فرضیة سیاسی و کیفیت گزارشگری مالی: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران
دوره 14، شماره 53، بهار 1396، صفحه 113-142
غلامرضا منصورفر، بهمن قادری، فاطمه دانشیار
چکیده در این پژوهش، اثر فرضیة سیاسی )هزینه های سیاسی( بر کیفیت گزارش گری مالی با رویکرد الگوسازی معادلات ساختاری بررسی م ی شود. برای دست یابی به اهداف پژوهش، 66 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سا ل های 1382 تا 1393 به عنوان نمونة آماری انتخاب شدند. هزینه های سیاسی به کمک
متغیرهای مشاهده پذیر نسبت سرمایه بری، درجة رقابت در صنعت، نرخ مؤثر مالیاتی، اندازة شرکت، تراکم کارکنان وریسک اندازه گیری می شود و سنجش کیفیت گزارش گری مالی نیز با استفاده از شاخص های کیفیت اقلام تعهدی،کیفیت افشا، پایداری سود و دقت اطلاعات مالی انجام می گیرد. همچنین، متغیرهای نسبت اهرمی و فرصت های رشد به عنوان متغیرهای کنترلی وارد الگوی پژوهش شده اند. پس از اطمینان یافتن از برازش قابل قبول الگوهای اندازه گیری و ساختاری پژوهش، نتایج حاکی از آن است که هزینه های سیاسی، اثر منفی و معناداری بر کیفیت گزارش گری مالی دارد
فرضیه سیاسی (هزینه های سیاسی) و کیفیت گزارشگری مالی: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران
دوره 14، شماره 53، بهار 1396
https://doi.org/10.22054/qjma.2020.12936.1398
بهمن قادری، غلامرضا منصورفر، فاطمه دانشیار
چکیده در این پژوهش، اثر فرضیة سیاسی (هزینه های سیاسی) بر کیفیت گزارشگری مالی با رویکرد الگوسازی معادلات ساختاری بررسی می شود. برای دستیابی به اهداف پژوهش، 66 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1382 تا 1393 به عنوان نمونة آماری انتخاب شدند. هزینه های سیاسی به کمک متغیرهای مشاهده پذیر نسبت سرمایه بری، درجة رقابت در صنعت، نرخ مؤثر مالیاتی، اندازة شرکت، تراکم کارکنان و ریسک اندازه گیری می شود و سنجش کیفیت گزارشگری مالی نیز با استفاده از شاخص های کیفیت اقلام تعهدی، کیفیت افشا، پایداری سود و دقت اطلاعات مالی انجام می گیرد. همچنین، متغیرهای نسبت اهرمی و فرصت های رشد به عنوان متغیرهای کنترلی وارد الگوی پژوهش شده اند. پس از اطمینان یافتن از برازش قابل قبول الگوهای اندازه گیری و ساختاری پژوهش، نتایج حاکی از آن است که هزینه های سیاسی، اثر منفی و معناداری بر کیفیت گزارشگری مالی دارد.
بررسی تجربی رابطه بین فرضیه هزینه های سیاسی با فرصت های رشد شرکت:رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری
دوره 12، شماره 47، پاییز 1394، صفحه 141-157
https://doi.org/10.22054/qjma.2015.2541
مهدی حیدری، حمزه دیدار، بهمن قادری
چکیده یکی از پیامدهای اقتصاد سیاسی، نفوذ دولت در واحدهای اقتصادی است. شرکت هایی که از ارتباط خوبی
با دولت برخوردارند، مالیات کمتری می پردازند، سهم بازار بیشتری دارند، وام های بانکی با سهولت بیشتری
برای آنان فراهم می شود، دولت در عرضه عمومی سهام به آن ها کمک م ی کند و نسبت به سایر شرکت ها،
آسان تر و با پرداخت هزینه های کمتری از امتیازهای مهم بهره مند می شوند؛ بنابراین، حمایت سیاسی دولت
ممکن است منجر به ایجاد ارزش برای شرکت شود و از این رو این قبیل شرکت ها می توانند از فرصت های
رشد بیشتری برخوردار گردند. با توجه به این که کشور ایران از جمله کشورهایی است که حضور دولت در
صنایع مختلف آن مشهود است و بسیاری از صنایع زیر نظر دولت مشغول به فعالیت هستند و اعمال
کنترل های دولت بر سیاست های مالی و عملیاتی آن ها دیده می شود، در تحقیق حاضر به صورت تجربی
رابطه بین هزینه های سیاسی با فرصت های رشد شرکت با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری
مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش را شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
طی سال های 1382 تا 1391 تشکیل می دهد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که بین هزینه های سیاسی و
فرصت های رشد شرکت ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد.
بررسی تجربی رابطه بین فرضیه هزینه های سیاسی با فرصتهای رشد شرکت:رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری
دوره 12، شماره 47، پاییز 1394
https://doi.org/10.22054/qjma.2020.214.1017
مهدی حیدری، حمزه دیدار، بهمن قادری
چکیده یکی از پیامدهای اقتصاد سیاسی، نفوذ دولت در واحدهای اقتصادی است. شرکت هایی که از ارتباط خوبی با دولت برخوردارند، مالیات کمتری میپردازند، سهم بازار بیشتری دارند، وامهای بانکی با سهولت بیشتری برای آنان فراهم میشود، دولت در عرضه عمومی سهام به آنها کمک میکند و نسبت به سایر شرکتها، آسانتر و با پرداخت هزینه های کمتری از امتیازهای مهم بهره مند می شوند؛ بنابراین، حمایت سیاسی دولت ممکن است منجر به ایجاد ارزش برای شرکت شود و از اینرو این قبیل شرکتها میتوانند از فرصتهای رشد بیشتری برخوردار گردند. با توجه به اینکه کشور ایران از جمله کشورهایی است که حضور دولت در صنایع مختلف آن مشهود است و بسیاری از صنایع زیر نظر دولت مشغول به فعالیت هستند و اعمال کنترلهای دولت بر سیاستهای مالی و عملیاتی آنها دیده میشود، در تحقیق حاضر به صورت تجربی رابطه بین هزینه های سیاسی با فرصتهای رشد شرکت با استفاده از رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش را شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1382 تا 1391 تشکیل میدهد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که بین هزینه های سیاسی و فرصتهای رشد شرکت ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد.
