تاثیر سرمایه گذاری در دارایی های ثابت و عملکرد مالی در رابطه میان مسئولیتپذیری اجتماعی و تامین مالی از طریق بدهی
دوره 22، شماره 87، تابستان 1404، صفحه 267-304
https://doi.org/10.22054/qjma.2025.83762.2646
عبدالرسول رحمانیان کوشککی، سهراب وحدان اصل
چکیده هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر سرمایهگذاری در داراییهای ثابت و عملکرد مالی در رابطه میان مسئولیتپذیری اجتماعی و تأمین مالی از طریق بدهی است. پژوهش حاضر کاربردی و از بعد روششناسی، همبستگی از نوع علّی (پس رویدادی) میباشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونهگیری حذف سیستماتیک، 141 شرکت بهعنوان نمونه پژوهش انتخابشده و در دوره زمانی 10 ساله بین سالهای 1393 الی 1402 موردبررسی قرار گرفتند. یافتههای حاصل از آزمون فرضیههای پژوهش نشان داد که میان مسئولیتپذیری اجتماعی و تأمین مالی از طریق بدهی تأثیر مستقیم و معناداری وجود دارد. سرمایهگذاری در داراییهای ثابت در رابطه میان مسئولیتپذیری اجتماعی و تأمین مالی از طریق بدهی تأثیرگذار نمیباشد؛ اما عملکرد مالی در رابطه میان مسئولیتپذیری اجتماعی و تأمین مالی از طریق بدهی تأثیر معکوس و معناداری دارد. مدیران شرکتها با پایبندی به مسئولیتهای اجتماعی و رعایت حقوق ذینفعان و جامعه میتوانند با کسب وجهه بهتر از تأمین مالی خارجی راحتتر برخوردار گردند. همچنین کسب بالاتر رتبه اجتماعی میتواند وجهه شرکت را برای سرمایهگذاران مطمئنتر نشان دهد.
اثر تعدیلی جبههگیری مدیریت بر رابطه بین سیاست تقسیم سود و سیاست بدهی با تمایلات سرمایهگذاران
دوره 19، شماره 76، زمستان 1401، صفحه 39-64
https://doi.org/10.22054/qjma.2023.66756.2359
ماندانا طاهری، مهتاب جعفری
چکیده تمایلات سرمایهگذاران غالباً از باورهای ذهنی نگه داشته شده یا اطلاعات غیرمرتبط با ارزش سهام سرچشمه میگیرد و میتواند باعث ایجاد واکنشهای افراطی یا واکنشهای کم به اخبار خوب یا بد در ارزشگذاری سهام شود. در این پژوهش تأثیر دو سیاست مهم تقسیم سود و سیاست بدهی بر رفتار و تمایلات سرمایهگذاران بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده است. همچنین، اثر تعدیلی جبههگیری مدیریت بر رابطه مذکور نیز بررسی شده است. برای نیل به هدف پژوهش، چهار فرضیه تدوین و دادههای گردآوری شده از 163 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1390 الی 1399 از طریق مدلهای رگرسیونی آزمون شدند. یافتههای این پژوهش نشان داد که سیاست تقسیم سود، تمایلات سرمایهگذاران را افزایش و سیاست بدهی تمایلات سرمایهگذاران را کاهش میدهد. جبههگیری مدیریت، رابطه مثبت بین سیاست تقسیم سود سهام و تمایلات سرمایهگذاران را به طور معناداری تقویت میکند. بنابراین، مدیران هنگام سیاست تقسیم سود، در جبهه اهداف سهامداران قرار گرفته و خواهان نسبت پرداخت سود بیشتر هستند. همچنین، جبههگیری مدیریت رابطه منفی بین سیاست بدهی و تمایلات سرمایهگذاران را تقویت میکند و مدیران ریسکگریز تمایل دارند کمتر از بدهیها استفاده کنند که این موضوع مورد پسند سرمایهگذاران نیز هست، زیرا آنها در شرکتهایی سرمایهگذاری میکنند که دارای کمترین بدهی باشد و ساختار سرمایه آنها، اهمیت حقوق صاحبان سهام را بیشتر نشان دهد.
تحلیل واشکافانه ساختار سرمایه و عوامل موثر بر آن: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران
دوره 8، شماره 30، تابستان 1389، صفحه 37-58
احمد بدری، محمد ایمنی فر
چکیده تحقیقات تجربی ساختار سرمایه با مشکلاتی همراه است. هریس و رویو(1991) معتقدند تفسیر نتایج این تحقیقات باید با توجه به مسائل موجود هم در اندازه گیری اهرم و هم متغیرهای توضیحی صورت گیرد. به بیان دیگر، نتیجه گیری از تحلیل های تجربی ساختار سرمایه، از یک سو "وابسته به تعریف اهرم" است و از سوی دیگر ممکن است تحت تاثیر اندازه گیری های ناقص محقق باشد. در این تحقیق برای اولین بار (در ایران) از ده معیار برای اندازه گیری اهرم مالی استفاده شده است. نتایج نشان میدهد، اولا برخی ویژگی های شرکتی با اهرم مالی رابطه دارد. سطح اهرم با متغیرهای فرصت های رشد و سودآوری رابطه معکوس و با اندازه رابطه مستقیم دارد، اما ساختار دارایی ها با اهرم رابطه ای ندارد. ثانیا این نتایج تحت تاثیر تعریف اهرم است. به بیان دیگر، نتایج بخش اول تحت تاثیر معیارهای دهگانه اندازه گیری اهرم مالی قرار دارد. به ویژه تحلیل واشکافانه نشان میدهد بدهی های جاری و اجزای متشکله آن، تاثیر بااهمیتی بر نتایج تحقیق دارد. این یافته، اندازه گیری های سنتی اهرم را به چالش میگیرد.
