تأثیر قدرت مدیرعامل بر احتمال پرداخت سود سهام: نقش سودآوری و نوسان جریان وجه نقد
دوره 20، شماره 79، پاییز 1402، صفحه 1-44
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.75096.2484
شکراله خواجوی، ثریا ویسی حصار
چکیده سیاست تقسیم سود یکی از مهمترین مباحث مطرح در ادبیات مالی است. یکی از انگیزههای مدیران عامل قدرتمند برای پرداخت سود، ایجاد شهرت در بازارهای سرمایه است تا تأمین مالی خارجی را با شرایط مطلوب کسب کنند. با اینحال، ارزش خالص مورد انتظار چنین شهرتی به احتمال تأمین مالی خارجی که با سودآوری پایین و نوسان بالای جریان وجه نقد مرتبط است، بستگی دارد. بنابراین، این پژوهش درصدد است تا تأثیر قدرت مدیرعامل بر احتمال پرداخت سود سهام را در شرایط سودآوری پایین و نوسان بالای جریان وجه نقد بررسی نماید. در این راستا، 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1393 تا 1400 بررسی شدند. نتایج نشان میدهد قدرت مدیرعامل بر پرداخت و افزایش سود سهام تأثیر منفی و معناداری دارد. همچنین، سودآوری پایین و نوسان بالای جریان وجه نقد، تأثیر منفی قدرت مدیرعامل بر افزایش سود سهام را افزایش میدهد. اما بر ارتباط بین قدرت مدیرعامل و پرداخت سود سهام اثر تعدیلکننده معناداری ندارد. محدودیت مالی نیز بر ارتباط بین قدرت مدیرعامل با پرداخت و افزایش سود سهام اثر تعدیلکننده معناداری ندارد.
کیفیت حسابرسی: ارائه الگو و بررسی شکاف بین وضع موجود و وضع مطلوب
دوره 20، شماره 79، پاییز 1402، صفحه 45-84
https://doi.org/10.22054/qjma.2022.69623.2406
علی اکبر جوان، جعفر باباجانی، محمد مرفوع، فرخ برزیده
چکیده استفادهکنندگان در تصمیمگیریهای اقتصادی، نیاز به اطلاعات مالی باکیفیت دارند و حسابرسی مستقل نقش عمدهای را در ارتقای کیفیت گزارشگری مالی ایفا میکند. لذا در این پژوهش سعی گردید با استفاده از روش پژوهش دلفی فازی و نظرخواهی از خبرگان حرفهای، ضمن شناسایی معیارهای بهبود کیفیت حسابرسی، الگویی مناسب برای محیط اقتصادی ایران، با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی طراحی شود. همچنین وضع موجود و مطلوب کیفیت شاخصههای بهبود کیفیت حسابرسی در ایران نیز مقایسه شده است و درنهایت ابعاد کیفیت حسابرسی ازنظر اهمیت رتبهبندی شدهاند. بدین منظور به پیروی از هیئت استانداردهای بینالمللی حسابرسی و اطمینانبخشی 60 شاخص احصاء گردید که در پنج بُعد الف. عوامل ورودی با 21 شاخص؛ ب. عوامل فرآیندی با 10 شاخص؛ ج. عوامل خروجی با 9 شاخص؛ د. تعاملات اصلی با 10 شاخص و عوامل زمینهای با 10 شاخص طبقهبندی شد. دادهها با استفاده از نرمافزارهای R و Amos و Super Decisions مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از پذیرفتهشدن 54 شاخص میباشد که الگویی برای بهبود کیفیت حسابرسی فراهم میکند. همچنین نتایج حاصل از مقایسه وضع موجود و وضع مطلوب شاخصههای بهبود کیفیت حسابرسی بیانگر اختلاف معنادار بین وضع موجود محیط کیفیت حسابرسی در ایران با محیط مطلوب است. درنهایت نتایج حاصل از رتبهبندی ابعاد مؤثر بر بهبود کیفیت حسابرسی نشان میدهد که عوامل فرآیندی در رتبهی اول اهمیت از دیدگاه خبرگان، عوامل ورودی در رتبهی دوم، تعاملات اصلی و عوامل زمینهای هر دو در رتبهی سوم و عوامل خروجی در رتبهی چهارم قرار گرفته اند.
بیشاطمینانی مدیریت، سودآوری شرکت و پیشبینیپذیری آن
دوره 20، شماره 79، پاییز 1402، صفحه 125-163
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.75299.2489
مهدی نیک روش
چکیده ژوهش حاضر به بررسی آثار بیشاطمینانی مدیران عامل شرکتها بر سودآوری شرکت و پیشبینیپذیری آن میپردازد. فرضیههای پژوهش مبنی بر اثر مثبت و معنادار بیشاطمینانی مدیران عامل بر سودآوری و پیشبینیپذیری آن با استفاده از دادههای مربوط به 257 مدیرعامل شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی یک دورۀ شانزدهساله و بهکارگیری روش رگرسیون گشتاورهای تعمیمیافته مورد آزمون قرار گرفت. نتایج بررسی اولیه از اثر مثبت و معنادار بیشاطمینانی بر سودآوری واحد تجاری و پیشبینیپذیری سودآوری آتی آن حکایت دارد. تحلیل حساسیت نتایج با تغییر سنجه سودآوری از بازده داراییها و بازده حقوق مالکانه به شاخص کیو توبین و تغییر سنجه بیشاطمینانی مدیریت بر نقشآفرینی بیشاطمینانی در این زمینه تأکید میکند. این نتایج از نقش مثبت بهکارگیری مدیران بیشمطمئن در شرکتها حمایت مینماید. این یافتهها علاوه بر افزودن بر ادبیات اندک پیرامون آثار مثبت بیشاطمینانی مدیران، میتواند توسط سرمایهگذاران، تحلیلگران و سایر استفادهکنندگان نتایج پژوهش در لحاظ نمودن بیشاطمینانی در تحلیلهای خود پیرامون سودآوری و پیشبینیپذیری آن بکار روند.
شناسایی متغیرهای غیر شکننده موثر بر کیفیت حسابرسی مالیاتی
دوره 20، شماره 79، پاییز 1402، صفحه 165-203
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.75212.2486
محمد حسنجانی خشکرودی، ایمان داداشی، بهرام محسنی ملکی رستاقی، حمیدرضا غلام نیا روشن
چکیده هدف از پژوهش حاضر، شناسایی متغیرهای غیرشکننده مؤثر بر کیفیت حسابرسی مالیاتی، با توجه به ویژگیهای محیطی و شرایط حاکم بر مودیان و حسابرسان مالیاتی میباشد. پژوهش کاربردی حاضر در بازه زمانی 10 ساله (1400-1391) و با استفاده از دادههای 511 پرونده مالیاتی استان مازندران انجام شده است. جهت ارائه مدل، ابتدا از طریق مصاحبه با خبرگان و مرور ادبیات پژوهش، اقدام به شناسایی 64 عامل مؤثر بر کیفیت حسابرسی مالیاتی در قالب سه گروه ویژگیهای مؤدی، حسابرس مالیاتی و عوامل کلان شده، سپس دادههای مربوطه وارد مدلهای BMA، TVP-DMA و TVP-DMS گردیدند. بر اساس میزان حداقل خطا، مدل BMA از بالاترین دقت برخوردار بود. پس از برآورد مدل، 17 شاخص اصلی در سه گروه متغیرهای حسابرسان مالیاتی (کیفیت حسابرسی مالیاتی دوره گذشته، سابقه کار، رسیدگی فردی یا گروهی پرونده، تخصص حسابرس، میزان استفاده حسابرسان از اطلاعات واصله، فشار کاری حسابرس، انجام حسابرسی در چند منبع مالیاتی، معامله با اشخاص وابسته، وجود فاکتور غیررسمی، استفاده از کارت بازرگانی دیگران)؛ متغیرهای درون شرکتی (مدیریت سود تعهدی؛ نسبت بدهی) و متغیرهای کلان اقتصادی (تورم، نرخ ارز غیررسمی، پیچیدگی مالیاتی، انصاف مالیاتی، شاخص فضای کسبوکار و شاخص سرمایه اجتماعی)، بهعنوان متغیرهای اثرگذار مشخص گردیدند. بر اساس نتایج کاملاً مشهود است که کیفیت حسابرسی مالیاتی دارای ماهیتی چندبعدی است. با توجه به فقدان پژوهش جامع در حوزه کیفیت حسابرسی مالیاتی در این خصوص، مدل چندوجهی طراحیشده؛ دیدگاه جامعی از عوامل مؤثر بر کیفیت حسابرسی مالیاتی ارائه مینماید.
کاوشی پدیدارشناسانه از تجارب زیسته داوطلبان از شرکت در آزمون حسابدار رسمی
دوره 20، شماره 79، پاییز 1402، صفحه 205-243
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.76235.2505
سجاد نقدی، رقیه جدی
چکیده تمایل حسابداران برای شرکت در آزمون حسابدار رسمی بهگونهای است که رقابتی بسیار دشوار و حرفهای را ناگزیر کرده است، لذا هدف پژوهش حاضر شناخت تجارب زیسته داوطلبان آزمون حسابدار رسمی است. با توجه به جهتگیریهای روانی و ساختار علمی و اجتماعی منحصربهفرد داوطلبان و متفاوت بودن دیدگاههای افراد و چندبعدی بودن آزمون از پارادایم تفسیری و روش کیفی پدیدارشناسی استفاده شده است تا فارغ از محاسبات آماری به مطالعه عمیق پدیده پژوهش پرداخته شود. مشارکتکنندگان این مطالعه به تعداد 37 نفر (16 نفر از حسابداران رسمی و 21 نفر از داوطلبان مردود) و با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. در جمعآوری دادههای موردنیاز از روش مصاحبه نیمهساختار یافته تا رسیدن به حد اشباع نظری استفاده شد. تحلیل دادهها در پنج مرحله و با استفاده از روش جیورجی انجام شد. براساس نظرات متقاضیان آزمون، 4 مضمون اصلی ضعفها و محدودیتها، چالشهای ساختاری، نقاط قوت و راهکارهای بهبود کیفیت آزمون شناسایی گردید. همچنین برای هرکدام از مضامین اصلی، 3 مضمون فرعی با 99 روایت منحصربهفرد استخراج شد. علاوه بر این، نتایج نشانگر این بود که علیرغم تفاوت در نگاه داوطلبان، فقدان منابع آموزشی مخصوصاً در دروس حسابداری و حسابرسی بسیار مورد تأکید است. نتایج همچنین بر گسترش سرفصلهای آزمون جهت شمول مهارتهای فنی و پرهیز از طرح سؤالات تئوریک اشاره دارد. درمجموع یافتههای پژوهش حکایت از اهمیت تهیه منابع آموزشی و لزوم طرح سؤالات عملی بهعنوان اصلیترین دغدغه داوطلبان است.
ارزیابی زمینههای چالش برانگیز پیادهسازی حسابداری تعهدی در بخش عمومی
دوره 20، شماره 79، پاییز 1402، صفحه 245-282
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.75600.2491
احمد مهدوی، علی ذبیحی، عباسعلی پورآقاجان
چکیده هدف این مطالعه، ارزیابی زمینههای چالشبرانگیز پیادهسازی حسابداری تعهدی در بخش عمومی میباشد. روششناسی این مطالعه ترکیبی است بهطوریکه در بخش کیفی از طریق غربالگری سیستماتیک، نسبت به شناسایی زمینههای چالشبرانگیز پیادهسازی حسابداری تعهدی در بخش عمومی اقدام میشود. سپس طی دو مرحله تحلیل دلفی تلاش میگردد تا پایایی ابعاد شناساییشده موردبررسی قرار گیرد. درنهایت در بخش کمی از طریق تحلیل رتبهبندی تفسیری، به دنبال ارزیابی زمینههای شناساییشده در بستر اداره کل وزارت امور اقتصاد و دارایی استان مازندران میباشد. نتایج مطالعه در بخش کیفی از وجود 9 زمینهی چالشبرانگیز پیادهسازی حسابداری تعهدی در بخش عمومی حکایت داشت که طی فرآیند تحلیل دلفی فازی، 8 معیار بهعنوان دلایل شکاف پیادهسازی حسابداری تعهدی مورد تأیید قرار گرفت. سپس در بخش کمی مشخص شد، چالش بهکارگیری استانداردهای حسابداری بخش عمومی، عامل مؤثری در ایجاد شکاف پیادهسازی حسابداری تعهدی در اداره کل وزارت امور اقتصاد و دارایی استان مازندران میباشد. نتیجه این مطالعه بیانکنندهی این مسئله است که استانداردهای حسابداری بخش عمومی، اگرچه در طی سالیان گذشته از طریق اصلاحیههای مختلف در تلاش برای بهبود پیادهسازی حسابداری تعهدی در بخش عمومی بوده است، اما فقدان پوشش جنبههایی مختلفی از استانداردهای تدوینشده در مرحلهی اجرا عملاً باعث ایجاد چالشهایی در پیادهسازی حسابداری تعهدی در اداره کل وزارت امور اقتصاد و دارایی استان مازندران گردیده است.
شناسایی و رتبهبندی عوامل مؤثر بر نوآوری در حسابداری
دوره 20، شماره 78، تابستان 1402، صفحه 1-33
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.73784.2461
محمدحسین ستایش، زهرا رضائیان زاده
چکیده هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و رتبهبندی عوامل مؤثر بر نوآوری در حسابداری است. در این پژوهش، ابتدا متخصصان حوزه حسابداری و مالی با روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده و سپس دادههای کیفی با استفاده از پرسشنامه باز و مصاحبههای تلفنی جمع آوری شده اند. با تحلیل دادههای جمعآوری شده با استفاده از روش پدیدار شناسی، 11 عامل مؤثر بر نوآوری در حسابداری شناسایی و سپس، با نظرسنجی از 17 نفر از اعضای هیئت علمی حسابداری دانشگاههای دولتی ایران که ویژگیهای موضوع جامعه آماری را دارا بودند و با استفاده از روش بهترین بدترین بیزی، عوامل شناسایی شده رتبهبندی شدهاند. همچنین،گردآوری و تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش، در دوره زمانی پنج ماهه از اردیبهشت تا شهریور 1401 انجام شده است. براساس نتایج پژوهش، 3 عامل برتر مؤثر بر نوآوری در حسابداری به ترتیب اهمیت، شامل پیشرفتهای فناوری اطلاعات، تغییرات محیط کسبوکار و سطح دانش مالی و مهارتهای تحلیلی حسابداران هستند. به منظور بهبود زمینههای نوآوری در حسابداری، نتایج این پژوهش حاکی از آن است که حسابداران باید از معلومات کلی در زمینه کسبوکار و پیشرفتهای فناوری اطلاعات برخوردار باشند. آنها همچنین به عنوان سرمایه انسانی فرآیند نوآوری در حسابداری، باید به طور مستمر، سطح دانش مالی و مهارتهای تحلیلی خود را از طریق کانالهای مختلف آموزش دانشگاهی، دورههای آموزشی دیگر یا به صورت خودآموز ارتقا دهند.
خوانایی گزارشگری مالی و همزمانی قیمت سهام: نقش تعدیلگر پوشش رسانهای مدیرعامل
دوره 20، شماره 78، تابستان 1402، صفحه 117-153
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.73205.2448
قدرت اله برزگر، محسن فقیه
چکیده همزمانی قیمت سهام و عوامل مؤثر بر آن، بخش مهمی از پژوهشهای بازار سرمایه را تشکیل داده است. در تبیین این عوامل، نقش خوانایی گزارشگری مالی و پوشش رسانهای مدیرعامل در ایجاد بستری مطلوب برای مخابره اطلاعات قابلفهم به بازار مهم هستند. به همین خاطر و از جهت اهمیت تأثیرگذاری این عوامل، پژوهش حاضر درصدد است تا تأثیر خوانایی گزارشگری مالی بر همزمانی قیمت سهام را با توجه به نقش پوشش رسانهای مدیرعامل بررسی نماید. در همین راستا، اطلاعات 99 شرکت طی دوره 1393 تا 1400 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفته است. همچنین، نتایج بر مبنای اجزای محیط اطلاعاتی شامل عرضه و تقاضای اطلاعات توسعه دادهشده و درونزایی خوانایی گزارشگری مالی به روش 2sls آزمون شده است. یافتهها نشان داد که خوانایی گزارشگری مالی منجر به کاهش همزمانی قیمت سهام شده و این رابطه در شرکتهایی که پوشش رسانهای مدیرعامل بیشتر است، بارزتر بوده و آن را تقویت کرده است. آزمونهای تکمیلی نشان داد که از جنبه عرضه اطلاعات، مالکیت نهادی کمتر و در سمت تقاضای اطلاعات، بنگاههای با عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر یعنی فرصتهای رشد زیاد و مشکل نمایندگی بیشتر، تأثیر پوشش رسانهای مدیرعامل بر ارتباط بین خوانایی گزارشگری مالی و همزمانی قیمت سهام تشدید شده است. این یافتهها تأکیدی بر نقش سودمند خوانایی گزارشگری مالی و پوشش رسانهای مدیرعامل بهعنوان مصادیق کیفیت اطلاعات و کاهش نقش عوامل غیرسیستماتیک در رفتار حرکتی قیمت سهام است.
بررسی تأثیر احساسات سرمایهگذاران بر انتظارات آنها از سودهای آتی
دوره 20، شماره 78، تابستان 1402، صفحه 155-190
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.73514.2452
حمیدرضا گنجی، شهناز مشایخ، زکیه صدیقی
چکیده سرمایهگذاران همواره ترکیبی از رفتار عقلایی و احساسات خود را در سرمایهگذاریها لحاظ میکنند. در برخی شرایط خاص ممکن است رفتارهای احساسی سرمایهگذاران بر رفتارهای عقلایی آنها غلبه کرده که این میتواند منجر به تغییر در انتظارات آنها از سودهای آتی شود. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر احساسات سرمایهگذاران بر انتظارات سرمایهگذاران از سودهای آتی است. برای رسیدن به مقصود پژوهش، طی سالهای 1390 – 1399 تعداد 163 شرکت پذیرفتهشده در بازار سرمایه انتخاب شدند. بر مبنای رگرسیون خطی چندگانه فرضیههای پژوهش مورد آزمون قرار میگیرد. دستاوردهای پژوهش نشان داد که بین احساسات سرمایهگذاران و پایداری زیانها رابطه معناداری وجود ندارد. به عبارتی، احساسات سرمایهگذاران نمیتواند منجر به تغییر معنادار پایداری زیانها شود. همچنین، نتایج پژوهش نشان داد که بین احساسات سرمایهگذاران و پایداری سودها رابطه معناداری وجود ندارد. در حقیقت، احساسات سرمایهگذاران نمیتواند منجر به تغییر معنادار پایداری سودها شود. دستاوردهای در پژوهش حاضر نشان داد که سرمایهگذاران درک صحیحی از سودهای (و زیانهای) آتی ندارند که بر اساس آن تصمیمگیری نمایند. عدم درک مناسب سرمایهگذاران از سودها و زیانهای آتی، به افشای پایین اطلاعات شرکتها فعال در بازار سرمایه و رفتار احساسی سرمایهگذاران برمیگردد که میتواند توسط فعالان بازار سرمایه و نهادهای مربوطه بررسی و ریشهیابی شود و نسبت به کاهش این مشکل فعالیتهای بیشتری انجام شد.
ارائه مدل بهزیستی روانشناختی حسابرسان و ارزیابی مضامین شناسایی شده در حرفه حسابرسی
دوره 20، شماره 78، تابستان 1402، صفحه 221-272
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.73810.2462
شهلا طالاری، فتاح بهزادیان، مهدی صفری گرایلی، رحمان ساعدی
چکیده تغییر ماهیت دانش رفتاری در حرفه حسابرسی از فرآیندهای صرفاً کلاسیک در توسعه کارکردهای حسابرسان به فرآیندهای فلسفی و شناختی باعث افزایش کیفیت زندگی کاری در این عرصه برای متصدیان حرفهای آن شده است. هدف این مطالعه، تحلیل شبکهای مدل بهزیستی روانشناختی حسابرسان برای تبیین محورهای کارکردی در حرفه حسابرسی میباشد. این مطالعه ازنظر روششناسی اکتشافی و به لحاظ تحلیلی ترکیبی قلمداد میشود؛ زیرا به دلیل فقدان چارچوب منسجم در خصوص شناخت ابعاد بهزیستی روانشناختی حسابرسان، این مطالعه از طریق تحلیل تماتیک نسبت به شناسایی مضامین مطالعه طی 12 مصاحبه و کدگذاری اقدام نمود. سپس با استفاده از دو فرآیند تحلیل دلفی فازی و دلفی کلاسیک، پایایی مضامین سازماندهنده و پایه مورد تحلیل قرار گرفت تا درنهایت در بخش کمی، جهت تبیین مضامین تأییدشده از مرحله تحلیل دلفی در کارکردهای حرفهای حسابرسی، از تحلیل شبکهای فازی استفاده شود. در این مطالعه باتوجه به نقطه اشباع تئوریک در تحلیل تماتیک، 12 نفر از خبرگان حسابداری مشارکت داشتند و در بخش کمی نیز 30 نفر از حسابرسان دارای بیش از 5 سال سنوات در حرفه حسابرسی که از تجربههای کاری و سطح دانش فنی برخوردار بودند، اقدام به مشارکت نمودند. نتایج مطالعه در بخش کیفی طی 12 مصاحبه انجامشده از وجود ۳ مضمون فراگیر و 6 مضمون سازمان دهنده و 38 مضمون پایه حکایت دارد. همچنین بر اساس نتیجه تحلیل دلفی مشخص گردید، از مجموع 38 مضمون پایه، 17 مضمون نهایی در قالب 6 مضمون سازماندهنده وارد تحلیل شبکهای فازی شدند که یافتهها نشان داد، اثرگذارترین مضمون سازماندهنده بهزیستی روانشناختی در بستر کارکردهای حرفهای حسابرسی، مضمون تحریک ادراک حسابرسان میباشد. همچنین مشخص گردید، تقویت منبع کنترل درونی در حرفه حسابرسی بهعنوان محوریترین مضمون پایه بهزیستی روانشناختی در حرفه حسابرسی محسوب میشود. این مطالعه ضمن توسعه ادبیات نظری مرتبط با حوزه رفتار حرفهای در حسابرسی میتواند به تقویت رهنمودهای آیین رفتار حرفهای کمک نماید تا با تحریک انگیزههای درونی، سطح اثربخشی کارکردهای حسابرسان ارتقا یابد.
بودجهریزی عملیاتی و کنترل عملکرد در دستگاههای اجرایی ایران با استفاده از ارزیابی متوازن
دوره 20، شماره 77، بهار 1402، صفحه 37-72
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.69417.2400
محمد نمازی، امین ناظمی، نویدرضا نمازی، اسماعیل موذنی
چکیده این پژوهش، به بررسی نظام بودجهریزی عملیاتی دستگاههای اجرایی ایران در قالب چهار گروه عوامل زمینهای، عوامل ساختاری، عوامل انسانی و سایر عوامل مؤثر بر بودجهریزی عملیاتی و تلفیقی با الگوی تکامل یافته روش ارزیابی متوازن، میپردازد. جامعه آماری شامل کلیه دستگاههای اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری است. دادهها با استفاده از روش پیمایشی و استفاده از 182 پرسشنامه به دست آمد و با کمک روش معادلات ساختاری و نرمافزار Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش، ترکیبی از الگوهای سه عاملی شه و سه شاخگی مدیریت جهت بودجهریزی عملیاتی استفاده شد. عملکرد دستگاههای اجرایی بر اساس ارزیابی متوازن موردمطالعه قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که سازههای «عوامل ساختاری»، «عوامل انسانی» و «سایر عوامل مؤثر در استقرار بودجهریزی عملیاتی، بر عملکرد دستگاههای اجرایی تأثیر مثبت و معناداری دارند ولی سازه «عوامل زمینهای» تأثیر معناداری بر عملکرد ندارد. همچنین، نتایج آزمون الگوی مذکور بر جامعه هدف، نشان داد که متغیرهای بودجهریزی عملیاتی بر عملکرد دستگاههای اجرایی از طریق فن ارزیابی متوازن تأثیر مثبت و معناداری دارند. این یافتهها مبانی نظری بودجهریزی عملیاتی بهویژه عوامل ساختاری، عوامل انسانی، عوامل زمینهای و سایر عوامل تأثیرگذار را تأیید میکنند.
مدل سازی بازده بلندمدت عرضه های اولیه سهام
دوره 20، شماره 77، بهار 1402، صفحه 107-139
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.73315.2450
جواد شکرخواه، ایرج اصغری
چکیده مدلسازی بازده بلندمدت عرضههای اولیه سهام
چکیده:
این مقاله به مدل سازی بازدهی عرضههای اولیه در بلندمدت میپردازد. برای این منظورداده های ماهیانه 236 عرضه اولیه در بورس و فرابورس طی سالهای 1388 تا 1400 انتخاب و مدل سازی با استفاده از رویکرد ترکیبی در روش گام به گام انجام شده است. مدل سازیها ابتدا برای 12 دوره (شامل دوره های 3 تا 36 ماهه) انجام و سپس با تحلیل و مقایسه نتایج، مناسبترین دوره ها برای تبیین بازدهی عرضه های اولیه انتخاب و معرفی شده است. نتایج نشان داد بازدهی پرتفوی های تشکیل شده از عرضه های اولیه در سطح مناسبی قابل تبیین بوده و اصلی ترین عامل در تبیین بازدهی صرف ریسک بازار است و عوامل سودآوری و تقسیم سود نیز در تبیین بازدهی عرضه های اولیه معنادار هستند. مناسب ترین دوره ها برای استفاده به عنوان دوره بلند مدت نیز دوره های 12، 21 و 27 ماهه تعیین شد.
کلیدواژهها: عرضه های اولیه، بازده، دوره بلند مدت، مدل سازی
بررسی رابطۀ بین مسئولیتپذیری اجتماعی و مدیریت سود بانکها با تأکید بر نقش تعدیلی قدرت مدیرعامل
دوره 20، شماره 77، بهار 1402، صفحه 183-218
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.72015.2438
سامان محمدی، زهرا اوریایی، علی نادری
چکیده با توجه به تأثیر قدرت مدیرعامل بر عملکرد بانک، مدیران عامل میتوانند در انجام مسئولیتپذیری اجتماعی و در مدیریت سود نقش داشته باشند و در حوزه گزارشگری مالی، باوجود پیامدهای متفاوت اعمال مدیریت سود در بانکها و اثرات آن روی صنایع دیگر و اقتصاد کلان، بانکها بیشتر از سازمانهای غیرمالی به شیوههای مدیریت سود تمایل دارند. علاوه بر این، به دلیل عدم شفافیت و عدم تقارن اطلاعاتی، بانکها ملزم به ارائه بازخورد به جامعه بیش از سایر صنایع هستند. براین اساس، پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر قدرت مدیرعامل بر رابطۀ بین مسئولیتپذیری اجتماعی و مدیریت سود بانکها صورت گرفته است. بدین منظور نمونه پژوهش شامل 16 بانک پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران در بازه زمانی سال 1395 تا 1400 برای آزمون فرضیههای پژوهش مورداستفاده قرار گرفت. یافتههای حاصل از آزمون فرضیههای پژوهش نشان دادند که مسئولیتپذیری اجتماعی بر مدیریت سود بانکها تأثیر منفی و معناداری دارند. این بدان معناست که افزایش مسئولیتپذیری اجتماعی موجب کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و کاهش عدم شفافیت اطلاعات مالی و درنتیجه کاهش مدیریت سود بانکها میشوند. همچنین یافتههای پژوهش نشان دادند، قدرت مدیرعامل در تعدیل رابطۀ مسئولیتپذیری اجتماعی و مدیریت سود بانکها نقشی ندارد.
کارت ارزیابی بخش عمومی، اثربخشی سیستمهای اطلاعات حسابداری و عملکرد پایدار در بخش عمومی-مورد مطالعه ادارات دولتی شهر بوشهر
دوره 20، شماره 77، بهار 1402، صفحه 219-259
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.72146.2439
غریبه اسماعیلی کیا، رها محتشم
چکیده در دهههای اخیر برای بهبود عملکرد فشار فزایندهای بر دولتها وارد شده است، در این راستا اهمیت دستیابی به عملکرد پایدار نیز دوچندان شده است. اثربخشی سیستم اطلاعات حسابداری در نهادهای بخش عمومی نقش مهمی در دستیابی به عملکرد پایدار ایفا میکند بااینوجود اثربخشی سیستمهای اطلاعات حسابداری به دلیل بروز تغییرات سریع در دنیای اقتصاد جهانی نمیتواند بهتنهایی به عملکرد پایدار دست یابد. بر این اساس، تقاضای روزافزونی برای ایجاد چارچوبی از ارزیابی وجود دارد که مناسب با ویژگیهای سازمان بخش عمومی برای جهتدهی، مدیریت و ارزیابی عملکرد به سمت دستیابی به عملکرد پایدار باشد، کارت ارزیابی بخش عمومی برای اندازهگیری عملکرد، مدلی راهبردی، نتیجهمحور و چندبعدی به شمار میرود. این مطالعه باهدف بررسی تأثیر پذیرش کارت ارزیابی بخش عمومی، اثربخشی سیستم اطلاعات حسابداری و عملکرد پایدار در بخش عمومی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش کارکنان مالی ادارات دولتی شهر بوشهر بوده است که با استفاده از فرمول کوکران نمونه به تعداد 168 نفر تعیین، 175 پرسشنامه در 15 اداره دولتی توزیع و درنهایت تعداد 124 پرسشنامه تکمیلشده دریافت و با استفاده از معادلات ساختاری تجزیهوتحلیل شد. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه Huy&phuc (2020) انجام شد و تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار Smart PLS صورت پذیرفت. یافتهها نشان داد که پذیرش کارت ارزیابی بخش عمومی بر اثربخشی اجزای سیستم اطلاعات حسابداری یعنی سیستم ورودی داده، سیستم پردازش داده، سیستم ذخیرهسازی و سیستم صورتهای مالی تأثیر مثبت و معناداری دارد. علاوه بر این، اثربخشی اجزاء چهارگانه سیستم اطلاعاتی حسابداری بر عملکرد پایدار تأثیر مثبت و معنادار دارد.
پیامدهای ارزشی همگرایی گزارشگری مالی با چارچوب گزارشگری یکپارچه در بازار سرمایه ایران
دوره 19، شماره 76، زمستان 1401، صفحه 97-130
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.71385.2424
حسن بدری گمچی، محمد حسنی، احمد یعقوبنژاد، احسان رحمانینیا
چکیده در این مطالعه پیامدهای ارزشی همگرایی گزارشگری مالی با چارچوب گزارشگری یکپارچه در بازار سرمایه ایران با تمرکز بر هزینه نمایندگی و هزینه سرمایه مورد کنکاش قرار گرفته است. جهت سنجش سطح همگرایی گزارشگری مالی به گزارشگری یکپارچه از چک لیست طراحی شده طبق چارچوب بینالمللی گزارشگری یکپارچه بهره گرفته شده است. در سنجش هزینه نمایندگی از معیار کارآیی بر حسب نسبت هزینههای عملیاتی به درآمدهای عملیاتی استفاده شده است. هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام بر اساس نرخ بازده مورد انتظار مبتنی بر الگوی قیمتگذاری داراییهای سرمایهای ارزیابی گردیده است. در این مطالعه از اطلاعات 144 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1395 تا 1399 استفاده شده است. برای آزمون فرضیههای پژوهش از مدلهای رگرسیونی چندمتغیره استفاده شد. یافتهها نشان دادند افزایش سطح همگرایی گزارشهای مالی با چارچوب گزارشگری یکپارچه سبب کاهش هزینه نمایندگی و کاهش هزینه سرمایه شده است. یافتهها حاکی از آن است که تمرکز بر مزایای شفافیت و کامل بودن افشای اطلاعات در گزارشگری یکپارچه سبب شده تضادهای نمایندگی تضعیف و هزینههای نمایندگی کاهش یابد. ضمن این که گزارشگری یکپارچه به دلیل اتخاذ مدل کسبوکار پایدار به دلیل تفکر یکپارچه و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از شفافیت بیشتر جهت پیشبینی آگاهانهتر سبب کاهش هزینه سرمایه تحمیل شده بر شرکتها در حوزه تأمین مالی از طریق حقوق مالکانه شده است.
تاثیر ارتباطات سیاسی بر میزان سرمایه گذاری شرکت ها و کارایی آن
دوره 19، شماره 75، پاییز 1401، صفحه 69-94
https://doi.org/10.22054/qjma.2022.63860.2318
موسی بزرگ اصل، محمد ابراهیمی نوده، جاوید یاراحمدی
چکیده این تحقیق با هدف آزمون تجربی تاثیر ارتباطات سیاسی بر میزان سرمایه گذاری شرکت ها و کارایی آن در بازه سال های 1391 الی 1398 شرکت های فعال در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. روش جمع آوری داده ها آرشیوی و رجوع به بانک های اطلاعاتی و روش تحلیل داده ها، الگوی رگرسیون چند متغیره با استفاده از الگوی داده های تابلویی و روش اثرات ثابت است. نتایج پژوهش نشان میدهد رابطۀ بین ارتباطات سیاسی بر میزان سرمایه گذاری و همچنین کارایی سرمایه گذاری مثبت و معنیدار است. این نتایج بیانگر آن است که شرکت های دارای ارتباطات سیاسی میزان سرمایه گذاری بیشتری نسبت به سایر شرکت ها دارند و کارایی سرمایه گذاری نیز در شرکت های دارای ارتباطات سیاسی بیشتر است. با توجه به یافته های پژوهش می توان دریافت که شرکت های دارای ارتباطات سیاسی به دلیل برخورداری از مزایا و امتیازات دولتی و همچنین سهولت در جذب منابع مالی، نسبت به سایر شرکت ها، بیشتر و کارآتر سرمایه گذاری می کنند.
بیستویک سال تحقیقات رفتاری حسابداری: تجزیهوتحلیل کتابشناختی
دوره 19، شماره 75، پاییز 1401، صفحه 165-201
https://doi.org/10.22054/qjma.2022.67031.2364
غلامرضا کرمی، احسان دولت زارعی، امید فرجی
چکیده پژوهش حاضر قصد دارد تا نمایی جامع از تحقیقات رفتاری حسابداری ارائه نماید. بهمنظور دستیابی به این هدف، از 371 مقاله منتشر شده در دو مجله تخصصی حسابداری رفتاری ـ "تحقیقات رفتاری در حسابداری" و "پیشرفتها در تحقیقات رفتاری حسابداری" ـ که در پایگاه اسکوپوس نمایه شده و جزو مجلات تخصصی رتبهبندی شده توسط شورای رؤسای دانشکدههای علوم مالی استرالیا در حوزه حسابداری هستند، استفاده شده است. تجزیهوتحلیل هم واژگانی و شبکههای اجتماعی بهعنوان روش اصلی به کار رفته است. تجزیه و تحلیل ها نشان می دهد که موضوعات در حال ظهور در سالهای اخیر در حوزه رفتاری بر "حسابرسی"، "حاکمیت شرکتی"، "تقلب"، و "اخلاق" متمرکز بودهاند. یافتهها نشان میدهد مقاله "تحویل ابزار آنلاین و خدمات استخدام مشارکت کننده: فرصتهای نوظهور برای تحقیقات رفتاری حسابداری" با 167 استناد، پراستنادترین مقاله تحقیقات رفتاری است. ویکی آرنولد با 12 مقاله برترین نویسنده از حیث تعداد مقالات است. کشور آمریکا با 179 مقاله و 2.210 استناد دریافتی برترین کشور جهان بوده و دو دانشگاه برتر جهان با 15 مقاله مشترکاً دانشگاه ویرجینیا کامنولث و دانشگاه مرکزی فلوریدا هستند. مطالعه حاضر نخستین مطالعهای است که تجزیهوتحلیل کتابشناختی تحقیقات رفتاری حسابداری با تمرکز بر دو مجله تخصصی حسابداری رفتاری را در پیش گرفته است.
تاثیر نوآوری سبز و حسابداری مدیریت زیست محیطی بر عملکرد مالی، زیست محیطی و اقتصادی شرکت
دوره 19، شماره 74، تابستان 1401، صفحه 1-40
https://doi.org/10.22054/qjma.2022.65916.2350
محمد نمازی، زهرا خرم دل ماسوله
چکیده هدف این پژوهش، بررسی تاثیر ابعاد نوآوری سبز از حیث نوآوری محصول سبز و نوآوری فرآیند سبز بر عملکردهای شرکت از جنبه مالی، زیستمحیطی و اقتصادی است. همچنین نقش میانجی حسابداری مدیریت زیستمحیطی بر رابطه بین نوآوری محصول و فرآیند سبز و عملکردهای شرکت مورد بررسی قرار میگیرد. نمونه آماری پژوهش شامل 202 شرکت و از ابزار پرسشنامه استاندارد برای جمعآوری دادهها و رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری و روش PLS جهت آزمون فرضیهها و مدل مفهومی پژوهش استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نوآوری محصول سبز چه مستقیم و چه از طریق متغیر میانجی حسابداری مدیریت زیستمحیطی بر عملکرد مالی، زیستمحیطی و اقتصادی شرکت تاثیر معناداری دارد. نوآوری محصول سبز بر عملکرد زیستمحیطی در صنایع نفت و گاز و پتروشیمی، فلزی و غذایی و همچنین بر عملکرد اقتصادی تنها در صنعت فلزی تاثیرگذار است. افزون بر این، نوآوری فرآیند سبز نیز هم بصورت مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق متغیر میانجی حسابداری مدیریت زیستمحیطی بر عملکرد مالی و اقتصادی شرکت تآثیر معناداری دارد اما تاثیر نوآوری فرآیند سبز بر عملکرد زیستمحیطی شرکت تنها از طریق متغیر میانجی حسابداری مدیریت زیستمحیطی صورت میپذیرد. نوآوری فرآیند سبز بر عملکرد مالی در صنایع نفت و گاز و پتروشیمی، فلزی و شیمیایی و بر عملکرد اقتصادی تنها در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی تاثیرگذار است. در صنعت سلولزی نه نوآوری محصول سبز و نه نوآوری فرآیند سبز بر هیچ یک از عملکردهای شرکت تاثیری ندارد. یافتهها اهمیت نوآوری سبز و حسابداری مدیریت زیستمحیطی را در ارتقا عملکرد شرکت نشان میدهند.
بررسی تأثیر درماندگی مالی و فرصتهای رشد بر محافظهکاری حسابداری با نقش تعدیلگری بیش اطمینانی مدیریت
دوره 19، شماره 74، تابستان 1401، صفحه 177-208
https://doi.org/10.22054/qjma.2021.59804.2249
مهدی حیدری، علیرضا علی اکبرلو، ابراهیم خاکپور حیدرانلو
چکیده محافظهکاری اقدامی است که در شرایط عدم اطمینان و محدود کردن رفتارهای خوشبینانه مدیریت در جهت افزایش قابلیت اتکای گزارشهای مالی از آن بهره گرفته میشود. درماندگی مالی و فرصتهای رشد از جمله عواملی هستند که میتوانند باعث بهبود سطح محافظهکاری حسابداری شوند. در این میان انتظار میرود خصوصیات رفتاری مدیران بر رابطه میان درماندگی مالی و فرصتهای رشد با محافظهکاری حسابداری تأثیر داشته باشد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بیش اطمینانی مدیریت بر ارتباط بین درماندگی مالی، فرصتهای رشد و محافظهکاری حسابداری میباشد. نتایج این پژوهش نشان میدهد، متغیر درماندگی مالی و فرصتهای رشد بر محافظهکاری تأثیر مثبت و معناداری دارند. بیش اطمینانی مدیریت بر رابطه بین درماندگی مالی و محافظهکاری تأثیر معناداری ندارد ولی رابطه بین فرصتهای رشد و محافظهکاری را تعدیل کرده و تأثیر منفی و معناداری بر رابطه بین آنها دارد. به عبارت دیگر، مدیران با وضعیت مالی نامطلوب، چشم انداز مثبتی به وضعیت آتی شرکت نداشته و سطح محافظهکاری را افزایش میدهند. همچنین مدیران شرکتهای بزرگ و در حال رشد، جهت حداقل کردن هزینههای سیاسی و اجتماعی خود، تمایل به انتخاب رویههای حسابداری محافظهکارانهتر دارند. از طرفی مدیران بیش اطمینان، نسبت به وضعیت آتی شرکت خوشبین بوده و سطح محافظهکاری حسابداری را کاهش میدهند.
اثر قابلیت مقایسه اطلاعات مالی بر به موقع بودن گزارش گری مالی با تاکید بر نقش تعدیل گر ابهام اطلاعاتی قیمت سهام
دوره 19، شماره 74، تابستان 1401، صفحه 209-237
https://doi.org/10.22054/qjma.2022.66517.2357
یونس بادآور نهندی، قادر بابایی
چکیده میزان قابلیت مقایسه اطلاعات مالی در سطح هر شرکت و صنعت شباهت ها و تفاوت ها را انعکاس داده و با محیط های عملیاتی و گزارش گری مالی شرکت ها مرتبط است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی اثر قابلیت مقایسه اطلاعات مالی بر مبنای تئوری ارزش گذاری نسبی بر به موقع بودن گزارش گری مالی با تاکید بر نقش تعدیل گر ابهام اطلاعاتی قیمت سهام است. برای دستیابی به هدف پژوهش، نمونه ای مشتمل بر 118 شرکت طی دوره زمانی 1390 تا 1399 انتخاب شد و برای آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون خطی چند متغیره بهره گیری گردید. نتایج نشان داد؛ قابلیت مقایسه اطلاعات مالی بر به موقع بودن گزارش گری مالی تاثیر مثبت و معناداری دارد و شدت این اثر مثبت در شرایط وجود ابهام اطلاعاتی قیمت سهام، تشدید می شود. اتخاذ تصمیم های سرمایه گذاری کارا بدون وجود اطلاعات به موقع و قابل مقایسه امکان پذیر نیست. قابلیت مقایسه اطلاعات مالی با بهبود ویژگی به موقع بودن، باعث ارتقا کارایی کل بازار سرمایه می شود. همچنین از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت در شرایط ابهام اطلاعاتی قیمت سهام، نقش قابلیت مقایسه اطلاعات مالی در شفافیت اطلاعاتی محیط شرکت و گزارش گری مالی به موقع برای استفادهکنندگان بسیار اهمیت دارد. بنابراین قابلیت مقایسه اطلاعات مالی به طور گسترده سودمندی اطلاعات حسابداری را برای استفاده کنندگان به ویژه در شرایط ابهام اطلاعاتی قیمت سهام افزایش می دهد.
تاثیر مکانیزمهای حاکمیت شرکتی بر رابطه چسبندگی انتظارات مدیران و بازده آتی سهام
دوره 19، شماره 73، بهار 1401، صفحه 27-56
https://doi.org/10.22054/qjma.2021.49198.2108
ناهید محمدی، مهدی بهار مقدم، امید پورحیدری
چکیده پیشبینی نرخ بازده سهام و قیمتگذاری اوراق بهادار یکی از مهمترین موضوعات بازارهای مالی است. اطلاعات ارائه شده توسط مدیران در صورتهای مالی شرکتها به سرمایهگذاران دراتخاذ تصمیمهای بهینه کمک میکند، ارزش این اطلاعات، وابسته به دقت و صحت آنها است وسوگیریهای مدیران به درستی اطلاعات خدشه وارد نموده و سبب پیشینیهای ناصحیح و بالطبع تصمیمگیری اشتباه میشود. حاکمیت شرکتی با نقش نظارتی بر رفتارهای فرصت طلبانه مدیران و با هدف کاهش تضاد منافع میان سهامداران و مدیران ایجاد شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر مکانیزمهای حاکمیت شرکتی بر رابطه چسبندگی انتظارات مدیران و بازده سهام است که بازده سهام با استفاده از مدل سه عاملی فاما و فرنچ محاسبه شده و مکانیزم های حاکمیت شرکتی مورد مطالعه، نسبت اعضای غیر موظف ، نقش دوگانه مدیر عامل و سهامدارن نهادی است. فرضیه های پژوهش با استفاده از دادههای 178 شرکت که داده های آنها دردسترس بود و در خلال سالهای 1390 تا1396 و با استفاده از رگرسیون چند متغیره و دادههای ترکیبی مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها حاکی از رابطه معنادار چسبندگی انتظارات مدیران و بازده سهام و همچنین تنها مکانیزم درصد سهامداران نهادی بر بر رابطه چسبندگی انتظارات مدیران و بازده سهام تاثیر معنادار دارد.
بررسی رابطه بین شکاف انتظار حسابرسی و اطمینان سرمایه-گذاران: بررسی نقش بهبود سطح ارتباطات حسابرسان
دوره 19، شماره 73، بهار 1401، صفحه 117-149
https://doi.org/10.22054/qjma.2021.62225.2286
فرزاد ایوانی، حدیث عبدی، فرشید خیراللهی، مهری علیمرادی
چکیده هدف از این مطالعه بررسی رابطه بین شکاف انتظار حسابرسی و اطمینان سرمایهگذاران و همچنین بررسی نقش متغیر بهبود سطح ارتباطات حسابرسان بر این رابطه بوده است. بدین منظور، از یک مدل معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و یک مدل با سازههای مرتبه بالاتر استفاده شده است. با استفاده اطلاعات گردآوریشده از پرسشنامه مربوط به حسابرسان و سرمایه-گذاران نهادی، بهعنوان یکی از اصلیترین کاربران صورتهای مالی، به بررسی برداشت سرمایهگذاران از شکاف انتظار معقول حسابرسی (شکاف عملکرد حسابرسی و شکاف استاندارد حسابرسی) و شکاف نامعقول (غیرقابلتصور) حسابرسی و تأثیر بهبود سطح ارتباطات حسابرسان بر این برداشت، پرداخته شده است. براساس یافتهها و مقادیر مربوط به ضرایب مسیرها، کیفیت حسابرسی و تضمین آموزش حسابرسی بر اطمینان سرمایهگذاران اثر معنادار و مثبتی داشته است. همچنین بین شکاف عملکرد و شکاف نامعقول حسابرسی با سطح اطمینان سرمایهگذاران رابطه معنادار و منفی دیده شده است. از دیگر یافتههای این پژوهش، اثر معنادار و مثبت بهبود سطح ارتباطات حسابرسان بر رابطه بین شکاف عملکرد حسابرسی و شکاف نامعقول حسابرسی با سطح اطمینان سرمایهگذاران، بوده است؛ از طرفی، برآورد و تحلیل شاخصهای نیکویی برازش با استفاده از نرمافزار Smart-PLS نیز انطباق چارچوب مفهومی و پیشینه تجربی را با نتایج تأیید کرده است.
طراحی الگوی حسابداری مدیریت یکپارچه آب با استفاده از مدل ارزیابی متوازن
دوره 18، شماره 72، زمستان 1400، صفحه 27-56
https://doi.org/10.22054/qjma.2021.61932.2284
محمد نمازی، آرزو مصلی نژاد
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی حسابداریمدیریت یکپارچه آب از طریق روش ترکیبی اکتشافی است. در بخش کیفی پژوهش، با استفاده از روش فراترکیب پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی، در محدوده زمانی 1980-2020، جمعا 147 پژوهش یافت شد، که پس از مطالعه تعداد 33 پژوهش که به صورت مستقیم، حسابداری و مدیریت آب را بررسی کرده بودند، وارد مرحله تحلیل شدند و الگویی برای حسابداری مدیریت یکپارچه آب ارائه گردید. در بخش کمی، به منظور سنجش اعتبار الگوی ارائه شده، جامعه آماری حسابداران فعال در صنعتهای مربوط در حوزه آب بودند که در نهایت با استفاده از روش نمونهگیری کوهن 136 پرسشنامه جمعآوری و با استفاده از آزمون t تک نمونهای تجزیهوتحلیل گردید. به منظور تعیین بار عاملی شاخصهای هریک از مؤلفهها از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد، که شش بعد شامل مالی، فرآیندهای داخلی، رشد و یادگیری، مشتری، پایداری و حسنشهرت، بیست مؤلفه شامل بهایتمامشده، کارایی، فروش، هزینهها، کیفیت آب، کمیت آب، آموزش، اثربخشی تجهیزات، بهرهوری آب، مصرف، سرمایه اطلاعاتی، سرمایهانسانی و غیره و 52 شاخص بر الگوی حسابداری مدیریت آب مؤثر هستند. الگوی پژوهش متغیرهای مهمی را برای ذینفعان مختلف مانند دولت، نهادهای قانونگذار، شرکتها و پژوهشگران، جهت پیادهسازی سیستم حسابداری مدیریت آب فراهم مینماید.
تاثیر بیش اعتمادی مدیریت بر رابطه بین نگهداشت وجه نقد با بازده مازاد
دوره 18، شماره 72، زمستان 1400، صفحه 57-77
https://doi.org/10.22054/qjma.2021.51016.2139
محمد علی آقایی، محمد امری اسرمی
چکیده در این پژوهش تاثیر بیش اعتمادی مدیریت بر رابطه بین نگهداشت وجه نقد با بازده مازاد در شرکتهای پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1390 تا 1397 بررسی شد. بیش اعتمادی مدیریت از معیار سرمایهگذاری بیش از حد در داراییها و بازده مازاد سهام از طریق تفاوت بازده واقعی و بازده پرتفوی الگو اندازهگیری شد. با روش غربالگری منظم، 157 شرکت انتخاب شده و با رگرسیون دادههای ترکیبی با اثرات ثابت آزمونها انجام شد. نتایج نشان میدهد (1) نگهداشت وجه نقد بر بازده مازاد سهام تاثیر مثبت و معنادار و (2) بیش اعتمادی مدیریت بر بازده مازاد سهام تاثیر منفی و معنادار دارد و (3) بیش اعتمادی مدیریت بر رابطه بین نگهداشت وجه نقد با بازده مازاد شرکت تاثیر منفی و معنادار دارد. با افزایش اطمینان مدیریت، درصد بازده مازاد کاهش میشود. مدیران بیش اعتماد، با نگهداشت وجه نقد در سطح بالاتر، موجب سرمایه گذاری بیش ازحد شده و این موضوع منجر به کاهش بازده مازاد میشود.
توانایی مدیریتی و رفتار ریسکپذیری شرکت
دوره 18، شماره 72، زمستان 1400، صفحه 109-137
https://doi.org/10.22054/qjma.2021.58781.2229
حسن یاری، رافیک باغومیان
چکیده یکی از مهمترین وظایف پیش روی مدیران، تصمیمگیری است. زندگی امروز در حالی ادامه مییابد که سایهافکنی شرایط عدم اطمینان بر کلیه امور، به علل مختلف فرآیند تصمیمگیری را به کلی متحول ساخته است. شرکتها نیز در طول عمر اقتصادی خود با عوامل مختلفی که غیرقابل پیشبینی است، روبهرو هستند و این مدیران هستند که تصمیمهای نهایی لازم را اتخاذ میکنند. مدیران مانند سایر افراد جامعه دارای ویژگیهای فردی، استعدادها، رغبتها، تمایلها، نگرشها و نظام ارزشی متفاوتی هستند که میتواند بر سیاستهای شرکت اثرگذار باشد. پژوهش حاضر جهت ایجاد شواهدی مبنی بر تاثیرگذاری توانایی مدیریتی بر رفتار ریسکپذیری شرکتها صورت پذیرفته است. در این راستا، صورتهای مالی 165 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1388 تا 1397 مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. توانایی مدیریتی با استفاده از الگوی دمیرجیان و همکاران (2012) اندازهگیری شده است. همچنین، برای اندازهگیری رفتار ریسکپذیری شرکتها از دو متغیر انحراف معیار نرخ بازده داراییها و نسبت مخارج سرمایهای به کل داراییها استفاده شده است. برای آزمون فرضیهها نیز از رگرسیون چندگانه با دادههای ترکیبی استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان داد که توانایی مدیریتی رابطه مثبت و معناداری با انحراف معیار نرخ بازده داراییها و نسبت مخارج سرمایهای به کل داراییها دارد.
