دوره و شماره: دوره 23، شماره 91، پاییز 1405 
حسابداری مالی

مدیریت سود مبتنی بر تغییر طبقه‌بندی و ریسک سقوط قیمت سهام

https://doi.org/10.22054/qjma.2026.91667.2762

ماندانا طاهری، مظفر جمالیان پور، مهدی نیک روش، شیرین خوشنام

چکیده این پژوهش به بررسی تأثیر مدیریت سود مبتنی بر تغییر طبقه‌بندی بر ریسک سقوط قیمت سهام پرداخته است. تغییر طبقه‌بندی با انتقال هزینه‌های عملیاتی به اقلام غیرعملیاتی، سود عملیاتی را بزرگ‌نمایی می‌کند بدون اینکه سود خالص تغییر کند، بنابراین ابزاری کم‌هزینه برای پنهان‌سازی اخبار منفی و افزایش احتمال سقوط قیمت سهام است. نمونه پژوهش شامل داده‌های مالی ۱۲۹ شرکت بورسی طی سال‌های ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۲ است. برای سنجش ریسک سقوط از دو شاخص چولگی منفی بازده سهام و نوسان پایین‌به‌بالا استفاده شد. نتایج نشان داد تغییر طبقه‌بندی با ریسک سقوط رابطه‌ای منفی و معنادار دارد. همچنین افزایش فاصله میان سود عملیاتی و سود خالص شدت این رابطه را کاهش می‌دهد. همچنین در این پژوهش صرف بررسی رابطه مستقیم بین تغییر طبقه‌بندی سود و ریسک سقوط قیمت سهام کافی تلقی نشد، زیرا شواهد نظری و تجربی نشان می‌دهد که اثر مدیریت سود بر واکنش بازار به‌شدت وابسته به شرایط اطلاعاتی و مالی شرکت است. بنابراین، برای دستیابی به درک عمیق‌تر از سازوکار این رابطه، متغیرهایی انتخاب شدند که می‌توانند شدت یا جهت اثر تغییر طبقه‌بندی بر ریسک سقوط را تعدیل کنند. بر این اساس نتایج نشان داد که نوسانات جریان نقدی و عدم تقارن اطلاعاتی تنها در روش چولگی منفی اثر مثبت بر ریسک سقوط داشته و رابطه اصلی را تضعیف می‌کنند، درحالی‌که ساختار سرمایه (اهرم مالی) نقش معناداری نداشت.

بورس اوراق بهادار

نقش محافظه کاری شرطی در رابطه بین استراتژی تمایز و رهبری هزینه با ارزش شرکت

https://doi.org/10.22054/qjma.2026.89249.2727

محمد امری اسرمی، سید کاظم ابراهیمی، طارق خالد علی

چکیده تمرکز بر استراتژی‌های رقابتی از عوامل مهم در ایجاد مزیت پایدار و افزایش ارزش شرکت‌ها است. در این میان، میزان محافظه‌کاری شرطی، می‌تواند برداشت سرمایه‌گذاران از عملکرد شرکت را تحت تأثیر قرار دهد. هدف این پژوهش، بررسی اثر تعدیل‌گر محافظه‌کاری شرطی بر رابطه بین استراتژی‌های رقابتی (تمایز و رهبری هزینه) و ارزش شرکت‌ها است. این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد کمی انجام شده و جامعه آماری آن شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ است. برای آزمون فرضیه‌ها از مدل‌های رگرسیونی چندمتغیره و روش داده‌های تابلویی استفاده شده است. نتایج نشان داد استراتژی تمایز با ارزش شرکت رابطه منفی و معناداری دارد؛ به‌گونه‌ای که هزینه‌های ناشی از تمایز در کوتاه‌مدت، ارزش بازار را کاهش می‌دهد. محافظه‌کاری شرطی نیز با ارزش شرکت رابطه منفی دارد و باعث می‌شود سود حسابداری کمتر شناسایی شود و در نتیجه ارزش بازار کاهش یابد. افزون بر این، محافظه‌کاری شرطی اثر منفی استراتژی تمایز بر ارزش شرکت را تشدید می‌کند. در مقابل، استراتژی رهبری هزینه رابطه مثبت و معناداری با ارزش شرکت دارد و محافظه‌کاری شرطی این رابطه را تقویت می‌نماید. یافته‌ها بیانگر آن است که هماهنگی بین استراتژی‌های رقابتی و سطح محافظه‌کاری در گزارشگری مالی می‌تواند بر درک بازار از عملکرد شرکت تأثیر گذاشته و در نهایت بر ارزش شرکت اثرگذار باشد.

بورس اوراق بهادار

تأثیر عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و راهبری بر ریسک سیستماتیک: نقش عوامل خاص شرکت

https://doi.org/10.22054/qjma.2026.85308.2669

غریبه اسماعیلی کیا، سارا صیدی

چکیده در چشم‌انداز اقتصادی جهان معاصر، اهمیت عملکرد زیست‌محیطی، اجتماعی و راهبری به دلیل تأثیر عمیق بر عملیات، رشد و عملکرد شرکت‌ها، به طور فزاینده‌ای مورد توجه قرار گرفته است. عملکرد ESG عناصر غیرمالی نظیر تغییرات اقلیمی و اخلاق شرکتی را مورد توجه قرار می‌دهد، از آنجایی که عناصر غیرمالی مذکور می‌توانند آسیب‌پذیری بازارها را تشدید نموده یا کاهش دهند، لذا عملکرد ESG می‌تواند بر ریسک تاثیر گذارد. از طرفی، اجرا و درک فعالیت‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و راهبری در انواع شرکت‌ها و میان سرمایه‌گذاران مختلف می‌تواند تفاوت قابل‌توجهی داشته باشد و بر این اساس بر درک ریسک سیستماتیک و نحوه مدیریت آن در بازارهای مالی تأثیر بگذارد، بنابراین در این زمینه توجه به عوامل خاص شرکت ضروری است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عملکرد زیست‌محیطی، اجتماعی و راهبری بر ریسک سیستماتیک شرکت‌ها با در نظر گرفتن نقش تعدیل‌کننده عوامل خاص شرکت است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و توصیفی بوده و مبتنی بر روش تحلیل رگرسیونی است. داده‌های 166 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1393 تا 1402 گردآوری شده و با استفاده از مدل‌های اقتصادسنجی و نرم‌افزار Eviews مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان داد که عملکرد ESG تأثیر منفی و معناداری بر ریسک سیستماتیک دارد، به این معنا که شرکت‌هایی با عملکرد بهتر در حوزهESG ، ریسک سیستماتیک کمتری تجربه می‌کنند. همچنین، اندازه شرکت، عمر شرکت و ارزش بازار تأثیر کاهشی ESG بر ریسک سیستماتیک را تقویت می‌کنند، در حالی که هزینه بدهی می‌تواند این تأثیر را تضعیف نماید.

بورس اوراق بهادار

نقش نقدشوندگی سهام بر رابطه بین بدهی داخلی مدیر اجرایی و کارایی قیمت سهام

https://doi.org/10.22054/qjma.2026.90950.2750

ایمان زارع، خدیجه ربیعی، پریسا نوبخت

چکیده بدهی داخلی مدیر اجرایی تأخیر در تعدیل قیمت را کاهش می‌دهد که پیامد آن کارایی قیمت سهام خواهد بود. با توجه به نقش مهم نقدشوندگی سهام بر کارایی قیمت، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش نقدشوندگی سهام بر رابطه بین بدهی داخلی مدیر اجرایی و کارایی قیمت سهام است. قلمرو مکانی تحقیق شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی سال های بین 1397 تا 1403 بوده است. گردآوری اطلاعات در بخش ادبیات پژوهش از روش کتابخانه‌ای و در بخش داده‌های پژوهش با مراجعه به داده‌های صورت‌های مالی و یادداشت‌های توضیحی شرکت‌های نمونه صورت گرفت. بر اساس روش حذف سیستماتیک 147 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب و به منظور توصیف و تلخیص داده‌ها از آمارتوصیفی و استنباطی بهره گرفته شده و به منظور تحلیل داده ها ابتدا پیش آزمون‌های ناهمسانی واریانس، آزمون F لیمر، آزمون هاسمن و آزمون جارک – برا و آزمون رگرسیون چند متغیره برای تایید و رد فرضیه های تحقیق استفاده گردیده است. نتایج نشان داد بدهی داخلی مدیر اجرایی بر تاخیر قیمت سهام ‌به‌عنوان شاخص کلیدی کارایی قیمت سهام تاثیر منفی و معناداری دارد؛ به علاوه نقدشوندگی سهام بر تقویت رابطه بین بدهی داخلی مدیر اجرایی و کارایی قیمت سهام نقش تعدیل‌گری دارد. نتایج پژوهش درک چگونگی شکل‌گیری انگیزه‌های مدیریتی توسط بدهی داخلی را برای سیاست‌گذاران علاقه‌مند به افزایش کارایی قیمت سهام عمیق‌تر می‌کند که ضمن بهبود تولید اطلاعات، عدم تقارن اطلاعاتی در بازار را کاهش می‌دهد و در نهایت بر کارایی بازار سرمایه موثر خواهد بود.

حسابداری وجنبه های مختلف مالی

تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر ساخت امپراتوری مدیریتی: نقش تعدیل‌گر محدودیت‌های مالی و اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد مدیران

https://doi.org/10.22054/qjma.2026.88457.2717

مهدی علی بالائی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر ساخت امپراتوری مدیریتی با در نظر گرفتن نقش تعدیل‌گر محدودیت‌های مالی و اعتماد به نفس بیش از حد مدیرعامل انجام شد. جامعه آماری شامل شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه پژوهش شامل داده‌های ۱۰۵ شرکت طی دوره ۹ ساله ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۱ است که با روش حذف سیستماتیک انتخاب شد. داده‌ها با استفاده از مدل‌های رگرسیون چندگانه و روش داده‌های ترکیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مسئولیت اجتماعی شرکت تأثیر منفی بر ساخت امپراتوری مدیریتی دارد و این اثر تحت محدودیت‌های مالی و اعتماد به نفس بیش از حد مدیرعامل تقویت می‌شود. یافته‌ها حاکی از آن است که اگر مدیرعامل به فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی شرکت توجه کند، امکان بهبود عملکرد مالی شرکت فراهم می‌شود، در غیر این صورت سهامداران باید مدیران عامل با سابقه ساخت امپراتوری تخریب‌کننده ارزش را کنترل کرده و سطح افشای مسئولیت اجتماعی شرکت را افزایش دهند. این پژوهش چارچوب نظری مناسبی برای درک رابطه بین مسئولیت اجتماعی و ایجاد امپراتوری توسط مدیران ارائه می‌کند و نشان می‌دهد گنجاندن متغیرهای محدودیت‌های مالی و اعتماد به نفس بیش از حد می‌تواند ذینفعان و سهامداران را در اعمال نظارت مؤثر بر فعالیت‌های مدیرعامل یاری نماید.

بورس اوراق بهادار

نقش اعتبار حسابرس به‌عنوان تعدیل‌کننده در رابطه میان اجتناب مالیاتی و مالکیت نهادی با تغییر حسابرس

https://doi.org/10.22054/qjma.2026.90678.2746

عبدالرسول رحمانیان کوشککی، سمیه رعیت پیشه

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی نقش اعتبار حسابرس به‌عنوان تعدیل‌کننده در رابطه میان اجتناب مالیاتی و مالکیت نهادی با تغییر حسابرس است. پژوهش حاضر کاربردی و از بعد روش‌شناسی، همبستگی از نوع علّی (پس رویدادی) میباشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونه‌گیری حذف سیستماتیک، 142 شرکت به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب‌شده و در دوره‌ زمانی 10 ساله بین سال‌های 1394 الی 1403 موردبررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌های پژوهش نشان داد که میان اجتناب مالیاتی با تغییر حسابرس رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد؛ اما میان اجتناب مالیاتی با مالکیت نهادی رابطه معناداری وجود ندارد. تعامل اعتبار حسابرس با اجتناب مالیاتی بر تغییر حسابرس تأثیر معکوس و معناداری دارد. درواقع اعتبار حسابرس بر رابطه میان اجتناب مالیاتی و تغییر حسابرس نقش تعدیل گری دارد؛ اما تعامل اعتبار حسابرس با مالکیت نهادی بر تغییر حسابرس تأثیرگذار نمی‌باشد. درواقع اعتبار حسابرس بر رابطه میان اجتناب مالیاتی و تغییر حسابرس نقش تعدیل گری دارد.

حسابداری وجنبه های مختلف مالی

تأثیر پیچیدگی افشای مالی بر واکنش بازار سرمایه ایران: نقش تعدیل‌گری توجه در شبکه‌های اجتماعی

https://doi.org/10.22054/qjma.2026.91021.2753

ساجده حسن نژاد نیسی

چکیده چکیده

هدف این پژوهش بررسی تأثیر پیچیدگی افشای مالی بر واکنش بازار سرمایه ایران با تأکید بر نقش تعدیل‌گری توجه در شبکه‌های اجتماعی است. بر اساس چارچوب مالی رفتاری و نظریه‌های توجه محدود و هزینه‌های پردازش اطلاعات، انتظار می‌رود پیچیدگی افشا واکنش بازار را تضعیف کند، اما توجه ایجادشده در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند این رابطه را تعدیل نماید. برای آزمون این فرضیه‌ها، داده‌های ۱۲۸ شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ (۱۰۲۴ مشاهده شرکت-سال) با روش غربالگری سیستماتیک جمع‌آوری شد. پیچیدگی افشا با شاخص ترکیبی شامل طول گزارش (لگاریتم تعداد کلمات یادداشت‌های توضیحی)، چگالی اعداد (نسبت ارقام عددی به کلمات) و درجه ابهام (فراوانی کلمات مبهم) اندازه‌گیری گردید. توجه سرمایه‌گذاران با استفاده از داده‌های شبکه اجتماعی توئیتر فارسی و به‌کمک روش‌های پردازش زبان طبیعی (کتابخانه‌های Hazm و snscrape) کمی‌سازی شد. یافته‌های حاصل از رگرسیون داده‌های پانل با اثرات ثابت نشان داد که پیچیدگی افشا رابطه منفی و معناداری با بازده غیرعادی انباشته دارد؛ به‌گونه‌ای که یک انحراف معیار افزایش در پیچیدگی، بازده غیرعادی را ۱٫۴ درصد کاهش می‌دهد. همچنین، سطح توجه در توئیتر این رابطه منفی را به‌طور معناداری تضعیف می‌کند و در سطوح بالای توجه، اثر بازدارنده پیچیدگی تقریباً خنثی می‌شود. این یافته‌ها بر لزوم ساده‌سازی گزارش‌های مالی توسط تنظیم‌گران و بهره‌گیری شرکت‌ها از شبکه‌های اجتماعی برای جلب توجه سازنده تأکید می‌کند. نوآوری پژوهش در گذار از تحلیل مفهومی به آزمون تجربی با داده‌های کلان و تلفیق دو حوزه گزارش‌گری مالی و اقتصاد توجه دیجیتال است.