسی و آزمون روابط ساختاری حسابداری؛ مورد آزمون فرضیه ثبات کارکردی
صفحه 25-55
فرخ برزیده
چکیده ماهیت خاص روابط ساختاری نسبت به روابط عملی در حسابداری سؤالاتی را پیرامون کار آیی و صرفه اقتصادی تحلیل پانلی در قیاس با تحلیل تجمعی در مدلهای مبتنی بر روابط ساختاری و عملی فراروی محققان قرار داده است. در این مقاله، با استفاده از ادبیات فرضیه ثبات کارکردی و آزمون فرضیه مذکور، سعی شده است به سؤالاتی پیرامون کار آیی و صرفه اقتصادی تحلیل پانلی پاسخ داده شود. روششناسیمورداستفاده محققان اجرای 9 مدل رگرسیونی مبتنی بر تحلیل پانلی و یک مدل رگرسیون مبتنی بر تحلیل تجمعی در مورد اطلاعات 153 شرکت طی 7 سال (1389-1382) و درمجموع 1071 سال ـ شرکت است. علت استفاده از فرضیه ثبات کارکردی آن است که در روششناسی آزمون این فرضیه هر دو نوع مدل ـ مدلهای دوام اجزاء سود (رابطه ساختاری) و پیشبینی بازدهی (رابطه عملی) ـ قرار دارد. نتایج تحقیق حاکی از عدم مغایرت میان نتایج تحلیلهای پانلی و تجمعی در مورد مدل دوام اجزاء سود و وجود تفاوتهایی میان نتایج تحلیلهای پانلی و تجمعی در مورد مدل پیشبینی بازدهی هست.
مالی رفتاری، سوگیری نماگری و متغیرهای بینادی حسابداری: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران
صفحه 57-88
احمد بدری، ندا گودرزی
چکیده مطابق یکی از سوگیریهای رفتاری، سرمایهگذاران بر مبنای عملکرد گذشته شرکتها، طبقهبندیهای ذهنی خاصی را در ذهن خود برای پیشبینی رخدادهای آتی انجام داده و در پی یافتن شباهتهایی در عملکرد شرکتها هستند. به این دسته از تورشهای رفتاری، سوگیری "نماگری" اطلاق میگردد.این سوگیری موجب میشود، تا سرمایهگذاران روندها را بهصورت نادرست تفسیر نمایند. تحقیق حاضر قابلیت پیشبینی بازده سهام در کوتاهمدت و بلندمدت را با طبقهبندی عملکرد تاریخیِ حسابداری شرکتها بر مبنای نرخ رشد فروش، نرخ رشد سود حسابداری، نرخ رشد سود خالص و با استفاده از روش مطالعه پرتفوی موردبررسی قرارداده است. همچنین تأثیر "ثباتِ " عملکردگذشته شرکتها در عکسالعمل سرمایهگذاران و رفتار قیمتی سهام و نیز اطلاعات آتی تائید کننده یا مخالف روند گذشته مورد آزمون قرارگرفته است. نمونه آماری موردبررسی شامل 80 شرکت در دوره زمانی 1380 تا 1390 است. تعداد مشاهدات شامل 3200 شرکت ـ فصل و 800 شرکت ـ سال بوده است. نتایج آزمونهای انجامشده نشان میدهد که در افق میانمدت، پرتفوی مومنتوم مبتنی بر متغیرهای بنیادی حسابداری، بازده غیرعادی مثبت و معنیدار ایجاد میکند، اما در افق بلندمدت منجر به بازده غیرعادی نمیگردد. همچنین شواهد ضعیفی از تأثیر ثبات عملکرد گذشته شرکتها بر بهبود پیشبینی بازده آتی سهام وجود دارد. افزون بر آن، بر مبنای اطلاعات تائید کننده یا مخالف روندهای گذشته، شواهد کافی مبنی بر وجود تفاوت معنیدار بین بازده پرتفوئی از شرکتهای باثبات و بیثبات وجود ندارد.
بررسی محتوای اطلاعاتی مدل حاشیه سود/گردش داراییها در شناسایی مدیریت سود
صفحه 89-110
احمد بهرامی، محسن دستگیر
چکیده هدف این پژوهش،تعیین قدرت توضیحدهندگی مدل حاشیه سود/گردش داراییها درتبیین تغییرات نسبت سودعملیاتی آتی درشرکتهای پذیرفته شده دربورساوراق بهادارتهران میباشد. متغیروابسته استفاده شده دراین پژوهش،تغییرات نسبت سودعملیاتی به متوسط خالص داراییهای عملیاتی سال آتی به منظورتعیین محتوای اطلاعاتی مدل حاشیه سود/گردش داراییهادرشناسایی مدیریت سوداست.دراین پژوهش ازتجزیه وتحلیل دوپونت بااستنادبه این موضوع که فروش یک عامل ومحرک اصلی سرمایهگذاری وسودشرکت بوده ولذا خالص داراییهای عملیاتی منعکس درترازنامه وخالص سودعملیاتی منعکس درصورت سودوزیان شرکت بایستی به طورمستقیم وهمجهت با داراییهاتغییرکنند،استفاده میشود.تغییردرگردش داراییهاوحاشیه سودبه طورمعکوس ودرجهت مخالف هم میتواندنشانهای ازمدیریت سودباشد.متغیرهای مستقل استفاده شده دراین پژوهش شامل مدیریت سودروبه بالا وروبه پایین طبق مدل حاشیه سود/گردش داراییها است. همچنین ازمتغیرهای نسبت سودعملیاتی به متوسط خالص داراییهای عملیاتی سال جاری،تغییرات نسبت سودعملیاتی به متوسط خالص داراییهای عملیاتی سال جاری،نسبت خالص داراییهای عملیاتی به فروش سال جاری،تغییرات نسبت خالص داراییهای عملیاتی به فروش سال جاری،تغییردرگردش داراییها،تغییردرحاشیه سود،اجزای مدیریت شده اقلام تعهدی شرکت براساس مدل اقلام تعهدی غیرعادی ونسبت ارزش بازاربه ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام به عنوان متغیر کنترلی استفاده به عمل آمده است.جامعه آماری پژوهش شامل 133 شرکت طی سالهای 1383 تا 1390 است.جهت آزمون فرضیه پژوهش ازرگرسیون چندمتغیری با دادههای تلفیقی/ترکیبی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهدکه مدل تشخیصی حاشیه سود/گردش داراییها نسبت به مدل اقلام تعهدی غیرعادی دارای محتوای اطلاعاتی کمتری درشناسایی مدیریت سوداست.
رابطه ویژگیهای شرکت و ساختار سرمایه
صفحه 111-133
رافیک باغومیان، کیوان عزیز زاده مقدم
چکیده توانایی شرکت در شناسایی منابع مالی بالقوه داخلی و خارجی، از عوامل اصلی رشد و پیشرفت آن محسوب میشود. هدف اصلی شرکتها، به حداکثر رساندن ثروت سهامداران است و این در حالی میباشد که یکی از عوامل مؤثر در این امر، ساختار سرمایه شرکتاست که مستلزم بکارگیری بهینه منابع مالی و کسب بازده متناسب با ریسکهای موجودمیباشد. هدف اصلی این تحقیق، بررسی رابطه ویژگیهای شرکت و ساختار سرمایه آن برای شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور، دادههای مربوط به 157 شرکت برای دوره زمانی 1383 الی 1389به منظور آزمون فرضیههای تحقیق در نظر گرفته شده و برای انجام آزمون مذکور از روش آماری "دادههای تلفیقی" استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که شاخصهای اندازه، داراییهای مشهود و ریسک شرکت رابطه مستقیم و معناداری با ساختار سرمایه و فرصتهای رشد شرکت رابطه معکوس و معناداری با آن دارد. علاوه بر این، در تحقیق حاضر ارتباط معناداری بین عمر و صنعت شرکت با ساختار سرمایه، مشاهده نشد.
خطای پیشبینی سود، معاملات با اشخاص وابسته و نسبت اعضای غیر موظف هیات مدیره
صفحه 131-151
یحیی کامیابی، احسان بوژ مهرانی، فاضل نادری پلنگی
چکیده معاملات با اشخاص وابسته یکی از عواملی است که موجب کاهش ارزش بازار سرمایه میشود. اگر چه تمام معاملات با اشخاص وابسته فرصت طلبانه نیستند، اما نگرش غالب این است که از عوامل تاثیرگذار بر ریسک میباشند و سرمایه گذاران، قبل از انجام سرمایه گذاری برای آن اهمیت زیادی قائل میشوند. در واقع، عدم اطلاع سهامداران و سرمایه گذاران از ماهیت معاملات با اشخاص وابسته باعث به وجود آمدن نوعی عدم تقارن اطلاعاتی میشود. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطهی معاملات با اشخاص وابسته و خطای پیش بینی سود و همچنین اثرنسبت اعضای غیر موظف هیات مدیره بر رابطه بین معاملات با اشخاص وابسته و خطای پیش بینی سود است. برای بررسی این رابطه، 77 شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1387 تا 1391 انتخاب و با استفاده از نرم افزار ایویوز فرضیهها مورد آزمون قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان میدهد بین معاملات با اشخاص وابسته و خطای پیش بینی سود رابطهی مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج پژوهش حاکی از این است که نسبت اعضای غیر موظف هیات مدیره بر ارتباط بین معاملات با اشخاص وابسته و خطای پیش بینی سود اثر تعدیل کننده دارد
تجزیه و تحلیل مقایسهای ورشکستگی شرکتهای مواد غذایی بر مبنای دو مدل افزایشی تحلیل پوششی دادهها (DEA-Additive) و تشخیصی تحلیل پوششی دادهها (DEA-DA)
صفحه 153-184
سعید صحت
چکیده چکیده ورشکستگی، پدیدهای است که بسیاری از شرکتها خصوصاً در عصر شدیداً رقابتی حاضر، با آن مواجهاند. از این رو، تجزیه و تحلیل و پیشبینی ورشکستگی، امری بسیاری حیاتی خصوصاً برای سرمایهگذاران است. بر این اساس، تحقیق حاضر با هدف معرفی دو روش مبتنی بر تحلیل پوششی دادهها (DEA) در تجزیه و تحلیل و پیشبینی ورشکستگی برای شرکتهای مواد غذایی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران صورت گرفت. تحقیق حاضر، از نوع توصیفی ـ کاربردی است و به منظور ارزیابی مدلهای تحلیل ورشکستگی، 58 شرکت مواد غذایی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شد. یافتههای تحقیق نشان داد که دقت مدل تشخیصی تحلیل پوششی دادهها در پیشبینی شرکتهای غیرورشکسته 92 درصد و در پیشبینی شرکتهای ورشکسته 70 درصد بود؛ در حالی که دقت مدل افزایشی تحلیل پوششی دادهها در پیشبینی شرکتهای غیرورشکسته 90 درصد و در پیشبینی شرکتهای ورشکسته 70 درصد بود. بنابراین در مجموع در تحلیل ورشکستگی، مدل تشخیصی نسبت به مدل افزایشی دقت بیشتر و بر آن ارجحیت دارد.
