ثبات رفتاری در ارزش گذاری موسسه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

2 عضو هیئت علمی دانشگاه ولی عصر رفسنجان

چکیده

با گذشت زمان، مدل ها و تئوری های ارزش گذاری موسسه از فرمول خیلی ساده ارزش فعلی به سمت روابط پیچیده تری تکامل یافته است. اما رابطه اطلاعات میان ارقام حسابداری و ارزش موسسه به گونه ای موجز توسعه نیافته است. سرمایه گذاران، مشاورین سرمایه گذاری و تحلیل گران مالی استفاده از ارقام حسابداری را به مثابه زیرمجموعه ای از اطلاعات به کار رفته در شکل گیری انتظارات راجع به توزیع احتمال نرخ بازده تداوم می بخشند.
در نهایت، به آن اندازه که تحلیل گران مالی و مشاورین سرمایه گذاری در غلبه بر بازار میکوشند استفاده آنها از پیدایش انتظارات میتواند تحت الشعاع ویژگی های شخصی قرار گیرد. یکی از این ویژگی ها، پدیده "ثبات رفتاری" میباشد. در روانشناسی، ثبات رفتاری معطوف به پدیده ای از رفتار نوع بشر است:
«فرد یک مفهوم را به موضوعی منتسب مینماید و قادر به دیدن و استفاده از مفهوم جایگزین نیست.»
کاربرد این مفهوم را در حسابداری میتوان چنین بیان کرد: «اگر نتایج حاصل از روشهای مختلف حسابداری را به عناوینی از قبیل سود، بهای تمام شده  نظیر آن منتسب نماییم، کسانی که حسابداری را به خوبی درک نمیکنند، به این واقعیت نمی اندیشند که ممکن است روشهای جایگزین دیگری وجود داشته باشد و آن نتایج را عاید نماید. در چنین کوردی تغییر در فرایند حسابداری بر تصمیمات اثر میگذارد.»
فرضیه ثبات رفتاری در حسابداری یعنی سرمایه گذاران ارزشی از اوراق بهادار را مدنظر دارند که از ارقام حسابداری معینی نظیر سود هر سهم به دست می آید، قطع نظر از اینکه چگونه محاسبه شده یا محتوای اطلاعاتی آن چیست. به بیان دیگر، سرمایه گذاران روی ارقام حسابداری و نه محتوای اطلاعاتی آن، ثبات رفتاری دارند. آزمون عملیاتی فرضیه اصلی مورد نظر با آزمون یک سری از فرضیات فرعی به دست آمد که با داده های گردآوری شده متناسب بود.
کلیه آزمون های انجام شده اشاره بر این داشتند که سوال شوندگان در نمونه (نمونه آماری از میان پاسخ های دریافتی و معتبر 38 پاسخنامه بود)، موسسه ای را که تغییر روش به میانگین داده (سود گزارش شده کاهش یافته و جریان نقدی اش افزایش یافته است) به مراتب پایین تر از موسسه مشابه آن که روش Fifo  را ادامه داده رتبه بندی نموده اند.
 

عنوان مقاله [English]

Functional Fixation on the Valuation of the Firm

نویسندگان [English]

  • Hamid khaleghi Moghadam 1
  • Abdol Mehdi Ansari 2
چکیده [English]

Valuation theories and models have evolved over time from the very simple present value formulation to more complex relationships. But the causality between accounting numbers and the value of the firm has not been succinctly developed investors, investment advisors, and analysts continue to utilize accounting numbers as a subset of the information used in forming expectations about the probability distribution of rates of   return.
Finally, to the extent that investment analysts and advisors try to beat the market, their Utilization Of information in making expectations can be colored by their personal, individualistic attributes. One of these attributes is the phenomenon of functional fixation.
In psychology,   functional   fixation refers to a phenomenon   of most human behavior: "the individual attaches a meaning to a title or an object and is unable to see alternative meanings or uses.
In applying this concept to accounting, they extrapolated that: "if the outputs from different accounting methods are called by the same name, such as profit, cost, etc..., people who do not understand accounting well, tent to neglect the fact that alternative methods may have been used to prepare the outputs. In such a case, a change in the accounting process clearly influences the decisions.
"Functional fixation hypothesis in accounting, that is, investors have a value from securities in mind which is obtained from some certain accounting figures, such as earning per share, without paying attention to how it is calculated, or what is its information content. On the other hand, investors have functional fixation on accounting figures, not on its information content.
The operational testing of the central hypothesis is achieved by testing a series of sub-hypotheses which are tailored to fit the type of data generated by the experiment.
All  of  the  given  tests  pointed  up  this  matter  that, respondents  in the sample (the statistical sample was chosen from received and valid answers of 38 answer sheets) have classified the firm which has changed the method of the weighted average (its reported profit is decreased and its cash inflow is increased), much lower than its similar firm which has continued Fifo method.