تأثیر پیچیدگی افشای مالی بر واکنش بازار سرمایه ایران: نقش تعدیلگری توجه در شبکههای اجتماعی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 خرداد 1405
https://doi.org/10.22054/qjma.2026.91021.2753
ساجده حسن نژاد نیسی
چکیده چکیده
هدف این پژوهش بررسی تأثیر پیچیدگی افشای مالی بر واکنش بازار سرمایه ایران با تأکید بر نقش تعدیلگری توجه در شبکههای اجتماعی است. بر اساس چارچوب مالی رفتاری و نظریههای توجه محدود و هزینههای پردازش اطلاعات، انتظار میرود پیچیدگی افشا واکنش بازار را تضعیف کند، اما توجه ایجادشده در شبکههای اجتماعی میتواند این رابطه را تعدیل نماید. برای آزمون این فرضیهها، دادههای ۱۲۸ شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ (۱۰۲۴ مشاهده شرکت-سال) با روش غربالگری سیستماتیک جمعآوری شد. پیچیدگی افشا با شاخص ترکیبی شامل طول گزارش (لگاریتم تعداد کلمات یادداشتهای توضیحی)، چگالی اعداد (نسبت ارقام عددی به کلمات) و درجه ابهام (فراوانی کلمات مبهم) اندازهگیری گردید. توجه سرمایهگذاران با استفاده از دادههای شبکه اجتماعی توئیتر فارسی و بهکمک روشهای پردازش زبان طبیعی (کتابخانههای Hazm و snscrape) کمیسازی شد. یافتههای حاصل از رگرسیون دادههای پانل با اثرات ثابت نشان داد که پیچیدگی افشا رابطه منفی و معناداری با بازده غیرعادی انباشته دارد؛ بهگونهای که یک انحراف معیار افزایش در پیچیدگی، بازده غیرعادی را ۱٫۴ درصد کاهش میدهد. همچنین، سطح توجه در توئیتر این رابطه منفی را بهطور معناداری تضعیف میکند و در سطوح بالای توجه، اثر بازدارنده پیچیدگی تقریباً خنثی میشود. این یافتهها بر لزوم سادهسازی گزارشهای مالی توسط تنظیمگران و بهرهگیری شرکتها از شبکههای اجتماعی برای جلب توجه سازنده تأکید میکند. نوآوری پژوهش در گذار از تحلیل مفهومی به آزمون تجربی با دادههای کلان و تلفیق دو حوزه گزارشگری مالی و اقتصاد توجه دیجیتال است.
مالی رفتاری، سوگیری نماگری و متغیرهای بینادی حسابداری: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران
دوره 11، شماره 43، زمستان 1392، صفحه 57-88
احمد بدری، ندا گودرزی
چکیده مطابق یکی از سوگیریهای رفتاری، سرمایهگذاران بر مبنای عملکرد گذشته شرکتها، طبقهبندیهای ذهنی خاصی را در ذهن خود برای پیشبینی رخدادهای آتی انجام داده و در پی یافتن شباهتهایی در عملکرد شرکتها هستند. به این دسته از تورشهای رفتاری، سوگیری "نماگری" اطلاق میگردد.این سوگیری موجب میشود، تا سرمایهگذاران روندها را بهصورت نادرست تفسیر نمایند. تحقیق حاضر قابلیت پیشبینی بازده سهام در کوتاهمدت و بلندمدت را با طبقهبندی عملکرد تاریخیِ حسابداری شرکتها بر مبنای نرخ رشد فروش، نرخ رشد سود حسابداری، نرخ رشد سود خالص و با استفاده از روش مطالعه پرتفوی موردبررسی قرارداده است. همچنین تأثیر "ثباتِ " عملکردگذشته شرکتها در عکسالعمل سرمایهگذاران و رفتار قیمتی سهام و نیز اطلاعات آتی تائید کننده یا مخالف روند گذشته مورد آزمون قرارگرفته است. نمونه آماری موردبررسی شامل 80 شرکت در دوره زمانی 1380 تا 1390 است. تعداد مشاهدات شامل 3200 شرکت ـ فصل و 800 شرکت ـ سال بوده است. نتایج آزمونهای انجامشده نشان میدهد که در افق میانمدت، پرتفوی مومنتوم مبتنی بر متغیرهای بنیادی حسابداری، بازده غیرعادی مثبت و معنیدار ایجاد میکند، اما در افق بلندمدت منجر به بازده غیرعادی نمیگردد. همچنین شواهد ضعیفی از تأثیر ثبات عملکرد گذشته شرکتها بر بهبود پیشبینی بازده آتی سهام وجود دارد. افزون بر آن، بر مبنای اطلاعات تائید کننده یا مخالف روندهای گذشته، شواهد کافی مبنی بر وجود تفاوت معنیدار بین بازده پرتفوئی از شرکتهای باثبات و بیثبات وجود ندارد.
آزمون تجربی رفتار جمعی سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران
دوره 10، شماره 39، پاییز 1391، صفحه 1-27
محمد عرب مازار یزدی، احمد بدری، افشین عزیزیان
چکیده یکی از تورشهای رفتاری شناخته شده در مالی رفتاری، پدیدة رفتارجمعی است. این پدیدة رفتاری به معنای
صرفنظر کردن آگاهانه از اطلاعات و تحلیلهای شخصی توسط سرمایهگذاران و اقدام به تقلید و تبعیت از رفتار
دیگر سرمایهگذاران یا رفتار کل بازار میباشد. این پژوهش با استفاده از اطلاعات مبادلات سهام در بورس اوراق
بهادار تهران و با به کارگیری مدلهای مبتنی بر پراکندگی مقطعی بازده سهام شرکتها و مدل مبتنی بر بتا در
ساختار فضای حالت، پدیدة رفتار جمعی را به طور تجربی مورد آزمون قرار میدهد. دورة زمانی بررسی، از
ابتدای سال 4831 تا پایان سال 4831 با استفاده از مشاهدات هفتگی بازده و حجم مبادلات میباشد که در مجموع
شامل 24،442 مشاهده بوده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که سرمایهگذاران غالباً از استقلال عمل در اتخاذ
تصمیمات سرمایهگذاری برخوردار نبوده و تبعیت از تصمیمات دیگران را به اتخاذ رویکرد مستقل ترجیح
می دهند که به معنی تأیید پدیدة رفتار جمعی در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. افزون بر آن، ارزیابی توان
مقایسهای مدلهای مختلف نشان میدهد مدل مبتنی بر بتا در مقایسه با مدلهای مبتنی بر پراکندگی بازده از توان
توضیحدهندگی بالاتری در تبیین پدیدة رفتار جمعی برخوردار است.
مالی رفتاری، رفتار جمعی، پراکندگی مقطعی بازده، مدل فضای حالت، بورس اوراق بهادار
تهران.
بنیان های رفتاری سیاست تقسیم سود
دوره 10، شماره 39، پاییز 1391، صفحه 83-104
غلامرضا سلیمانی امیری، نرگس گودرزی
چکیده با توجه به اینکه میزان سود تقسیمی یکی از عوامل اثرگذار و نهایی در تصمیمگیری سرمایهگذاران میباشد،
سیاست تقسیم سود شرکتها به عنوان تعیینکننده میزان تقسیم سود، در میان عوامل موثر بر تصمیمگیری نقش
پررنگی در تصمیمات سرمایهگذاری افراد خواهد داشت. ویژگیهای رفتاری سرمایهگذاران به دلیل اثری که بر
تصمیم آنها میگذارد، بر سیاست تقسیم سود شرکتها نیز اثرگذار است. این ویژگیهای رفتاری دامنه گسترده-
ای را شامل می شود که در این پژوهش، تعدادی از آنها بررسی میگردد. در این پژوهش سعی بر آن است که با
اندازه گیری میزان صبوربودن و زیانگریزی سهامداران، رابطه این رفتارها با سیاست تقسیم سود بررسی شود.
داده های موردنیاز برای انجام تحقیق حاضر، از بانک های اطلاعاتی سازمان بورس و اوراق بهادار تهران برای 77
شرکت، در یک دوره 5 ساله از 6831 تا 6831 جمع آوری شد و رابطه بین متغیرها از طریق آزمون های ضریب
همبستگی و رگرسیون چندگانه بررسی شد. در نهایت رابطه معناداری میان صبور بودن و سیاست تقسیم سود بر
اساس شاخص تاریخ شروع پرداخت سود و شاخص میزان تعدیل سود یافت نشد. از سوی دیگر رابطه بین نسبت
تقسیم سود و شاخص رشد سود شرکت، معنادار اما معکوس میباشد. در نتیجه بر اساس معیار شاخص رشد سود
شرکت، رابطه معناداری بین سیاست تقسیم سود و زیانگریزی سهامداران وجود دارد. اما بر اساس شاخص
ریسک بازار رابطه معناداری میان زیانگریزی و سیاست تقسیم سود شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق
بهادار تهران یافت نشد.
سیاست تقسیم سود، مالی رفتاری، سهامداران صبور، سهامداران زیان گریز
کاربرد راهبردهای توالی و معکوس در بورس اوراق بهادار تهران
دوره 8، شماره 31، پاییز 1389، صفحه 121-141
علی سعیدی، فریدون رهنمای رودپشتی، فرزانه بیک زاده عباسی
چکیده دو راهبرد توالی و معکوس به عنوان ابزارهای سرمایه گذاران در بازار سهام مورد استفاده قرار میگیرند. براساس این دوراهبرد سعی میشود با استفاده از عملکرد گذشته، عملکرد آینده پیش بینی شود. راهبرد توالی، حرکت در مسیر بازار است و اعتقاد دارد که روندهای اخیر ادامه خواهند داشت؛ در مقابل راهبرد معکوس حرکت در جهت خلاف مسیر بازار میباشد و اعتقاد دارد که روندهای اخیر در بلند مدت عکس خواهند شد. در این پژوهش در فاصله زمانی سه ساله 1386-1384 به تشکیل و نگهداری سبدهای سهام اقدام شده است تا برتری هریک از این راهبردها در دوره های مختلف تشکیل و نگهداری مشخص گردد. بر این اساس، 6 دوره تشکیل از 1 تا 6 ماه و 36 دوره نگهداری بررسی شده اند. نتایج نشان میدهد که در دوره های زمانی مشخص تشکیل و نگهداری، هردو راهبرد سودمند هستند. به طوری که برای دوره تشکیل از 1 تا 4 ماه، راهبرد توالی و برای دوره تشکیل 5 و 6 ماه، راهبرد معکوس سودمند است. در عین حال بهترین راهبرد توالی از دوره تشکیل 4 ماه و دوره نگهداری 36 ماه و بهترین دوره معکوس، از دوره تشکیل 5 ماه و دوره نگهداری 35 ماه حاصل میشود.
